 بر حذر می‏داشت چون آن با اعتدال و آسانی دین اسلام مخالف است و او همچنین خبر داد که تعمق کننده مستحق هلاک و خسران است و این حدیث صحیح از او روایت شده است که فرمود: تعمق کنندگان قطعاً هلاک می‏شوند.(8)  این را سه بار گفت. بر این اساس بی قاعدگی خوارج و مخالفت با آنان با این اصول برای ما روشن می‏شود و همچنین کسانی که بر روش آنان که بر اساس بی عدالتی و تندروی مخالف با آسانی و سهولت اسلام استوار است، می‏روند. زیرا اسلام دین سهولت و آسانی است و پیامبر(ص) فرموده است: «دین آسان است و هر کس در دین افراط و تندروی کند مغلوب می‏شود پس درست عمل کنید و نزدیک به آن عمل کنید.»(9) .
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مسلم، کتاب زکات، شرح نووی (7/171).
2) تلبیس ابلیس.
3) همان منبع، ص (93).
4) الفصل، ابن حزم (4/191)، الخوارج، ناصر سعودی، ص (183).
5) الخوارج، سعودی، ص (183).
6) تلبیس ابلیس، ص (95)، الخوارج، سعودی، ص (184).
7) الخوارج، سعودی، ص (84).
8) مسلم، کتاب علم، شرح النووی (16/220).
9) بخاری، کتاب ایمان، فتح الباری (1/93).یکی از بزرگترین آفتهای خوارج جهل آنان نسبت به کتاب و سنت و فهم نادرست و کم تدبیری و کم اندیشی آنان و قرار ندادن نصوص و آیات و احادیث در محل صحیح نزول آنهاست. ابن عمر اعتقاد داشت که آنان بدترین بندگان خدا هستند. او می‭گوید: آنان آیاتی را که درباره کفار نازل شدند، بر مؤمنان حمل نمودند(1) . وقتی درباره حروریة (خوارج) سوال شد، گفت: آنان مسلمانان را تکفیر می‭کنند و جان و مالشان را مباح می‏شمارند و چندین زن را به نکاح خود در می‭آوردند و اگر زنی نزد یکی از آنان بیاید، با وجود آن که همسر داشته باشد، او را به ازداواج خود در می‭آورد. من کسی را مستحق‏تر از آنان برای قتل نمی‏دانم(2) . از جمله جهالتهای آنان نسبت به شرع خداوند این است که اعتقاد داشتند حکمیت گناهی است که موجب کفر می‏شود و کسی که در این معصیت قرار می‏گرفت به اعتقاد آنان می‏بایست به کفر خود اعتراف می‭کرد سپس توبه او پذیرفته می‭شد(3) . این همان چیزی بود که آنان از علی(رض) خواستند آنان از علی خواستند که به کفر خود اعتراف کند سپس توبه کند، اینکه خوارج، علی و مهاجرین و انصار همراه او را خطاکار می‏دانستند و اعتقاد داشتند که خودشان از آنان عالم‏تر و در ارائه رأی و نظر سزاوارترند، به خداوند قسم این عین جهل و گمراهی است(4) .
از جمله جهالتهای ناشایست و کریه آنان این بود که وقتی عبدالله بن خباب(رض) و زن باردار همراه او را یافتند، درباره اموری او را مورد سوال قرار دادند سپس نظر او را درباره عثمان و علی(رض)جویا شدند و او از هر دوي آنان به خوبی تمجید کرد، بنابراین آنان بر او خشم گرفتند و او را تهدید به بدترین نوع قتل کردند و او را به قتل رساندند و شکم آن زن را شکافتند(5) .هنگاميكه یک خوک اهل ذمه از کنار آنان می‏گذرد، یکی از آنان آن را می‏کشد و سعی می‭کند که خود را از کشتن آن بری و بی حساب کند و در پی صاحب خوک گشته و او را به خاطر آن خوک راضی می‭کند. چه جای تعجب دارد، آیا در نزد کسی که ادعای اسلام داشته باشد حرمت خوکها بیشتر از حرمت خون مسلمانان است(6) . اما آن عبادت جاهلان است که هوس و شیطان در قلب آنان قرار داده است.(7)  ابن حجر می‭گوید: خوارج از آن جایی که مخالفان خود را تکفیر کردند، خون آنان را مباح دانستند اما اهل ذمه را رها کردند و گفتند: نباید عهدی که با آنان دارند، نقض کنند و به‭این ترتیب جنگ با مشرکان را رها کردند و به جنگ با مسلمانان مشغول شدند، همه ‭اینها از آثار عبادت جاهلان است کسانی که سینه و قلب شان به نور علم گشایش نیافته و به‭یک ریسمان مطمئن از آن چنگ نزده‏اند و در مورد آنان همین بس که در مقابل رسول الله (ص) و امر او سر برتافتند و ظلم را به او نسبت دادند. از خداوند سلامت را طلب می‏کنیم.(8) 
ابن تیمیه درباره آنان می‭گوید: آنان نادانانی بودند که به دلیل جهلشان از سنت و جماعت جدا شدند.(9)  به‭این ترتیب روشن می‏شود که جهل یکی از صفات آن طایفه از طوایف منتسب به اسلام بود و جهل یک مرض سختی است که صاحب خود را از جایی که احساس نمی‭کنند، هلاک می‏گرداند. و بلکه او قصد خیر دارد اما جهل او را در ضد آن (شر) قرار می‏دهد.(10)  
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) ظاهرة الغلولفی الدین، محمد عبد الحکیم، ص (114).
2) الاعتصام (2/184، 183).
3) مصنف ابن ابی شیبة (15/313، 312)، ألبانی در ارواء الغلیل (8/119، 118)، تلبیس ابلیس ص (93).
4) الخوارج، سعودی ص (186).
5) تلبیس ابلیس، ص (93).
6) فتح الباری (12/285). 
7) الخوارج، سعودی.
8) فتح الباری (12/301).
9) منهاج السنة (3/464).
10) نوادر الاصول، محمد حکیم ترمذی ص (54)، خوارج، سعودی ص (188).امير مؤمنان علي(رض) شرح داده كه مستحب است وقتی نماز گزار آيه‌ي رحمت را تلاوت كرد، از خداوند طلب رحمت كند و هنگامی‌که آيه‌ي عذاب را تلاوت كند، از عذاب خداوند به او پناه ببرد. از عبد خير همداني روايت است که گفت: شنيدم علي در نماز آيه‌ي (سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ الْأَعْلَى)(اعلی/1).یعنی: تسبيح و تقديس كن پروردگار والا مقام خود را .(1)
از حجر بن قيس مدري روايت است که گفت: شبي به خدمت اميرمؤمنان علي بودم، شنيدم در نماز شب (تهجّد) قرآن تلاوت می‌كرد و آيه‌ي: 
(أَفَرَأَيْتُم مَّا تُمْنُونَ(58) أَأَنتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخَالِقُونَ(59) نَحْنُ قَدَّرْنَا بَيْنَکُمُ الْمَوْتَ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ(60) عَلَى أَن نُّبَدِّلَ أَمْثَالَکُمْ وَنُنشِئَکُمْ فِي مَا لَا تَعْلَمُونَ(61) وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولَى فَلَوْلَا تَذکَّرُونَ(62) أَفَرَأَيْتُم مَّا تَحْرُثُونَ(63) أَأَنتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ(64) لَوْ نَشَاء لَجَعَلْنَاهُ حُطَامًا فَظَلَلْتُمْ تَفَکَّهُونَ(65) إِنَّا لَمُغْرَمُونَ(66) بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ(67) أَفَرَأَيْتُمُ الْمَاء الَّذِي تَشْرَبُونَ(68) أَأَنتُمْ أَنزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنزِلُونَ(69)) (واقعه 58-69) 
وقتی به اینجا رسید که خداوند می‌فرماید: «آيا هيچ درباره‌انچه كشت مي‌كنيد انديشيده‌ايد؟‏ آيا شما آن را مي‌رويانيد، ‌يا ما مي‌رويانيم‌؟» علی (رض) سه مرتبه گفت: البته شما ای پروردگارا! .
و معنی آیات فوق بدینصورت است: آيا درباره نطفه‌اي كه (به رحم زنان) مي‌جهانيد، انديشيده‌ايد و دقت كرده‌ايد؟ آيا شما آن را مي‌آفرينيد، و‌يا ما آن را مي‌آفرينيم‌؟ما در ميان شما مرگ را مقدر و معين ساخته‌ايم و هرگز بر ما پيشي گرفته نمي‌شود (و كسي بر ما چيره نمي‌گردد و از دست ما بدر نمي‌رود). هدف (از قانون مرگ) اين است كه گروهي از شما را ببريم و گروه ديگري را جاي آنان بياوريم و (سرانجام) شما را در جهاني كه نمي‌دانيد آفرينش تازه ببخشيم. شما كه پيدايش نخستين (اين جهان را ديده‌ايد و آن را لمس و اوضاع آن را) دانسته‌ايد، پس چرا ‌يادآور نمي‌گردي