فت: پرداخت مهريه‌ي ازدواجی را که منحل شده‌ اعلام می‌کنم و آن را برعهده‌ی زوج نمی‌گذارم و گفت: شما دو تا هرگز نمی‌توانيد با ‌يكديگر ازدواج كنيد. اين خبر به علي(رض) رسيد، گفت: از سنّت بي‌خبر بوده‌اند، در برابر استفاده جنسي بر مرد مهريه لازم مي‌شود و آن دو باید از ‌يكديگر جدا ‌شوند، وقتی عده‌ي آن زن تمام شد، آن مرد هم می‌تواند ‌يكي از خواستگاران اين زن باشد، در پي اين حكم علي، عمر(رض) برای مردم سخنراني كرد و گفت: هر كس از روي ناداني بر خلاف سنت كاري كرده، به سنت بازگردد و عمر(رض) از حكمی‌که صادر کرده بود رجوع كرد و حكم علي(رض) را اجرا نمود.(1)
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) المغني و شرح الكبير 11/66-67.جعفر بن محمَد گفت: زني را پيش عمر(رض) آوردند كه شیفته‌ی ‌يكي از جوانان انصار شده بود و علاقمند بود با آن جوان ازدواج كند، وقتي آن جوان ابراز بي‌علاقگي كرد و حاضر به ازدواج با او نشد, زن حیله‌ای اندیشید، بنابراين تخم مرغي شكسته و زرده‌ي آن را جدا كرد و سفيده‌اش را روي شلوار و بين پاهايش ريخته بود، سپس پيش عمر آمده و داد و فرياد راه ‌انداخته و گفت: اين مرد بر من تعرض كرده و مرا در ميان خانواده‌ام رسوا كرده، اين هم نشانه و اثر كار او. لذا عمر(رض) از زنان سؤال كرد و خواست وضعيتش را بررسي كنند، زنان گفتند: در لباس و بدنش اثري از مني وجود دارد، عمر خواست جوان را مجازات كند، آن جوان فرياد مي‌زد و مي‌گفت: اي اميرمؤمنان در مورد اين مسأله دست نگه‌دار و تحقيق كن، سوگند به خدا من مرتكب عمل زنا نشده‌ام و حتّي قصد چنين كاري را نكردم، او از من درخواست اين كار را كرد، در حالي كه من خودم را از گناه مصون داشتم و از پاسخ مثبت به خواسته‌اش خودداري كردم. در نتيجه عمر به علي گفت: اي ابوالحسن نظر تو در مورد اين دو نفر چيست؟ علي(رض) به لباس آن زن نگاه كرد و سپس آب داغ خواست، آب داغ را بر روي لكه‌ي لباس ريخت، در نتيجه ‌آن سفيدي منجمد شد و آن را برداشت و بوئيد و چشيد، متوجه شد تخم مرغ است، لذا آن زن را توبيخ كرد و در نتيجه ‌آن زن (به دسیسه‌اش) اعتراف كرد(1). 
از این حادثه چند نکته پندآموز را استنباط می‌کنیم که به شرح زيراند:
الف- وسايل و ابزار اثبات حكم شرعي در قضاوت‌هاي اسلامي، شامل اقرار، شهادت، قسم و انكار مي‌باشد و تا بررسي نشانه‌ها و فراصت قاضي هم ادامه دارد. 
ب: اهمیت دادن عمر به مشورت با بزرگان صحابه در مسائل جديد، به ويژه با علي که در نزد عمر به منزله‌ي نيروي شاخص و داراي تشخيص قوي بود.(2) 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الطرق الحكميه، ابن قيم /48.
2) الاجتهاد في الفقه‌الاسلامي عبدالسلام سليماني /145.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:156.txt">1-همكاريهاي علي در تنظيم و برنامه‌هاي امور مالي</a><a class="text" href="w:text:157.txt">2- علي و تنظيم برنامه‌هاي اداري</a><a class="text" href="w:text:158.txt">3- عمر بارها علي را در مدينه به عنوان جانشين خود گذاشت</a></body></html>الف- مخارج دارالخلافه
بعد از اين كه عمر(رض) عهده‌دار خلافت شد تا مدّتي از بيت المال استفاده نمي‌كرد تا جايي كه سخت نيازمند شد و آنچه‌ از سود تجارتش به ‌او مي‌رسيد كفاف زندگی نمي‌كرد، چون به مسائل مردم بیش از کار و بازرگانی مشغول بود، لذا با اصحاب رسول ‎الله (ص) تشکیل جلسه داد و با آنها به مشاوره و رایزنی پرداخت و گفت: مدتي است با خودم در اين باره فکر می‌کنم، گرفتارم، شما چه صلاح می‌دانيد؟
سيدنا عثمان بن عفان(رض)گفت: از بيت المال مصرف کن و به ديگران هم طعام بده، سعيد بن زيد بن عمرو و بن نفيل نيز همين را گفت، عمر به علي گفت: «نظر تو چست؟ علی گفت: به اندازه‌ي غذاي صبح و شام خودت بردار، عمر(رض) به حرف علي(رض) عمل كرد و در آن جمع گفت: من بيت المال را حفظ خواهم نمود و خودم را به منزله‌ي سرپرست مال ‌يتيم در بيت المال مي‌دانم كه هرگاه بي نياز شدم از آن استفاده نمي‌كنم و هر گاه نياز داشتم به اندازه‌ي نياز از آن بر مي‌دارم.(1) 
ب: نظريه و ديدگاه علي درباره‌ي سرزمين سبز در عراق
بعد از اينكه سرزمين سبز و حاصلخيز عراق با جنگ فتح شد، تعدادي از صحابه به سيدنا عمر پيشنهاد كردند آن را بين مجاهدان تقسيم كند، امّا به دليل وسعت زياد و حاصلخيزي آن و دور انديشي عمر(رض) كه در آينده چه كساني به ‌آنجا خواهند آمد، قلباً راضي به تقسيم آن نبود، لذا با علي(رض) مشورت كرد که با او همرأی بود و به رأي علي(رض) عمل كرد و گفت: اگر مسلمانان دیگری نبودند، هر سرزمين و روستایی را فتح مي‌كردند، آن را همانطور كه پيامبر(ص) خیبر را تقسيم كرد، بين اهالي آن تقسيم مي‌كردم.(2) 
ج: بايد همه را تقسيم كني
مقداري مال آوردند و تحويل خليفه دادند، آنها را بين مسلمانان تقسيم كرد و چيزي از آن باقي ماند، با صحابه مشورت كرد كه ‌آنها را چه كار كند، برخي گفتند: شايسته ‌است برای روز مبادا نگه داری، علي(رض) نيز در ميان جمع صحابه ساكت نشسته بود، عمر(رض) مي‌خواست رأي علي را بشنود، علي نيز ‌يادآور شد که در زمان رسول‎ الله (ص) اموالي كه‌ از بحرين آوردند، همه را تقسيم كرد، بنابراين عمر به علي گفت: ناگزير بايد آن را تقسيم كني، لذا علي نيز آن را تقسيم نمود، ظاهراً اين موضوع قبل از تقسيم ديوان‌ها بوده ‌است.(3) 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الخلافة الراشدة، سندآن صحيح است /270 نوشته د.‌يحيي.
2) الاموال، قاسم بن سلام /57، خلافه علي ابن ابي طالب، عبدالحميد عل /75.
3) مسند امام احمد(1/94)لإاسناد أن ضعيف است چون منقطع است.آن گاه كه عمر(رض) احساس كرد لازم است تاريخ رسمی‌ثابت براي تنظيم امور اداري تعيين و ثبت شود، مردم را جمع كرد و از آنان پرسيد: تاريخ اسلامی‌را از چه روزي بنويسم؟ علي(رض)گفت: از روزي كه رسول‎ الله (ص) هجرت كرده و سرزمين شرك را ترك و رها كرد. عمر(رض) نيز همين كار را كرد .(1)
از نظر سيدنا عمر(رض)، علي(رض) افضلترين فردي بود كه مي‌توانست مردم را رهبري كند، روايت است: عمر(رض) با ‌يكي از انصار صحبت كرد و گفت: از نظر شما چه كسي بعد از من شایسته خلافت است؟ آن مرد تعدادي از مهاجران را برشمرد، امّا علي(رض) را ذكر نكرد، عمر(رض)گفت: شما كجا و علي كجا؟ سوگند به خدا اگر آن را بعد از من خليفه كنيد حق را برايتان اقامه خواهد نمود، هرچند از حق خوشتان نيايد.(2)  بعد از اين كه ضربه خورد به پسرش عبدالله بن عمر گفت: اگر خلافت را به آن سر طاس (علي) بسپارد، آنها را رهبري نموده و از پس آن برمی‌آید.(3) 
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) التاريخ الكبير، امام بخاري 1/9.
2) تاريخ الكبير بخاري (1/9)
3) بغية الباحث عن زوئد مسند الحارث، تحقيق حسين احمد، 3/74 صحيح الاسناد خلافة علي /76.الف: عمر عازم «ماء صراء» شد و اردو زد
ماجرا از اين قرار است كه روميان عليه مسلمانان متّحد شدند و آماده‌ی حمله شده بودند، لذا امیر المؤ