چون گوش و چشم بودي، خداوند تو را در كتابش صدّيق ناميد. ‌آنجا كه می‌فرمايد:
(وَالَّذِي جَاء بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ أُوْلَئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ)(زمر/33)
(كساني كه حقيقت و صداقت را با خود آورده‌اند (و از سوي خدا به مردمان ابلاغ كرده‌اند كه پيغمبرانند) و كساني كه حقيقت و صداقت را باور داشته‌اند (و برابر آن رفته‌اند كه مؤمنانند) آنان پرهيزگاران واقعي هستند). 
زماني كه همه بُخل ورزيدند، تو سخاوت كردي و اموال و دارایی‌هایت را در اختيارش قرار دادي، در كارهاي سخت، زمانی که دیگران نشستند و خودداري کردند، تو‌ يار و‌ ياورش بودي. هنگام سختي او را به بهترين شكل همراهي و مصاحبت نمودي، ‌يكي از آن دو‌يار غار كه‌ آرامش خدا بر او نازل گرديد، تو بودي. رفيق پيامبر در راه هجرت و جانشين او در دين خدا و امتش تو بودي، آنگاه كه عده‌اي از مردم مرتد شدند، به بهترين شكل ممكن خلافت نمودي و چنان از عهده‌ي كار برآمدي كه فقط خليفه‌ي بر حق پيامبر مي‌توانست برآيد، در زمان سُستي اصحاب قيام كردي، در زمان ضعف آنان به ميدان آمدي، در زمان ناتواني ایشان قوي و نيرومند بودي و در وقت سستي ديگران نسبت به پایبندی به منهج و شيوه‌ي رسول خدا، پايبندي نمودي، همانگونه بودي كه رسول‎ الله (ص) فرمود: از نظر جسمی‌ضعيف و در اجراي فرمان خداوند قوي، در دل فروتن و متواضع و در نزد خداوند بزرگ، در چشم مردم محترم و در دلشان محبوب بودي، طعنه و ايراد بهانه جويان در حق تو نابجاست، هيچ مخلوقي در نظرت كوچك و كم ارزش نبود و افراد ضعيف در نظرت قوي و با عزّت بودند، تا جايي كه ‌آنان را به حقشان مي‌رساندي، در اجراي قوانين الهي، خويش و بيگانه نزد تو ‌يكسان بود و نزديكترين مردم به تو كسي بود كه بيشتر فرمانبردار خداوند بود و بيشتر پرهیزکار بود، تو صادقانه از حق پيروي مي‌كردي و سخن تو محكم و قطعي بود، فرمان تو با بردباري و استواري همراه و نظر و رأي تو عالمانه و آگاهانه بود، دين خدا با تو تعادل ‌يافت و ايمان به وسيله تو تقويّت گرديد، فرمان خداوند توسط تو آشكار و علني شد. به خدا سوگند! در ايمان به خدا از همگان با فاصله زياد سبقت گرفتی و كسان بعد از خود را (به سبب لیاقتی که بیش از همه داشتی) به سختي و مشقّت انداختي، در به دست آوردن خير به توفيق آشكار دست ‌يافتي. إنا لله و إنا اليه راجعون! (به حكم خداوند راضي شديم و تسليم امر او هستيم). سوگند به خدا مسلمانان پس از رسول ‎الله به مصيبتي(ص) همانند مصيبت از دست دادنت گرفتار نخواهند شد، چون تو براي دين عزّت و دژي محكم و محافظي قوي بودي، خداوند تو را به پيامبرش محمّد(ص) ملحق كند و ما را از پاداش تو محروم ننماید و بعد از تو گمراه نگرداند.
راوي می‌گويد: مردم تا تمام شدن كلام علي(رض) سكوت كرده بودند و سپس چنان گريستند كه صدايشان بلند شد و گفتند: راست گفتي(2) .
در روايتي ديگر آمده كه سيدنا علي وقتي آمد، ابوبكر(رض) با پارچه پوشیده شده بود، فرمود: كسي با نامه‌ي اعمالش به ملاقات پروردگارش نخواهد رفت كه برايم از اين پوشیده شده محبوب‌تر باشد.(3)  
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الكامل ابن الاثير 2/76، المختصر من كتاب الموافقة زمخشري /70-100.
2) التبصير، ابن جوزي 1/477 الي 479 بنقل از اصحاب الرسول 1/108.
3) تاريخ الذهبي، عهد الخلفاء الراشدين /120.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:148.txt">مقدمه</a><a class="folder" href="w:html:149.xml">اوّل: همكاري در امور قضايي</a><a class="folder" href="w:html:155.xml">دوّم: نقش علي(رض) در تنظيم امور مالي و اداري در دوران خلافت عمر(رض)</a><a class="text" href="w:text:159.txt">سوم: مشورت عمر(رض) با علي(رض) در مسائل جهادي و امور دولتي</a><a class="folder" href="w:html:160.xml">چهارم: رابطه‌ي علي و فرزندانش با عمر</a><a class="text" href="w:text:169.txt">پنجم: ازدواج سيدنا عمر با ام كلثوم دختر علي و فاطمه</a><a class="folder" href="w:html:170.xml">ششم: اي دختر رسول خدا(ص) كسي از پدرت نزد ما محبوبتر نبوده و كسی بعد از پدرت براي ما محبوبتر از تو نيست</a><a class="text" href="w:text:173.txt">هفتم: اختلاف بين عباس و علي و داوري عمر در ميانشان</a><a class="folder" href="w:html:174.xml">هشتم: عمر، علي را با اهل شورا براي خلافت كانديد كرد، و گفتار علي بعد از شهادت عمر در مورد او</a></body></html>علي بن ابی طالب(رض)يكي از اعضاي برجسته و حتّي مشاور اوّل شوراي دولت عمر(رض) بود و سيدنا عمر (رض) قدر فضيلت فقه و حكمت علي را مي‌دانست و در باره‌اش نظر نيكو و مساعدي داشت. مستند است كه درباره‌ي او گفت: علي در قضاوت از همه‌ي ما آگاهتر است(1) .
ابن جوزي مي‌نويسد: ابوبكر و عمر با علي مشورت مي‌كردند و عمر مي‌گفت:
«پناه بر خدا از مشكلي كه در حل آن ابوالحسن نباشد».(2) 
مسروق می‌گويد: مردم معلومات دين را از شش نفر مي‌گرفتند كه عبارتند از: عمر، علي، عبدالله، ابودرداء، أبي بن كعب، زيد بن ثابت(رض). سپس درباره‌ي اين شش نفر تحقيق كردم، ديدم علمشان به سه نفر ختم مي‌شود، دانشمنداني در مدینه و شام و عراق، دانشمندي در مدينه، دانشمندي در شام و دانشمندي در عراق. دانشمند مدينه علي ابن ابي طالب و عالم كوفه عبدالله بن مسعود و عالم شام ابودرداء است. هرگاه هر سه نفر (گرد هم آيند)، دانشمند عراق و شام از دانشمند مدينه سؤال مي‌كنند، امّا او از آنها سؤال نمي‌كند.(3) 
علي(رض) در دوران خلافت خلفاي پيش از خود از نزديكترين افراد به ایشان بود، آنان را حمايت و پشتيباني مي‌كرد و در مشاوره دریغ نمی‌کرد، براي حل مشكلات و پيشنهاد راه حل براي مسائلي كه در نصوص قرآن و سنّت نیست، اجتهاد مي‌كرد و با مساعدت خلیفه در تنظيم برنامه‌ها و راهكارهاي دولت نوپاي خلافت، نهايت تلاش خود را به كار مي‌بست و براي اثبات اين مدعا شواهد زيادي وجود دارد كه به برخي اشاره مي‌کنيم:
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الاستيعاب في معرفه‌الاصحاب /1102، المعرفه و التاريخ 1/481.
2) فضايل الصحابه، ش/1100 إسناد آن ضعيف است.
3) المعرفه و التاريخ، فسوي 1/444.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:150.txt">1- حكم علي در مورد زن ديوانهاي كه بارها مرتكب زنا شده بود</a><a class="text" href="w:text:151.txt">2- دو برابر نمودن مجازات (حد) كسي كه شراب مينوشد</a><a class="text" href="w:text:152.txt">3- حق نداری به جنین آسیب برسانی</a><a class="text" href="w:text:153.txt">4- امور مجهول را به سنّت برگردانید</a><a class="text" href="w:text:154.txt">5- بر من تعرض کرده و مرا نزد خانواده‌ام خوار کرد</a></body></html>بنی‌هاشم در میان قریش از همه بالاتر و برتر بودند و با مطالعه تاریخ و کتابهای سیره که تعدادشان هم زیاد نیست، براحتی می‌توانیم استنباط کنیم آنان چه قدر از خوبیها و ارزشهای انسانی برخوردار بوده‌اند و در هر چیز میانه و در حدّی شایسته قرار داشتند و دارای عقلی سالم و ایمانی قوی به ارزشهای کعبه بودند، در پرهیز از ظلم و دفاع از حق و بلندی همّت، مهربانی بر مظلومان و ضعفاء، سخاوت، شجاعت و تمام شاخصه‌های جوانمردی در 