ی نماز مستحب و سنّت نیست، اگر مستحب می‌بود، پیامبر(ص) آن را انجام می‌داد و بر انجام آن مسلمانان را تشویق می‌کرد و پیوسته آن را انجام می‌داد، گذشته از این، نماز خواندن انسان را به خود مشغول می‌کند، و فرصت بخشش به درخواست‌کننده بعد از سلام دادن نماز هم ممکن است، و می‭تواند صدقه‌اش را بعد از نماز به او بدهد. بلکه نظر تعدادی از اهل علم بر این است که مشغول شدن به دادن و عطا کردن به سائل (در نماز) موجب باطل شدن نماز می‌شود.(17) 
ج- اگر این مسأله در نماز مشروع بود، به رکوع اختصاص پیدا نمی‌کرد، چگونه گفته می‌شود: «ولیّ نیستند جز کسانی که در حالت رکوع صدقه می‌دهند»؟، اگر گفته می‌شود: خواست خداوند بر این بوده که با این حالت علی را بستاید، در جواب گفته می‌شود: اوصافی که علی(رض) با آنها شناخته می‌شود، فراوان و آشکار بودند، پس چگونه ستایش او با امور مهم و معروف رها می‏شود و در تعریف و ستایش او به چیزی اکتفاء می‌شود که باور کردن آن بسیار مشکل است مگر برای کسی که آن را شنیده و باور کرده باشد؟! جمهور امت اسلامی، این خبر را نشنیده و در هیچ یک از کتاب‌های معتبر مسلمانان وجود ندارد.(18) 
د- در مورد اینکه گفته می‌شود علی(رض) انگشتر خود را بعنوان زکات در حالت رکوع بخشیده است، می‌گوییم: آیه‭ی مورد نظر در خلاف آن وضعیت نازل شد که ادعا می‏کنید، زیرا علی در دوران پیامبر(ص) از جمله کسانی نبوده که زکات بر او واجب شده باشد، زیرا او فقیر و تهی‌دست بوده و زکات نقره وقتی واجب می‌شود که از ملکیت نصاب یک سال گذشته باشد، و علی از زمره‭ی آنان نبوده است.(19) 
ه- - اصل در زکات این است که زکات ‌دهنده خود برای پرداخت اقدام کند، نه‭اینکه منتظر شود تا اینکه زکات‌گیرنده به سراغش بیاید. کدامیک از این دو کار بهتر است: اینکه در خانه بنشینید و زکات خود را نگه دارید و منتظر باشید تا مردم بیایند و درخواست زکات و صدقه کنند، یا اینکه سریعاً خود برای پرداخت زکات خود اقدام کنید؟! شکی در این نیست که روش اوّل برتر و درست‌تر است.(20) 
و- و در مورد اینکه می‌گویند مراد از (ولی) در آیه امارت و فرمانروایی است، با کل آیه هماهنگ و جور در نمی‌آید که می‭فرماید:
(إِنَّمَا وَلِيُّکُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ) (مائده/ 55).
زیرا خداوند متعال به متولّی امور بندگان و فرمانروایی توصیف نمی‌شود که متولی بندگان و امیر آنها می‌باشد، بلکه گفته می‌شود او خالق، رازق، پروردگار و فرمانروای آنهاست، و آفرینش و فرمان از آنِ اوست. گفته نمی‌شود: خداوند متعال امیرالمؤمنین است، همانگونه که به کسی همچون علی و دیگران امیرالمؤمنین گفته می‌شود.(21) 
امّا ولایت بمعنای مخالف عداوت‌ستیزی، باید بگوئیم که خداوند متعال بندگان مؤمنش را سرپرستی می‌کند، آنها را دوست می‌دارد و آنها هم او را دوست می‌دارند، از آنها خشنود می‌شود و آنها هم از او خشنود می‌شوند و کسی که‭یکی از اولیای او را مورد دشمنی و اذیت و آزار قرار دهد، خداوند متعال علناً با او مبارزه می‌کند.(22) 
پس آیا این ولایت مطلب مورد نظر در این آیه است؟! و معنای این قسمت از آیه: ﭽﯰ ﯱ ﭼ  این است که آنها در برابر پروردگارشان فروتن بوده و به فرمانش گردن می‌نهند، که رکوع در اصل لغت به معنای خضوع و فروتنی می‌باشد، یعنی نماز و زکات را در حال رکوع که همان خشوع و فروتنی و شکسته نفسی در برابر خداوند است اقامه کرده و می‏پردازند (23) ، این مورد شبیه ‭این فرموده‭ی خداوند متعال است که درباره‭ی حضرت داود(ص) فرمود: 
(وَظَنَّ دَاوُودُ أَنَّمَا فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَخَرَّ رَاکِعًا وَأَنَابَ) (ص/ 24). 
داود گمان برد كه ما او را آزموده‌ايم (واندازه هراس او از ديگران، و نيز نحوه قضاوت وي را به محكّ آزمايش زده‌ايم). پس از پروردگار خويش آمرزش خواست و به سجده افتاد و توبه كرد.
و بدین جهت راکعاً نامیده شده که رکوع فروتنی، خضوع و خشوع برای خداوند متعال را نشان می‏دهد. 
نیز مانند این فرموده‭ی خداوند متعال که فرموده است:(وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ارْکَعُوا لَا يَرْکَعُونَ) (مرسلات/48) وقتي بدانان گفته مي‌شود: (در برابر اوامر و نواهي الهي) خضوع كنيد و كرنش ببريد خضوع نمي‌كنند و كرنش نمي‌برند! .(24) 
ز- و امّا در مورد اینکه با ادات حصر « ﯥ » استدلال کرده و می‌گویند: بدین وسیله مراد خاصتاً علی(رض) است! باید بگوییم که‭ این دلیل اگر (به ادعای شیعه) بر نفی امامت از متقدمین علی دلالت می‏کند، به همانصورت هم بر سلب امامت از کسانی دلالت می‏کند که بعد از او آمده‏اند، بنابر این لازم می‏آید که امامت حسن، حسین و ائمه اطهار بعد از آنها نا مشروع بوده و حق امامت نداشته‏اند. اگر در جواب این تناقض بگویند: مراد حصر ولایت در بعضی اوقات است، یعنی فقط در زمان امامت او ولایت منحصر به او بوده نه وقت امامت افراد بعد از او، در این صورت با اهل سنت همگام و همسو هستند که ولایت عامه دارای وقت معیّن است و آن زمانی است که خود او امام است نه قبل از آن(25) . طبق گفته‭ی اساتید و بزرگان آنها اگر قرار است که‭این قوی‌ترین دلیل آنها در مورد ادعای امامت علی(رض) باشد، کاملاً روشن می‌شود که آنها هیچ اساس و پایه‭ای ندارند، زیرا اصل در این مسأله‭ی عظیم و سرنوشت‌ساز این است - که در دیدگاه شیعه ‭یکی از بزرگترین ارکان دین آنها است و انکار‌کننده‭ی آن در شمار کافران قرار دارد - که صیغه‌ای روشن و واضح برای آن بکار گرفته شود، بطوری که برای اقشار مختلف مردم قابل فهم باشد و بیسواد و عامی ‏بتوانند آن را درک ‌کنند، همانگونه که عالم و دانشمند آن را درک می‌کند، نسل آینده آن را بفهمند همانگونه نسل حاضر آن را می‌فهمد و بادیه نشین هم مانند شهرنشین آن را بفهمند. پس چون چنین عبارت و کلامی‏در کتاب خداوند متعال بکار گرفته نشده، نتیجه می‏گیریم که هیچ نص و عبارت صریحی بر قضیه‭ی امامت وجود ندارد آنگونه که آنها گمان می‌برند(26) . این قویترین استدلالی بود که با کتاب خداوند می‌کنند و آن را آیه‭ی ولایت نام گذاشته‏اند. آنها دلبستگی‌هایی به آیات دیگری دارند که ابن مطهر حلّی آنها را ذکر نموده، و ابن تیمیه رحمه الله با جواب‌هایی جامع و فراگیر آنها را جواب داده است.(27) 
* - آیه‭ی مباهله
آیه‭ی مباهله که درباره هیئت اعزامی ‏نجران نازل شد، درنظر امامیه بعنوان دلیل دیگری بر امامت مطرح است و آن این فرموده‭ی خداوند متعال است: 
(فَمَنْ حَآجَّکَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءکُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءکُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَى الْکَاذِبِينَ) (آل عمران / 61).
هرگاه بعد از علم و دانشي كه (درباره مسيح) به تو رسيده است (باز) با تو به ستيز پرداختند، بديشان بگو: بيائيد ما فرزندان خود را دعوت مي‌كنيم و شما هم فرزندان 