 نیست که فتوا دهد و کسی که به سخنان دروغ علم نداشته باشد، نباید بگوید این در نزد من دوست داشتنی‏تر است(14) . اما برخی از معاصران در مطابقت دادن عدم جایز بودن تقلید، به خطا رفته و آن را به طور یکسان بر مردم عوام و علما حمل کرده‭اند و بین توانا، ناتوان و بین اصول و فروع تفاوتی قائل نشده‏اند. حال نتیجه چه می‏شود؟ روی گردانی از سخنان علما و حتی این امر به سفیهانه خواندن آراء علما و کنار نهادن روشهای آنان رسیده است چون این تقلید مذموم است. سپس جسارت نسبت به فتوی و استخراج مستقیم احکام از قرآن و سنت و بدون فراگیری علومی‏که ‭این امر را برایشان میسّر نماید(15) .

- آنان کسانی هستند و ما هم برای خودمان کسی هستیم: 
این سخن جالبی است که موجب اعجاب برخی از معاصران شده است چون این سخن به معنی توجه به خود و خودداری از تحت فرمان دیگران بودن است و این چیزی است که برخی از مردم به آن رغبت دارند. این سخن را امام فقیه ابوحنیفه(رح) گفته است. اما برخی از مردم گوینده آن و ویژگیهای او ومناسبت آن را فراموش کرده‭اند و به محض خواندن آیه قرآن و یا حدیث بلافاصله احکام را از آن می‏گیرند و به ندرت به شرح و درک امامان و علما از آن آیات و احادیث توجه می‭کنند و در نزد آنان مانعی برای بی ارزش دانستن آنها وجود ندارد و وقتی به‭این افراد گفته شود: چه کار می‏کنید؟ صبر کنید و درنگ نمائید و در احکام علما تأنی و تأمل کنید و ابتدا به فهم و درک علمای خود توجه کنید، می‏گویند: آنان کسانی هستند و ما هم برای خود کسی هستیم. بله شما از حیث ساختار بدنی و طبیعتهای بشری با هم مساوی هستید، اما آیا می‏دانید صاحب این عبارت کیست؟ و مناسبت آن چیست؟ او یک امام عالم و فقیه است که خداوند با یک فهم واندیشه نافذ و برتر و علمی‏سرشار و تقوای قلب بر او منت گذاشت و آن را در جایی خاص به زبان آورد و گفت: اگر سخنی از قرآن یا سنت باشد، من به آن دو اقدام می‏کنم اما اگر سخن صحابی باشد من از آن خارج نمی‏شوم و اگر سخن یک تابعی باشد، آنان کسانی هستند و ما هم برای خود کسی هستیم(16) . بنابراین باید موضع سخن و مناسبت آن معلوم می‏شود تا این که در مطابقت دادن آن به انحراف نرویم. بله آنان علمایی مجتهد هستند. اما آیا شما هم این چنین هستید؟(17) 
روش صحابه(رض) دریافت مستقیم از قرآن وسنت بود: 
برخی از معاصران بعد از اینکه روش صحابه بزرگوار در میان مردم قدیمی‏و کهنه شده است، آن را دوباره در پیش گرفته و برای استخراج احکام به قرآن و سنت روی آورده‏اند و راهنمایی گرفتن از فهم علمای اسلام روی گردانده‏اند و می‏گویند: قرآن و سنت برای ما کافی است و فهم و درک مردگان برای ما حجت و استدلال نیستند، آن دو منبع صاف و زلال هستند و ما آن را با هیچ چیزی کدر و آلوده نمی‏کنیم. در اینجا آنان اشتباه کرده و تیرشان به خطا رفته است(18) . چون دریافت مستقیم و برخورد بی واسطه با قرآن و سنت، حد وحدود و شرایط خاص خود را دارد. هر مسلمانی می‭تواند به طور مستقیم با قرآن و سنت در تعامل باشد تا اینکه اصول عقاید و اخلاق، پندها، عبرتهای روشن و ارزشمند را بشناسد. خداوند سبحان و متعال این امور را آشکار نموده و به کامل‏ترین شکل بیان نموده است به طوری که مادامی‏که انسان زبان قرآن را بداند در فهم آنها با هیچ مشکلی مواجه نمی‭شود. اما شناخت امور دقیق و ریز در عقاید و احکام، دایره‭اش تنگ‏تر و محدودتر از مورد قبلی است به طوری که فقط افراد با کفایت و توانمند می‭توانند وارد آن شوند. همان کسانی که به علومی ‏فراتر از زبان و اصول و حدیث مجهز هستند که آنان را در فهم نیک و استنباط دقیق توانمند نموده و از انحراف در برابر امور متشابه و امور پنهان و پوشیده باز می‏دارد و صحابه بزرگوار بر اساس این تفکیک آگاهانه عمل کرده‭اند. وقتی که مسائل برای آنان پیش می‏آمدند و در معرض امور واقع می‭شدند، اگر آن امور از نوع اول بودند، به آسانی و سهولت کامل به آنها پی می‏بردند و اگر از نوع دوم بودند یعنی متشابه و پنهان بودند اقدام نمی‭کردند تا اینکه از علما و فقهای خود سوال می‭کردند. این روشی است که پیروی از آن شایسته است که همان روش عقل و حکمت است و از جمود محفوظ می‏دارد و از آشوب و هرج ومرج جلو گیری می‏کند(19) . برداشت و فهم بدون معلم از مسائل توسط برخی منتج به نتایج و اثرات سوء و خطرهایی بزرگ شده است که مهمترین آنها کنار نهادن میراث علوم و فنون مختلف گذشتگان، گردنکشی و تکبر در مقابل علما، گرایش سطحی و ظاهری در فهم نصوص، اقدام و جسارت به فتوا دادن و افکار اهل غلو است(20) .
اسلام به ما آموخته است که علم ابوابی دارد همان گونه که آدابی دارد و خوشبخت کسی است که علم را از راه مخصوص آن فرا گیرد و به آداب آن آراسته گردد و ما در طول تاریخ کسی را ندیده‭ایم که به طور مستقیم به قرآن و سنت بپردازد و بر اساس فکر خود عمل نماید و احکام را در اولین گامهای خود استنباط کند و بعد از آن به سخنان گذشتگان بنگرد و یا از آنها روی بگرداند ما این روش را از کسی ندیده‭ایم مگر گروه‏ اندک خوارج عرب بدوی جاهل که از فقه بی بهره و از فقها بی نصیب بودند و خوارجی که به راه آنان رفتند(21) .
علما از دریافت علم به طور مستقیم از کتابها بدون راهنمایی گرفتن از آراء و درک و فهم اهل علم، بسیار برحذر داشتند چون این یکی از ابواب تحریف، اشتباه، تبدیل احکام، بدون علم سخنی را به خدا نسبت دادن، حلال کردن حرام وحرام کردن حلال می‏باشد. ابن جماعه در جریان یادآوری آداب جوینده علم در انتخاب یک شیخی که از او علم فرا گیرد و از او اخلاق را بیاموزد، می‭گوید: باید جوینده علم تلاش کند که شیخ او از جمله کسانی باشد که بر علوم شرعی اشراف کامل داشته و در کنار آن با بزرگان موثق عصر خود بحثها و نشستهای فراوان و طولانی داشته باشد و کسی نباشد که علم را از میان ورقهای کتابها فرا بگیرد و با بزرگان ماهر و با تجربه همنشینی نداشته باشد.
شافعی(رح) می‎گوید: هر کس در درون کتابها به جستجوی احکام بپردازد، احکام را تباه خواهد کرد. یکی از علما می‭گوید: یکی از بزرگترین مصیبتها دریافت علم از روزنامه‏هاست(22) .خدا خیر دهد کسی را که‭این اشعار را گفته است:
1) من یأخذ العلم عن شیخ مشافه-ة         یکن من الزیغ و التصحیف فی حرم
2) و من یکن آخذا للعلم من صحف         فعلم-ه عن-د اهل الع-لم کالعدم
1- هر کس که علم را به طور شفاهی از شیخی فرا بگیرد از انحراف و خطا و اشتباه در امان خواهد بود.
2- و هر کس آن را از روزنامه‏ها بگیرد علم او در نزد اهل علم همچون عدم و نیستی است.
علمای سلف گفته‏اند: قرآن را بر مصحفیها (قرآن فروشها) نخوانید و علم را از روزنامه نگاران فرا نگیرید(23) .
ابوزرعه می‭گوید:یک روزنامه نگار برای مردم فتوا نمی‏دهد و یک مصحفی برای آنان قرآن نمی‏خواند(24) . 
خداوند متعال می‌فرمايد: (فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِن کُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ) انبياء:7
«اگر نمی‏دانید از پژوهندگان کتابهای آس