مانی بپرسید». 
خداوند متعال دوست ندارد کسی قبل از محقق شدن امور به آنها بپردازد و آنهارا آشکار و منتشر نماید، که در این صورت صحیح نخواهد بود(25) ، معنی این عبارت این نیست که ما مردم را از درس خواندن و علم آموزی منع کنیم بلکه فراگیری علم یک واجب است و از گهواره تا گور مطلوب است، ما می‏گوییم: مردم هر چه قدر درس بخوانند باز هم به اهل تخصص محتاج و نیازمند خواهند بود. علم شرعی اسباب و ادواتی دارد که آنان به تحصیل آنها اقدام نکرده‭اند و اصولی دارد که در شناخت و فراگیری آنها ممارست نداشته‏اند و فروع و مکملاتی دارد که وقت‏شان و کارهایشان به آنان اجازه نداده که به آنها بپردازند(26) .
نه جسارت و گستاخی و رهایی و شتاب بی قید و بند باشد و نه تنبلی و سستی، جمود فکر واندیشه، ممنوعیت بحث و بررسی و محدودیت و تحریم برای تعقل باشد، بلکه ما فقط یک جدیت و تلاش همراه با تأنی و اثبات کردن، اندیشه وتاکید کردن و سوال کردن درباره ‭اشکالات پیش آمده می‏خواهیم، و بهترین امور حد متوسط آنها است(27) . 
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) التکفیر جذوره و اسبابه، ص (14، 15)، ظاهرة الغلوفی فی الدین، ص (313).
2) اعلام الموقعین (2/200).
3) همان منبع (2/200)
4) همان منبع (2/201)
5) اعلام الموقعین (2/201)، جامع بیان العلم و فضله (114/2).
6) ظاهرة الغلو فی الدین، ص (316).
7) جامع بیان العلم و فضله (2/114، 115).
8) تاریخ الطبری (5/688).
9) الفتاوی (15/20).
10) همان منبع (20/203، 204).
11) ظاهرة الغلو فی الدین، ص(318).
12) جامع بیان العلم و فضله (2/46، 47).
13) همان منبع (2/47).
14) همان منبع (2/47).
15) ظاهرة الغلو فی الدین، ص (319).
16) همان منبع، ص (319).
17) همان منبع، ص (320).
18) ظاهرة الغلو فی الدین، ص(321).
19) همان منبع، ص (323).
20) همان منبع، ص (323).
21) همان منبع، ص (234).
22) تذکرة السامع و التکلم فی آداب العالم و المتعلم، ص (87).
23) الفقیه و المتفقة، خطیب بغدادی (2/97).
24) همان منبع (2/ 97).
25) تفسیر ابن کثیر.
26) الصحوة الاسلامیة، ص (306).
27) ظاهرة الغلو فی الدین، ص (326).علما وارثان پیامبرانند بنابراین شایسته است که در جامعه راهبر و راهنما باشند و وجود ادبی، علمی‏و مرجعی خود را به کمک اخلاق، تلاش و علم‏شان در میان مردم تحمیل کنند، آنان وظیفه دارند که برای ساختن جامعه‭ای سالم بر اساس دین و علمی‏که از این دین آموخته‏اند، حرکت کنند و هر یک از حاکم و محکوم را در محل صحیح خود قرار دهد، یعنی حاکم را به پایبندی به شریعت الهی باز گردانند که از این طریق ظلم سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در جامعه از بین می‏رود و همچنین محکومین را به پایبندی به اوامر و نواهی الهی باز گردانند که از این طریق فساد اخلاقی، روحی، رفتاری جامعه برطرف شود و یا این که علما حداقل در این راه تلاش کنند و با توجه به میزان خلوص نیت مردم برای خدا و به مقدار تلاشی که برای اصلاح ارائه می‭کنند، اصلاح جامعه محقق شود. علما همواره در جامعه نقش رهبری و پیشگامانه داشته‏اند و مردم نیز چه حاکمان و چه محکومان، این نقش را برای آنان قائل بوده‭اند.
رهبران سیاسی بی‎دین (علمانیها) در میان مسلمانان فقط بعد آن ظاهر شدند که علما در نقش خود در رهبری امت و ارشاد آن کوتاهی کردند. مردم هرگز به کسانی دیگر به جای علمای خود راضی نمی‭شدند و امت اسلامی‏در همه گوشه‏های دولت علمای خود را دوست داشتند و آنان را بزرگ می‏داشتند و در اطراف آنان گرد می‏آمدند و در هنگامی‏که مسأله دشواری برایشان پیش می‏آمد و مصیبتی آنان را در بر می‏گرفت، بعد از خداوند سبحان و متعال به آنان پناه می‏بردند چون مردم جایگاه علما و قدرت آنان را در ایجاد تحرک و پوشش هر گونه مصیبتی که بر آنان نازل می‭شد، می‏شناختند و همچنین حکام نیز ارزش و احترام علما را یا به خاطر علاقه به آنان و یا به خاطر ترس از آنان نگه می‏داشتند علمای مسلمانان نیز همیشه مشغول به درس و تحصیل نبودند، بلکه آنان پیشاپیش مجاهدان و مبارزان و پیشاپیش امر کنندگان به معروف و نهی از منکر قرار داشتند و در شادیها و غمها شریک امتشان بودند و برخی از آنان به‭این دلیل با مصائب و مشکلاتی مواجه شدند، اما این امور آنان را در پرداختن به وظایفشان سست و بی رمق نکرد(1) ، چون آنان معنی وارث بودن پیامبران را فهمیده بودند.
علما همان فقهای اسلام و کسانی هستند که فتواها بر اساس سخنان آنان در بین مردم ارائه می‭شد و فقط آنان به استنباط احکام می‏پرداختند و به ثبت قواعد حلال و حرام عنایت داشتند(2) . علما همان امامان دین هستند که‭این منزلت و جایگاه عظیم را به واسط اجتهاد، صبر و یقین به دست آوردند
(وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَکَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ) السجدة: ٢٤ 
«و چون شکیبایی کردند و به‭ایات ما یقین داشتند برخی از آنان را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما مردم را هدایت می‭کردند».
علما وارثان پیامبران هستند که علم را از آنان به ارث برده و آن را در سینه خود حمل می‭کنند و همه اعمال خود را بر اساس آن تطبیق می‏دهند و مردم را به آن فرا می‏خوانند. علما گروهی هستند که برای فهم در دین خدا از این امت دور شدند سپس به وظیفه دعوت و مأموریت هشدار دادن می‏پردازند بنابراین باید در میان مردم باشند و به عنوان وارثان پیامبران به وظیفه خود عمل کنند و از انزوا و دوری جستن از مردم و مشکلات آنان و اکتفا به وظیفه ابلاغ و هشدار بیرون بیایند و بلکه تربیت، تهذیب، ارشاد و راهنمایی مردم و صبر و شکیبایی بر همراهی و ملازمت با آنان و حل مشکلات فکری، روانی، اجتماعی، سیاسی و... مردم را بر اساس شرع خداوند متعال در پیش گیرند.
بنابراین علما هدایت گران مردم هستند که هیچ عصر وزمان بدون آنان نیست تا این که امر خداوند بیاید و آنان تا قیام قیامت در رأس طایفه منصوره قرار دارند. رسول الله (ص) می‭فرماید: «طایفه‭ای از امت من همواره به امر الهی خواهند پرداخت که کسانی که آنان را خوار کنند و یا با آن مخالفت کنند، ضرری به آنها نمی‏رسانند تا این که امر الهی محقق شود و آنان پشتیبان مردم هستند»(3) . لذا شایسته نیست که بسیاری از علما از وظایف خود در قبال دعوت خداوند متعال شانه خالی کنند و مردم را بدون یک رهبری که آنان را به سوی خیر و رستگاری رهنمون کند، رها کنند.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) ظاهرة التکفیر، امین حاج محمد احمد، ص (181). 
2) اعلام الموقعین (1/7).
3) البخاری، کتاب الاعتصام، شماره (7311).از مهم ترین عواملی که منجر به بروز پدیده غلو می‏شود، سرکوب سیاسی ناشی از ظلم به افراد و ملتهاست و ظلم به مردم چیزی است که با اهداف شریعت و آنچه که خداوند و رسول او(ص) در محقق شدن عدالت و نفی ظلم به آن امر کرده ند، مخالف است(1).
---------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الخوارج، ناصر العقل، ص (126).همانگونه که خوارج، برخی از آیاتی که درباره کفار نازل شده بودند، 