تل عمد و ولی دم مقتول برادر هستند. می‭فرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ  »، بنابراین به درستی قاتل قتل عمد بر اساس نص قرآن مؤمن است و خداوند برای او به برادری دینی و ایمانی حکم می‏دهد و برای کافر یا مؤمنان چنین برادری نیست. (10)
اینها برخی از ادله اهل سنت در جواب به خوارج و نظرشان درباره گناه کبیره هستند و این اعتقاد در نزد علمای اهل سنت ثابت شده و در کتابهایشان قید کرده‭اند که برخی از سخنانشان را به اطلاع شما می‏رسانم:  
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الاباضیّة فی موکب التاریخ، علی معمر (1/133).
2) فتح القدیر، شوکانی (1/105).
3) تفسیر السعدی (1/103).
4) البخاری، کتاب الجهاد، فتح الباری (6/149).
5) البخاری، کتاب الدیات، فتح الباری (12/201).
6) بخاری، کتاب الحدود، فتح الباری (12/75).
7) مجموع الفتاوی (7/671).
8) الخوارج، سعودی ص (117، 116).
9) تفسیر ابن کثیر(4/211).
10) الفصل فی الملل و النحل و الأهواء و النحل (3/235).امیرالمؤمنین علی(رض) می‭گوید: مردم به ناچار باید حکومت داشته باشند چه عادل و نیکو کار باشد و یا فاجر باشد. به او گفتند: حکومت نیکوکار را می‏دانیم، اما این حکومت فاجر، دیگر چیست؟ گفت: تا به وسیله آن راهها امن، حدها جاری و با دشمن جهاد شود و غنائم تقسیم گردد.(1)  بنابراین حکم امامت بر امت اسلامی‏واجب است چون اگر بدون امام باشند، همگی گناه کارند چون خداوند متعال می‭فرماید:
(أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنکُمْ) النساء: ٥٩ 
«ای کسانی که‭ایمان آورده‭اید، خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیای امر خود را نیز اطاعت کنید».
ابن کثیر درباره‭این آیه می‭گوید: در ظاهر امر - خداوند بهتر می‏داند - این آیه عام و مربوط به همه اولیای امر و علما می‏شود(2) . این معنی راجح است وجه استدلال از این آیه‭ این است که خداوند پاک و منزه اطاعت از اولیای امر مسلمانان که همان امامان هستند، را بر آنان واجب گردانیده است. امر به اطاعت بر وجوب نصب ولی امر دلالت دارد چون خداوند متعال به اطاعت از کسی که وجود نداشته باشد، امر نمی‏کند و اطاعت از کسی که وجودش اختیاری و مطلوب باشد، را واجب نمی‏کند. بنابراین امر به اطاعت از او، امر به‭ایجاد او را اقتضا می‏کند و دلالت بر این امر دارد که ‭ایجاد امام برای مسلمانان بر آنان واجب است(3) . رسول‭الله(ص) می‭فرماید: «هر کس بمیرد در حالی که بیعتی بر گردن او نباشد، به مرگ جاهلی مرده است»(4) . یعنی بیعت با امام و این به وضوح بر وجوب نصب امام دلالت می‏کند چون وقتی که بیعت بر گردن مسلمان واجب شده باشد و بیعت هم جز برای امام نیست، بنابراین امام نیز واجب است و صحابه(رض) و همچنین بزرگان بعد از آنان بر وجوب امامت اجماع نظر دارند. از جمله موارد دیگری که وجوب امامت را حتمی‏می‏کند، آن دسته از احکام واجبی است که شریعت آنها را آورده است و جز امام کسی مسوول آنها نیست و این احکام بدون وجود امام درست نیست(5) . احکامی‏همچون جهاد، حج، اجرای حدود و سایر موارد که جز با قدرت و حکومت عملی نمی‏شوند(6) . شریعت روشن کرده است که از جمله حقوق امام، گوش دادن به او و اطاعت از او در غیر از معصیت خداوند متعال است. رسول‭الله(ص) می‭فرماید: هر کس از من اطاعت کند، از خدا اطاعت کرده است و هر کس از من نافرمانی کند از خدا نافرمانی کرده است و هر کس از امیر و فرمانروا اطاعت کند از من اطاعت کرده است و هر کس از امیر سرپیچی کند از من سرپیچی کرده است(7) . شریعت گذار اطاعت از امام را تا زمانی که به‭یک معصیت دستور ندهد، واجب کرده است و اگر به معصیت خدا دستور داد، اطاعت از او در آن مورد و کمک به او جایز نیست و باید در اطاعت از خدا تا جایی که امکان دارد به او کمک شود و از او خواسته شود که به اطاعت از خدا کمک نماید(8)  بنابراین موضع مسلمان، نصیحت برای اولیای امر مسلمانان است چون پیامبر(ص) در حدیث صحیحی که از ابن رقیه تمیم بن اوس داری(رض) روایت شده است می‭فرماید: «دین نصیحت است» این را سه بار گفت. گفتیم: نصیحت برای چه کسی ای رسول‭الله؟ فرمود: «برای خداوند عزیز و بزرگوار، برای کتاب او و رسول او و برای امامان مسلمانان و عامه آنان»(9) . 
ابن حجر(رح) می‭گوید: نصیحت امامان مسلمانان در واقع کمک به آنان در آنچه که مسوؤل انجام آن هستند و همچنین آگاه کردن آنان در صورت غفلت و پوشش دادن کجیهای آنان در صورت لغزش و ایجاد وحدت درباره آنان و بازگرداندن قلبهای رمیده به سوی آنان است. بزرگترین نصیحت به آنان دور کردن آنان از ظلم با آنچه که بهتر است، می‏باشد، از جمله امامان مسلمانان، امامان اجتهاد هستند و نصیحت به آنان با نشر علوم و کرامتها و بزرگواریهای آنان و ایجاد حسن ظن نسبت به آنان عملی می‏شود.(10)  
خوارج با این اصل راهنما مخالفت کردند و به دلیل کوچکترین دلایل بر امامان مسلمانان خروج کردند. آنان این کار را با امیرالمؤمنین علی که خدا از او راضی باشد و او را خشنود گرداند، انجام دادند، خونهارا ریختند، راهها را بستند، حقوق را تضییع نمودند و چنان مسلمانان را تضعیف کردند که دشمنان به آنان هجوم آوردند و به آنان ضربه زدند. اینها از جمله زیان و ضررهای خروج علیه امیرالمؤمنین علی(رض) بود. همچنین خوارج با شرط قریشی بودن امام که جمهور مسلمانان بر آن اجماع داشتند، مخالفت کردند و گفتند: این امر اختصاص به قریش ندارد و آنان هیچ مزیتی نسبت به دیگران ندارند بلکه هر کس که شایسته امامت باشد، بدون در نظر گرفتن نسبت او، جایز است امامت را به عهده بگیرد.(11) 
آنان در این‏باره برای عقیده و مذهب خود این استدلالها را آورده‎اند: 
الف: گفتند: شرط قریشی بودن برای امامت عاقلانه نیست چون عقل مانع از این نمی‭شود که اگر کسی برای این امردر میان غیر از آنان وجود داشته باشد و از آنان بهتر باشد.
ب: خداوند نبوت را در یک قوم خاص قرار نداد، پس چگونه امامت را این گونه قرار می‏دهد؟
ج: قرآن بر این امر دلالت نمی‏کند چون خداوند متعال می‭فرماید:
(إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ) الحجرات: ١٣ 
« همانا گرامی‏ترین شما نزد خدا، با تقواترین شماست »
د: آنان به‭این قول رسول الله (ص) استدلال کردند که فرمود: هیچ عربی بر هیچ عجمی‏جز به واسطه تقوا برتری ندارد(12)  
ه-: به‭این قول رسول الله (ص) استدلال کردند که فرمود: « اگر یک بنده حبشی دماغ بریده بر شما امیری کرد مادامی‏که کتاب خدا را در بین شما پیاده کند، از او بشنوید و از او اطاعت کنید »(13) .
و: انصار شرط قریشی بودن را تائید نکردند چون اگر آن شرط را تائید می‭کردند خواستار امامت برای خودشان نمی‭شدند و مهاجرین به واسطه آن به آنان پاسخ می‏دادند(14) .
ز: رسول‭الله(ص) افرادی از غیر قریش را برای امیری امتها، ولایتها و امارتهای بزرگ برگزید و هر آنچه که جایز باشد، برای فرعهای آن نیز جایز است و هر آن چه که ممنوع باشد برای فرعهای آن نیز ممنوع است(15) .
---------------------------