د فراخواندند، امّا به‭یاری او قیام نکردند، دیدند که در کنار آنها کشته شد بی‌آنکه به‭یاریش بشتابند، و چنین به نظرشان آمد که زمانی این لکه‭ی عار و ننگ از چهره‭ی آنها زدوده خواهد شد که قاتل او را بکشند، یا به خاطر او بجنگند، به همین خاطر در کوفه به پنج نفر از سران شیعه متوسّل شدند؛ که عبارت بودند از: سلیمان بن صرد خزاعی، که او هم‌ صحبتی و مجالستی با پیامبر(ص) داشته است، مسیب بن نجبه رازی که‭یکی از اصحاب و یاران و برگزیدگان علی بوده است، عبدالله بن سعد بن نفیل ازدی، عبدالله بن وائل تیمی، رفاعه بن شداد بجلی. سپس آن پنج نفر در منزل سلیمان بن صرد جمع شدند آنها بهترین‌های یاران علی بودند، و همراه با آنان جماعتی از شیعه و برگزیدگان و سرشناسان آنها هم حضور داشتند(2) ، این اجتماع، یک اجتماع عمومی ‏بود و همه‭ی شیعیان وقت را شامل می‌شد. در کنار سلیمان بن صرد هفده هزار نفر جمع شدند، که سلیمان از کمی تعداد ‏آنها ناراحت بود، به همین خاطر حکیم بن منقذ را به کوفه فرستاد تا با صدای بلند ندا سر دهد، در نتیجه مردم با آنها خارج شدند درحالی که تعدادشان به نزدیک بیست هزار نفر بود..
در همین اثنا مختار بن ابی عبید ثقفی به کوفه آمد و دید که شیعه به سلیمان بن صرد توجه کرده و او را بیش از حد بزرگ کرده و آماده‭ی نبرد هستند، پس همین که نزد آنها در کوفه مستقر شد، محمدبن علی بن ابی‌طالب که همان محمد بن حنفیه است را فراخواند و او را به «مهدی» ملقّب کرد، از این رو تعداد زیادی از شیعیان او را دنبال کردند و از سلیمان ‌بن صرد جدا شدند، شیعه به دو گروه تقسیم شدند: اکثریت که با سلیمان بودند و می‌خواستند حمله کنند تا انتقام خون حسین را بگیرند و دسته دیگر با مختار بودند که می‌خواستند برای دعوت به امامت محمدبن حنفیه خارج شوند و البته ‭این کار بدون دستور ابن حنفیه بود وتنها درباره‭ی او شایعه ‌پراکنی می‌کردند تا مردم را از این طریق فریب دهند و به اهداف پلید و فاسد خود برسند(3) . این آغاز اجتماع شیعه بود.
سپس مورخان ذکر می‌کنند که سلیمان بن صرد با شیعیانی که همراهش بود، به سوی شام خارج شد، در نتیجه در کنار چاهی به نام «عین الورده» با اهل شام برخورد کردند و نبرد شدیدی را آغاز کردند که تا سه روز طول کشید. ابن کثیر می‌گوید: پیر و جوان تا به حال چنین جنگی ندیده بود، چیزی مانع جنگ آنها نمی‌شد مگر اوقات نمازها وجنگ تا شب ادامه می‌یافت(4) ، سپس با کشتن سلیمان بن صرد و بسیاری از یارانش و شکست همه‭ی آنها، جنگ میان آنها به پایان رسید و مابقی یاران سلیمان، به کوفه بازگشتند(5) . 
امّا مختار وقتی که افراد بازمانده سپاه سلیمان به کوفه بازگشتند، و جریان خود را برای او تعریف کردند، نسبت به سلیمان و کشته ‌شدگان سپاهش ابراز ترحّم کرد و گفت: 
امّا بعد: من امیر مأمون و قابل اطمینان هستم و ستم‌پیشگان و فاسدان را اگر خدا بخواهد خواهم کُشت، پس آماده شوید و بشارت بدهید(6) .
ابن کثیر می‌گوید: در حقیقت قبل از باز آمدن آنها، وی از طریق الهامی‏که از طرف شیطان دریافت می‭کرد، خبر هلاک آنها را به مردم داده بود. زیرا گاهی شیطان نزد او می‌آمد، و به او الهام می‌کرد شبیه آنچه شیطان به مسیلمه‭ی کذّاب الهام می‌کرد.(7)  سپس مختار آن فرمان و بیانیه را به نواحی و شهر و روستاها از سرزمین عراق و خراسان فرستاد و پرچم‌ها را برگزید، سپس مختار شروع کرد به دنبال کردن و ردیابی قاتلان حسین و از بزرگ و کوچک هر چه می‏یافت به قتل می‏رسانید.(8)  
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ طبری (6/487-50).
2) البدایة و النهایة (8/254).
3) مرجع سابق، 8/254.
4) مصدر سابق، 8/257.
5) منبع سابق.
6) همان منبع (8/258).
7) همان منبع (8/257).
8) همان منبع (8/271).متفرّق شدن شیعه‭ی رافضه از زیدیه و باقی فرقه‏های شیعه و متمایز شدن آنها با این نام و عقیده‭ دقیقاً در سال (121 هجری) بود، یعنی وقتی که زید بن علی بن حسین(رض) علیه هشام بن عبدالملک قیام کرد(1) ، و تعدادی از شیعیانی که در سپاهش بودند، نسبت به ابوبکر صدّیق و عمر اظهار بدگویی و اتهام کردند، او آنها را از این کار منع کرد و راضی به‭این کار نبود، امّا آنها او را ترک کردند، در نتیجه به رافضه نامگذاری شدند، و طایفه‭ی باقی‌مانده با او، زیدیه نامگذاری شد(2) .
ابن تیمیه - رحمه‌الله - می‌گوید: اوّلین بار که واژه‭ی رافضی در اسلام شناخته شد، وقت قیام زید بن علی در اوایل قرن دوّم هجری بود. در آن هنگام درباره‭ی ابوبکر صدّیق(رض) و عمر(رض) از او سؤال کردند، او هم به علاقمندی نسبت به آنها و پذیرفتن ولایت ایشان اذعان کرد، در نتیجه جماعتی او را ترک و رفض کردند و به رافضه نامگذاری شدند(3) . ابن تیمیه گفته است: از همان زمان که زید قیام کرد، شیعه به دو گروه رافضه و زیدیه تقسیم شد، زیرا وقتی که زید درباره‭ی ابوبکر و عمر مورد سؤال قرار گرفت، نسبت به آنها ابراز دلسوزی و ترحم کرد، جماعتی وی را رفض و ترک کردند، آنگاه او به آنها گفت: شما مرا رفض و ترک کردید، به همین خاطر، به رافضه نامگذاری شدند، چون زید را رفض کردند و آن شیعیانی که وی را رفض و ترک نکرده‏بودند، زیدیه نامگذاری شدند، چون به زید منسوب بودند(4) . از آن تاریخ، رافضه از باقی گروه‌های شیعه جدا شده، به فرقه‌ای مستقل که نام و رسم و عقیده‭ی مخصوص به خود را دارد، تبدیل شده است، و خداوند تعالی داناتر است.
علاوه بر این علمای فرقه‌شناس پیرامون گروه‌های منسوب به شیعه سخن گفته‏اند و گروه‌های زیر را از جمله گروه‌های منسوب به شیعه برشمرده‏اند: سبئیه، غرابیه، بیاتیه، مغیریه، هاشمیه، خطابیه، علبائیه، کیسائیه، زیدیه، جادودیه، سلیمانیه، صالحیه و بتریه بعضی از این فرقه‌ها به اغراق و غلو بسیار زیادی دست یازیده اند و بعضی دیگر از اغراق و غلو کمتری برخوردار است. افرادی که خواهان کسب اطلاعات بیشتری هستند، باید به کتاب (مقالات الاسلامیین) ابوالحسن اشعری، (الملل و النحل) شهرستانی، (الفرق بین الفرق) ابوظاهر بغدادی و (فرق معاصره) اثر دکتر غالب بن علی عواجی مراجعه کند. البته راجع به کتاب اخیر باید گفت: این کتاب تا جایی که من اطلاع دارم بهترین کتاب ازمیان تألیفات معاصرین است.(5)  
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ طبری (7/160)، الانتطار للصحب و الآل، ص 47.
2) الانتصار للصحب و الآل، ص 47.
3) مجموع الفتاوی (13/36).
4) منهاج‌السنه: (1/35).
5) البته به نظر این حقیر (مترجم) مطالعه کتاب (سیارات الفکر الاسلامی) نوشته دکتر محمد عماره هم خالی از لطف نیست و می‌تواند در این زمینه خیلی مفید باشد.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:635.txt">مقدمه</a><a class="folder" href="w:html:636.xml">اوّل: منزلت و جایگاه امامت نزد آنها و حکم کسی که آن را انکار کند</a><a class="folder" href="w:html:644.xml">دوّم: عصمت از دیدگاه شیعه ي رافضه</a><a class="folder" href="w:html:652.xml">سوم: از دیدگاه امامیه وجود نص صریح شرط 