دگار عزتمند در قرآن کریم، اصول عقاید و حقایق آنها را بیان کرده است، و قرآن بیان‌کننده و روشنگر همه چیز است. خداوند متعال فرموده است: 
(وَنَزَّلْنَا عَلَيْکَ الْکِتَابَ تِبْيَانًا لِّکُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ) (نحل/89)
و ما اين كتاب (آسماني ) را بر تو نازل كرده‌ايم كه بيانگر همه‌چيز ( امور دين مورد نياز مردم ) و وسيله هدايت و مايه رحمت و مژده‌رسان مسلمانان ( به نعمت جاويدان يزدان ) است
خداوند متعال در حالیکه کتابش را توصیف می‌کند به‭اینکه در موضوعی که دین بر آن اقامه می‌شود، هیچ فروگذار نکرده است، می‭فرماید:
(مَّا فَرَّطْنَا فِي الکِتَابِ مِن شَيْءٍ) (انعام / 38)
در كتاب (كائنات) هيچ چيز را فروگذار نكرده‌ايم ( و همه‌چيز را ضبط و به همه چيز پرداخته‌ايم . بگذار تكذيب‌كنندگان هرچه مي‌خواهند بكنند )
اگر مسأله ‭اینگونه است، انسان مسلمان درباره‭ی سند این عقیده سؤال می‌کند؟! زیرا کتاب عظیم اسلام یعنی قرآن کریم، بارها درباره‭ی نماز و روزه و زکات و حج سخن می‌گوید، امّا درباره‭ی شأن ائمه اثنی عشریه، یا اینکه بعد از پیامبر(ص) چه کسی امام است، سخنی نمی‌گوید، به رغم آنکه امامت - همانگونه که نظریه‭ی شیعه رافضه می‌گوید - بزرگ‌ترین رکن دین است؟! آیا این شگفت‌انگیز و تعجب‌آور نیست که می‌بینیم قرآن جزئیات مربوط به چگونگی وضو گرفتن را ذکر می‌کند، و انواع خوراکی‌ها و مشروبات حرام را دسته‌بندی می‌کند، یک بار از جهاد سخن می‌گوید و بار دیگر از صلح و آشتی، به بحث و بررسی مسائل اخلاقی می‌پردازد؛ ولی عمداً امامت اثنی‌عشری را نادیده می‌گیرد، آن هم امامتی که آل کاشف العظاء آن را توصیف می‌کند به‭اینکه: «همچون نبوّت، منصبی الهی است». این نصوص قرآنی با وضوح هر چه تمام‌تر گواهی داده‏اند به‭اینکه قرآن در رابطه با مسأله‌ای که انسان‌ها بدان نیاز دارند، فروگذار و کوتاهی نکرده است، پس چگونه قضیه‭ی امامت را که شیعه‭ی امامی‏قائل به وجود نص صریح در مورد آن هستند از قلم می‌اندازد و آن را برای علمای شیعه باقی می‌گذارد تا خود، آن را شکل‌دهی کرده، نشانه‏های آن را مشخص کنند، با وجود آنکه نص بر ائمه – به ادعای خودشان - از طرف خداست نه از طرف آنها! (7) . 
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) این لقب بر اهل سنت گفته می‌شود، و بعضی اوقات هر مخالفی را در بر می‌گیرد.
2) اصول الکافی(1/392-393)؛ اصول الشیعة 2/905
3) مجموع الفتاوی (28/1/261، 262).
4) الأبانة، ابن بطه، ص 41.
5) اصول شیعه امامیه (2/916).
6) شیعه و شیعه گری احمد کسروی ص 66، اصول شیعه (2/916).
7) « ثم أبصرت الحقیقة »، محمد سالم، ص 130.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:645.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:646.txt">1- استدلال شیعه بر عصمت ائمه با قرآن کریم</a><a class="text" href="w:text:647.txt">نقد و بررسی استدلال و برداشت شیعه از آیه</a><a class="text" href="w:text:648.txt">2- آيه‌ي تطهير و حديث كساء</a><a class="text" href="w:text:649.txt">3- استدلال شیعه بر عصمت از روایات</a><a class="text" href="w:text:650.txt">4- دلایل عقلی شیعه بر مسأله‌ي عصمت</a><a class="text" href="w:text:651.txt">5 - نقد کلّی اصل عصمت ائمه</a></body></html>معصوم بودن امام در نزد شیعه‭ی رافضی امامیه، شرطی از شروط امامت است. و در تار و پود اعتقادی آنها، از اصول اوّلیه به شمار می‌رود. عصمت در نزد آنها، از اهمیت فراوانی برخوردار است. شیعیان چون صفات، قدرت، استعداد و توانمندی‌های علمی‏نامحدود را به ائمه خود بخشیده‏اند، به‭این اعتقاد رسیده‏اند که «امام هر کاری که انجام دهد در برابر هیچ کس از مردم مسؤول و پاسخگو نیست و اشتباه و خطا در عملکردهایش وجود ندارد، بلکه لازم است تصدیق کنیم و باور داشته باشیم که همه کارهای او خیر است و شری در آنها وجود ندارد. زیرا او به دانشی مسلح است که هیچ کسی بدان آگاهی ندارد».
از همین جاست که شیعیان در ضمن امتیازاتی که برای امام قایل شده‏اند، مقوله عصمت را هم برای او مقرر کرده‏اند و گفته‏اند: امامان در همه دورانهای زندگی‌شان معصوم هستند، هیچ گناه صغیره و کبیره‌ای را انجام نمی‌دهند، و از آنها هیچ نافرمانی و معصیتی سر نمی‌زند و اشتباه و فراموشی هم برای آنها جایز نیست.(1) 
جناب شیخ مفید در این رابطه به نقل اجماع پرداخته و گفته: «ائمه که در راستای اجرای احکام و اقامه‭ی حدود و صیانت از شرایع و تنبیه کردن قانون‌شکنان، به جای پیامبران نشسته‏اند، از معصومیتی همچون معصوم بودن پیامبران برخوردارند و جایز نیست که گناهی کبیره‭ یا صغیره از آنها سر بزند و نیز جایز نیست که در چیزی از امور دین دچار سهو و خطا شوند، چیزی از احکام دینی را فراموش نمی‌کنند. اعتقاد همه امامیه ‭این است، مگر افراد شاذ که به ظاهر روایات چسبیده و تأویلات آنها را که بر خلاف گمان نادرستش در این باب است، در نظر نگرفته است».(2)  
ابن مطهر حلی گفته است: «امامیه و اسماعیلیه گفته‏اند امام باید معصوم باشد، آنها با این نظریه، در مقابل همه فرقه‌ها ایستاده‏اند».(3)  
مجلسی هم این مسأله را اینگونه تأکید کرده است: «بدان که امامیه بر این اتفاق ‌نظر دارند که ائمه علیهم السلام از گناهان صغیره و کبیره معصوم هستند و اصلاً گناهی از آنها سر نمی‌زند، نه به عمد و نه از روی فراموشی و نه به خاطر اشتباه در تأویل و نه به خاطر اینکه از طرف خداوند متعال دچار سهو بشوند».(4)  
شیخ صدوق رافضی با سندش که آن را به دروغ به ابن‏عباس مرتبط ساخته، روایت کرده که گفته است: از رسول خدا(ص) شنیدم که می‌گفت: «من، علی، حسن و حسین و...نُه نفر از فرزندان حسین، معصوم هستیم»(5) . در تأیید و تثبیت این مطلب گفته است: «اعتقاد ما درباره‭ی پیامبران و رسولان و ائمه ‭این است که همگی آنها معصوم و از هر گونه ناپاکی و پلیدی پاک می‌باشند، آنها مرتکب گناه صغیره و کبیره نمی‌شوند و از زیر فرمان خداوند متعال در نمی‌روند، آنچه را که به آنها دستور داده شده انجام می‌دهند، هر کسی عصمت آنها را در مورد چیزی نفی کند در واقع جهل و نادانی را به آنها نسبت داده و هر کس که آنها را جاهل و نادان بداند، قطعاً کافر است».(6) 
البته‭این عقیده فقط به گذشتگان رافضی اختصاص نداشته، بلکه هم‌کیشان معاصر هم در این زمینه با آنها شریک شده‏اند، در همین رابطه محمّد رضا مظفر می‌گوید: «معتقدیم که امام همانند پیامبر(ص) است، لازم است که از همه رذالت‌ها و کارهای فاحشه ‌آمیز ظاهری و باطنی، از سنین کودکی تا به هنگام مرگ، عمداً و سهواً معصوم باشند. همانگونه لازم است که امام از سهو و اشتباه و فراموشی معصوم باشند.(7) 
زنجانی در (عقایدالامامیه)(8) ، بحرانی در (منارالهدی) صفحه‭ی(102) و سید مرتضی عسکری در(معالم المدرستین، ص 159) به این مسأله اشاره کرده‏اند.
امّا باید به‭این نکته‭اشاره کنیم که در مذهب شیعه آثار و روایت‌هایی وجود دارد که با این اعتقاد آنها مطابقت نمی‏کند، از این‏رو مجلسی حیران و 