زد عربها که‌ از مفاهیم ارزشمند و خصلتهای حمید و نیکو است، کم نظیر بودند، از این رو خصوصیّات و صفات مذکور موجب شده بود که ‌اجداد و نیاکان پیامبر (ص) بر دیگران برتری داشته باشند و از طرفی اخلاق و رفتارشان موجب برتری بر دیگران شده و از طرفی دیگر اخلاق و رفتارشان را با مکارم اخلاقی سازگار کرده بود، امّا آنان در زمانی زندگی می‌کردند که هنوز پیامبر مبعوث نشده بود و با باورها و عبادات جاهلی، تربیّت یافته بودند و بنی‌هاشم با فداکاری، سخاوت، بخشش و خدمت به مردم به بالاترین درجه و مقام در اجتماعشان رسیده بودند.از ابوظبيان جبني روايت است: زني را نزد سيدنا عمر(رض) آوردند كه مرتكب زنا شده بود، دستور داد كه وي را سنگسار كنند، در مسير راه به علي برخوردند، پرسيد: چه شده؟ گفتند: مرتكب زنا شده و عمر(رض) دستور رجم او را صادر کرده، علي او را از دست شان نجات داد و آنها نزد عمر(رض) بازگشتند، پرسيد: چرا بازگشتيد؟ گفتند: علي(رض) ما را باز گرداند. خليفه (عمر) گفت: علي اين كار را نكرده مگر با دلیلی كه داشته‌ است، لذا به دنبال علي فرستاد، علي(رض) آمد در حاليكه ‌آرام به نظر مي‌رسيد، خلیفه پرسيد: چرا اينها را برگرداندي؟ گفت: مگر نشنيده‌اي كه پيامبر(ص) فرموده: «رفع القلم عن ثلاث: عن النائم حتي‌يستيقظ و عن الصّغير حتي‌ يكبر و عن المبتلي حتي ‌يعقل؟»: (قلم(ثبت گناه) از سه كس برداشته شده: از فرد خواب تا بيدار شود، از كودك تا وقتی که بزرگ (بالغ) شود و از فرد گرفتار (به ديوانگي و بي هوشي) تا هوشيار شود؟) گفت: چرا، شنیده‌ام. علي گفت: اين زن دچار مرض بي‌هوشي و ديوانگي است كه ‌از فلان قبيله ‌است، شايد در حالي مرتكب زنا شده كه در حالت عادي نبوده، بلكه بي‌هوش‌ يا ديوانه بوده، عمر گفت: من از اين موضوع خبر نداشتم و آن زن را رجم نكرد.(1) در حقيقت سيدنا عمر خبر نداشت كه‌ آن زن ديوانه است.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مسند احمد، الموسوعة الحدیثیة، ش/1328 صحيح لغيره‌است.سيدنا عمر(رض) در دو برابر كردن مجازات شرابخوار طبق نظريه و ديدگاه علي(رض)عمل كرده بود، علّت آن بود كه شرابخواري در سرزمينهاي اسلامي، به ويژه شهرهايي كه تازه مسلمان شده بودند، شایع و عادی بود، بنابراين علي به عمر مشاوره داد كه مجازات (حد) شرابخوار را تا دو برابر‌ يعني تا هشتاد ضربه شلاق افزايش دهد و آن را مانند كمترين حد از حدود شرعي قرار دهد و اجرا كند. علّت اين نظريه‌اش را به ‌اين صورت شرح داد كه: شراب خوار مست مي‌شود و هذيان مي‌گويد، وقتی که هذيان مي‌گويد: تهمت مي‌زند و مجازات تهمت زننده هشتاد شلاق است .(1)
از علي(رض) مستند است كه مي‌گفت: اگر من حد را بر كسی اجرا ‌كنم و بر اثر آن بميرد، در دلم احساس ناراحتي می‌كنم، جز برای شرابخوار، چرا كه ‌اگر شرابخوار زير شلاق اجراي حد بميرد ديه (خونبهايي) دارد و به همین دليل است كه رسول ‎الله (ص) حد آن را اين قدر (هشتاد تازیانه) اجرا نكرده ‌است .(2)
بيهقي جمله‌ اجرا نكردن رسول ‎الله (ص) را به بيشتر از چهل ضربه زدن توجيه كرده‌ است، يعني رسول ‎الله (ص) شرابخوار را فقط چهل ضربه شلاق مي‌زد و ‌يا معنايش اين است كه شرابخوار را با شلاق مجازات نمي‌كرد، بلكه با كفش و چادر و لنگ چهل ضربه مي‌زدند و الله ‌اعلم.(3) 
فقها از اعمال و رفتار خلفاي راشدين چنين استنباط كرده‌اند كه مجازات شراب خوار هشتاد ضربه شلاق است، اين رأی مالك، ثوري، ابوحنيفه و ديگر فقهايي است كه ‌از آنها پيروي كرده‌اند و دليل آنها در اين حكم فقهي، اجماع صحابه ‌است؛ آن دسته‌از صاحب نظراني كه گفته‌اند مجازات (حد) شرابخوار چهل ضربه ‌است، كساني چون ابوبكر، شافعي و امام احمد متفق‌القول هستند و سيدنا عمر گفت: بيشتر از چهل تازیانه تعزير به حساب مي‌آيد كه هر گاه ‌امام مناسب و شايسته ببيند، می‌تواند اجرا كند و این رأی صحیح شافعي هم هست.(4)  ابن تيميه نيز تمایل به ‌این نظريه دارد و مي‌گويد: هرگاه شرابخواران كم شدند و حل اين مشكل آسان شد، همان چهل ضربه كفايت مي‌كند.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) إرواء الغيل آلباني 8/46-47، گويد اسناد آن ضعيف است و اين اثر را عبدالحميد علي در رساله‌اش خلافه علي بن ابي طالب، پيوست /30 تحقيق كرده‌است.
2) فتح الباري 12/66.
3) سنن الكبري، بيهقي 8/322.
4) المغنی(8/307)زني را پيش عمر(رض) آوردند كه حامله بود و به عمل زشت زنا اعتراف كرد، عمر(رض) دستور داد او را رجم كنند، در راهي كه‌ او را براي رجم مي‌بردند با علي(رض) برخورد كردند، پرسيد: اين زن را كجا مي‌بريد؟ گفتند: امير مؤمنان دستور داده رجم شود، علي(رض) او را برگرداند و پيش عمر رفت و گفت: آيا تو دستور رجم اين زن را داده‌اي؟ گفت: آري، او نزد من به زنا اعتراف كرده، علي گفت: تو بر زن تسلط و حاكميّت داري، امّا بر جنینی که در شكم اوست چه حاكميتی داري؟ علي گفت: نكند او را توبيخ كرده ‌یا ترسانده‌اي؟ گفت: آري اينگونه بوده، علي گفت: مگر نشنيده‌اي رسول ‎الله (ص) فرمود: بر كسي كه بعد از شكنجه ‌اعتراف كند حدي نيست و هر كس به زنجير كشيده شد يا زنداني و تهديد شد و اعتراف كرد، اعترافش اعتباری ندارد، لذا عمر(رض) هم آن زن را رها كرد و سپس گفت: زنان ناتوانند از اينكه فرزندي مانند علي ابن ابي طالب بزايند و اگر علي نبود، عمر هلاك مي‌شد .(1) 
ابن تيميه بر اين داستان تعليقي به اين شرح نوشت: هر چند اين داستان صحيح است، امّا عمر(رض) نمي‌دانسته ‌آن زن حامله‌ است و علي كه‌ از آن مطلع بود او را در جريان گذاشت، شكي نيست كه‌ اصل نسبت به انسان علم اوست و هر گاه ‌امام از حامله بودن زني كه سزاوار قتل و سنگسار است، بي‌خبر باشد، اگر مردم از حال آن باخبر باشند، از جمله وظايفشان است كه با امام ‌يا قاضي همكاري كنند. تا آنجايي كه در مورد عمر(رض) مي‌گويد: امام حقوق مردم را رعايت مي‌كند، حدود شرعي را اجرا مي‌كند و در بين تمام مردم حكم و داوري مي‌نمايد، با توجّه به ‌اينها در زمان سيدنا عمر(رض) اسلام چنان گسترش‌ يافت و پيروزي به دست آورد كه هرگز قبل از آن، تا اين حد پيشرفت نكرده بود، او همواره در حال قضاوت و فتوا بود، اگر دارای علم فراوان و سعه صدر نبود، هرگز توان انجام آن همه كارهاي بزرگ و طاقت‌فرسا را نداشت، بنابراين اگر از هزار و صد هزار مورد، ‌يك مورد را اشتباه كند كه به ‌او تذكر دهند و ‌يا فراموش نمايد تا هنگامی‌که به ‌او بگويند، چه‌ايرادي دارد؟ آيا چنين چيزي مي‌تواند عيب و ايراد باشد(2) ، ابن تیمیه این توضیحات را در ردّ رافضه بیان کرد.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) سنن سعيد بن منصور 2/96، ش 2083، المختصر من كتاب الموافقه /131.
2) منهاج السنة 6/42.زني را پيش عمر(رض) آوردند كه در حين عدّه با او ازدواج كرده بودند، عمر(رض) آن دو را از هم جدا كرد و پرداخت مهريه‌اش را به بيت المال واگذار نمود و گ