و آمدند، و گفتند: بعداً چه خواهد شد؟ فرمود: بی‌نظمی‏و هرج و مرج پدید خواهد آمد.»(5) 
امامیه به‭این روایت متوسّل شده و با آن علیه اهل سنّت احتجاج می‌کنند، نه بخاطر اینکه به کتاب‌های حدیث اهل سنّت ایمان دارند، (6)  بلکه به منظور اینکه آنها را شکست دهند و تسلیم شوند.
با نگرش موضوعی و بی‌طرفانه در عبارت روایات فوق، در‏می‌یابیم که خلافت آن دوازده نفر بدینصورت توصیف شده که: «اسلام در دوران آنها از قدرت و شوکت برخوردار خواهد بود و مردم بر سر انتخاب آنها اتفاق‌ نظر حاصل می‌کنند و هموراه در دوران آنها امور مردم سامان یافته خواهد بود و پیش خواهد رفت». این اوصاف بر هیچ کدام از کسانی که شیعه مدعی امامت آنها هستند انطباق نمی‌یابد، زیرا از میان آنها فقط حضرت علی و حضرت حسن - آنهم به مدت کوتاهی - زمام خلافت را دست گرفتند. و درست برعکس خیال‌اندیشی و یاوه سرایی شیعیان، - حتی به اعتراف شیعه - امور مسلمین در دوران هیچ کدام از آن دوازده امام شیعیان روبه‌راه و بسامان نبوده است، بلکه بر عکس همواره رو به تباهی نهاده است... و ظالمان، و حتّی گاهی کافران بر آنها حکومت رانده‏اند(7)  و ائمه در ارتباط با شئونات دینی‌خود به تقیه متوسّل می‌شدند.(8) 
دوران امیرالمؤمنین علی(رض) که بر مسند خلافت تکیه زده بود، - به اعتراف شیعه هم - دوران تقیه بوده است همانگونه که شیخ مفید که از بزرگان شیعه است به‭این مسأله تصریح کرده(9)  و می‭گوید: علی نتوانست قرآن را آشکار کند و به تعدادی از احکام اسلام حکم کند! و نیز جزائری که او هم از بزرگان شیعه بود تصریح کرده است (10)  که گویا علی(رض) مجبور شده به حساب دین با اصحاب رسول خدا(ص) سازش و مدارا کند و با آنها کنار بیاید، همانگونه که شیخ مرتضی مطهری اقرار کرده است.(11) 
موضوع حدیث فوق در یک طرف درّه‭ای قرار دارد و ادعا‌ها و پندارهای اینان در طرف دیگر است، گذشته از این، آن حدیث ائمه را در عدد مذکور حصر نمی‌کند، بلکه قدرت و شوکت اسلام را در زمان آنان بیان می‌کند و عصر خلفای راشدین و عصر بنی‌امیه، دوران عزت و سرفرازی و اقتدار مسلمانان بود(12) .
بنابر این ابن‌تیمیه می‭گوید: «اسلام و قوانین آن در زمان بنی‌امیه ظاهرتر و پردامنه دار‌تر از زمان حکمای بعد از آنان بوده است» سپس به‭این حدیث استشهاد می‌کندکه می‭فرماید: «این دین در زمان دوازده خلیفه همواره غالب و چیره خواهد بود که همه آن خلفاء از قریش هستند»، سپس ابن‌تیمیه گفت: «واقعیّت حال هم آنگونه بوده است، ابتداء ابوبکر، عمر، عثمان و علی خلیفه بودند، سپس کسانی به خلافت رسیدند که مردم آنها را انتخاب کردند و اسلام در زمان آنها دارای عزت، قدرت و شوکت بود، یعنی زمان معاویه و پسرش یزید، سپس عبدالملک و چهار فرزندش که عمر بن عبدالعزیز یکی از آنها بود.
بعد از آن قدرت اسلام رو به کاهش رفت تا به امروز رسید و ابن تیمیه به شرح آن ادامه می‏دهد(13) .
سپس در ارتباط با آن قسمت از حدیث که می‭گوید: «همه‭ی آنها قریشی هستند»(14) ، گفته است معنی آن این است که خلافت فقط به علی و فرزندانش اختصاص ندارند، چون اگر به آنها اختصاص می‏یافت مشخصه و امتیاز آنها را ذکر می‌کرد، مگر نمی‌بینی که پیامبر(ص) نفرمود: «همه آنها از فرزندان اسماعیل و از عرب هستند»، اگر بخاطر هاشمی‏بودن، یا از خاندان علی بودن ممتاز بودند، بدان عنوان ذکر می‌شدند. پس وقتی که پیامبر(ص) به طور مطلق ذکر فرمود که آنها از قریش هستند، معلوم می‌شود که آنها قریشی هستند و در میان قریش به‭یک قبیله اختصاص ندارند، بلکه از مجموع آنان‌اند، مثل بنوتمیم، بنو‌عدی، بنو‌عبدشمس و بنو‌هاشم، که خلفای راشدین هم از این قبایل بوده‏اند(15) ، بنابراین از میان اوصافی که شیعه می‏خواهند برای مدعای خود بدان استدلال کنند چیزی جز عدد دوازده باقی نمانده است، ولی آن عدد هم بر هیچ چیز دلالت نمی‌کند.(16) 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مسلم، کتاب امارت، باب مردم (2/1453).
2) همان منبع (2/1453).
3) همان منبع (2/1452).
4) سنن ابی‌داود، کتاب المهدی (4/471).
5) سنن ابی‌داود (4/472) فتح الباری (13/211).
6) اصول شیعة الامامیة(2/815).
7) منهاج‌السنة (4/210) منتقی.
8) اصول شیعة الامامیة(2/816).
9) همان منبع.
10) اصول شیعة الامامیة(2/816).
11) همان منبع.
12) همان منبع سابق.
13) مسلم، 2/1453.
14) منهاج‌السنة (4/206).
15) منهاج‌السنة (4/211).
16) اصول شیعة الامامیة(2/818).
شیعه‭ی رافضه چون نتوانسته‏اند برای تأیید و نهادینه کردن عقیده‭ی امامت به نص پشتوانه‌ای از جانب شرع دست یابند، به‭ آیاتی از کتاب خداوند متوسّل شده‏اند که به مدح و ستایش بندگان صالح خداوند و اولیای متقی‌ وپرهیزگار می‌پردازند، سپس آن اوصاف را به حضرت علی اختصاص داده و آنها را طبق اعتقاد فاسد خود تأویل کرده‏اند. از سوی دیگر جهت تأیید این بدعت زشت، احادیث زیادی را ساخته و پرداخته‏اند تا از این راه بتوانند مسلمانان جاهل و ساده لوح و کسانی را که در این زمینه اطلاعات اندکی دارند، فریب دهند، ولی پر واضح است که همه مقولات و ره ‌آوردهای آنان در این باره، باطل است. علاوه بر این، استدلال آنها از دو نکته خارج نیست: 
الف- یا آنچه که بدان استدلال کرده‏اند دلیلی است علیه مدعای آنها، مانند (آیه‭ی تطهیر، و آیه مباهله)، و حدیث رایت (پرچم) و حدیث غدیر خُم و غیره. 
ب- یا احادیثی جعلی و ساختگی هستند، که حدیث جعلی بعنوان مدرک و حجت پذیرفته نیست و از این روی، نزد اهل علم مشهور است که در میان گروه‌های منتسب به اسلام، دروغگوترین فرقه رافضه است. و در ابن تیمیه اتفاق‌نظر اهل علمای نقل و روایت و اسناد را بر این نکته نقل کرده که آنها دروغگوترین فرقه‏اند و از روزگاران قدیم، دروغگویی در تار و پود آنها ریشه دوانده است، به همین خاطر، ائمه و پیشوایان اسلام می‌دانستند که مشخصه و علامت تشخیص آنها دروغ گفتن است.(1)  این شما، و این هم بعضی از استدلالات قرآنی آنها:
*-آیه‭ی ولایت
خداوند متعال فرموده است:(إِنَّمَا وَلِيُّکُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ) (مائده/55)
تنها خدا و پيغمبر او و مؤمناني ياور و دوست شمايند كه خاشعانه و خاضعانه نماز را به جاي مي‌آورند و زكات مال به در مي‌كنند. 
آنها در تفسیر این آیه، موردی را ذکر کرده‏اند که به گمانشان بر امامت حضرت علی دلالت می‌کند. آخوند بزرگ شیعه طوسی گفته است: امّا در ارتباط با وجود نص امامت علی(رض) از قرآن، باید بگوییم که‭این آیه قوی‌ترین دلیل است.(2)  
طبرسی می‭گوید: این آیه از واضح‌ترین دلایل است بر صحت امامت علی(ع) بعد از پیامبر(3)  است و تقریباً اساتید شیعه ‭این آیه را از جمله قوی‌ترین دلایل در این زمینه بر شمرده‏اند، زیرا در تألیفات خود، در مقام استدلال بر امامت علی، آن را قبل از همه دلایل دیگر ذکر می‌کنند.(4) 
امّا در مورد اینکه آنها چگو