ند متعال فرموده است: 
(إِنَّمَا وَلِيُّکُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ) (مائده / 55): (تنها خدا و پيغمبر او و مؤمناني ياور و دوست شمايند).
و علی(رض) هم یکی مؤمنین بزرگوار است.
و- امام شافعی رحمه الله از زید روایت می‏کند که گفت: «منظور از ولاء در حدیث پیامبر (ص) ولاء است » همانگونه که خداوند متعال فرموده است: 
(ذَلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَأَنَّ الْکَافِرِينَ لَا مَوْلَى لَهُمْ) (محمد/11)
این بدین خاطر است که خداوند متعال مولاه و یاور کسانی است که‭ایمان آوردند امّا کافران مولا و یاوری ندارند.
پس این حدیث بر این دلالت نمی‏کند که علی(رض) بعد از پیامبر(ص) خلیفه است، بلکه بدن معنی است که علی یکی از اولیای خداوند است که بایستی در حق او موالات، یعنی محبت و مهرورزی و یاری‌رسانی و تأیید و پشیبانی صورت گیرد.(18) 
عموماً ایراد این خطبه توسط پیامبر(ص) در غدیر خم بدین منظور بوده که ساحت حضرت علی از (گناه) تبرئه شود و برای همگان معلوم می‌شود که دارای جایگاهی ارزشمند و با فضیلت است و از سوی دیگر، شُبهه افکنی‌هایی که در مورد او می‌شد؛ آنهم از طرف یارانش که در یمن همراه او بودند و نسبت به بعضی از کارهای او زبان به اعتراض گشودند، بکلی از بین برود و نسبت به او بد گمان نباشند. پیامبر(ص) نخواست که‭این کار را در اثنای موسم حج انجام دهد، زیرا این حادثه به رغم انتشار و شایعه‭ی آن، تنها به اهل مدینه محدود و مربوط می‌شد، ولی ایشان تا وقت رسیدن به مدینه آن را به تأخیر نینداخت، تا منافقان نتوانند از چنین حادثه‌ای سوءاستفاده کرده، آن را در خدمت نقشه‏های شوم خود قرار بدهند.(19) 
از جمله چیزهایی که نشان می‌دهد پیامبر(ص) با این سخنرانی خواسته که فضیلت علی را برای کسانی که از آن آگاه نبوده‏اند بازشناسد، این است که وقتی برید بن حصیب - که از علی رنجیده خاطر بود - در نزد پیامبر(ص) می‌خواست از ارزش او کم نماید، چهره‭ی پیامبر (ص) تغییر کرد، و گفت: «ای بریده‭ آیا من برای مؤمنان از نفس خودشان سزاوتر نیستم؟! »(20) بریده گفت: چرا ای رسول خدا؟ پیامبر(ص) فرمود: «کسی که من مولا و یاور او هستم، علی هم مولا و یاور او می‌باشد.»(21) .
اینجا یک بحث ارزشمند (علمی) در این باره وجود دارد که توسط دکتر محمد سالوس ارائه شده است. او درباره‭ی خطبه‭ی غدیر و روایت‌هایی که می‌گویند به کتاب الله و«عِترَت» تمسک کنید، به پژوهش پرداخته و بر آنها حکم کرده است. از آنچه گذشت در می‌یابیم که حدیث «ثقلین» هم به لحاظ سند و هم از ناحیه‭ی متن درست و صحیح است، ولی روایت‌های هشتگانه‌ای که به تمسک کردن به اهل بیت در کنار کتاب خدا دعوت می‌کنند، هیچکدام از وجود ضعف در سندش در امان نمانده است.(22) 
در متن این روایت‌ها می‌خوانیم: «قرآن و اهل بیت از هم جدا نخواهند شد تا اینکه بر حوض کوثر بر پیامبر(ص) وارد می‌شوند»، از این‌رو تمسک کردن به هر دوی آنها لازم است، امّا این اخبار و روایات با واقعیّت مخالفت می‌کند، چون بسا کسانی که خود را به اهل بیت منتسب می‭کنند، گمراه شده و دیگران را هم گمراه کرده‏اند. اکثر فرقه‏هایی که در صدد دسیسه و توطئه علیه اسلام و مسلمان بر می‏آمدند، برای حمایت خود، از نقاب شیعه گری سوء استفاده کرده‭اند و بسیاری از منتسبان به اهل بیت کسانی هستند که طرفدارانش را به مصالح مادی و دنیوی تشویق می‌نماید، مانند گرفتن خُمس از آنچه که پیروان آن را به غنمیت می‌برند.
عدم گمراهی و انحراف به‭اینکه واقعاً به قرآن و سنّت تمسّک جوییم بستگی دارد و اگر اهل بیت به آن دو تمسک کنند، در عین اینکه فضیلت نسبی و خویشاوندی دارند، فضیلت تمسک هم خواهند داشت و لیاقت پیدا خواهند کرد که ائمه و پیشوایان راهگشایانی باشند که ما به آنها اقتدا کنیم، همانگونه که خداوند متعال فرموده است:
(وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا) (فرقان/74).
پروردگارا! همسران و فرزنداني به ما عطاء فرما (كه به سبب انجام طاعات و عبادات و ديگر كارهاي پسنديده، سرور ما و) باعث روشني چشمانمان گردند، و ما را پيشواي پرهيزگاران گردان.
منظور این است که با پیروی از شایستگان قبل از خود امام پرهیزگاران شویم و کسانی که بعد از ما می‏آیند نیز ما را الگوی نیکی قرار دهند.
این پیشوایی فقط به اهل بیت اختصاص ندارد، بلکه به هر کسی که به کتاب و سنّت چنگ می‌زند تعلق دارد. بنابراین روایت‌هایی که سند آنها ضعیف است، بدینسان متن آنها هم محکم و درست درنمی‌آید و این خود ضعف دیگری است. با وجود تمام اینها اگر این روایت‌ها صحیح هم باشند، بازهم از طرفی بر ضرورت امامت ائمه‭ی امامیه، و سزاوار بودن آنها به خلافت، دلالت نمی‌کنند.(23) 
علامه مناوی در مورد فقه و معنای روایات حدیث (قرآن و عترت) گفته است: « اگر شما از دستورات کتابش فرمان ببرید، و از نواهی آن دست بردارید، و به اهل بیت من هدایت یافتید، و به سیره و سرگذشت آنها اقتدا کردید، هدایت یافته‌اید و راه را پیدا کرده‌اید، و گمراه نشده‌اید.»(24) 
و ابن تیمیه رحمه الله پس از بیان ضعف و عدم صحّت حدیث گفته است: در ارتباط با این روایت، گروهی از اهل حدیث به گونه‌ای جواب داده‏اند که نشان می‌دهد مجموع اهل بیت همزمان بر سر گمراهی جمع نمی‌شوند و گفت: و ما نیز همین را می‌گوییم، همانگونه که قاضی ابویعلی و غیره ‭این را ذکر کرده‏اند.
نیز گفته است: اجماع امّت بر این است که قرآن و سنّت و اجماع حجت هستند و اهل بیت هم قسمتی از امّت هستند، از همین روی از ثبوت اجماع امّت، ثبوت اجماع عترت هم لازم می‌آید.(25) 
در حقیقت حدیث «ثقلین» که می‌گوید: «در میان شما چیزی را باقی گذاشتم که اگر به آن تمسک کنید، بعد از من هرگز گمراه نمی‌شوید، کتاب خدا و اهل بیتم»(26)  این روایت به لحاظ صحّت و ثبوت آن از پیامبر(ص) جای بحث است و چیزی که در حدیث زید بن أرقم نزد مسلم ثابت است این است که مسأله‭ی تمسّک به کتاب الله و سفارش کردن به اهل بیت بوده است، همانگونه که از حدیث زید بن ارقم در صحیح مسلم گذشت، پیامبر(ص) به قرآن و حرص ورزیدن و علاقمندی به چنگ زدن به آن سفارش کرد، سپس فرمود :«واهل بیتم، خداوند متعال را در رابطه با اهل بیتم به‭یاد شما می‌اندازم...» (یعنی مواظب اهل بیت من باشید و به آنها ظلم نکنید...) پس چیزی که امر شده بدان تمسک کنیم، کتاب الله است، و امّا نسبت به اهل بیت پیامبر(ص)، امر شده که مراعات گردند و حقوقی را که خداوند متعال برایشان قرار داده، به آنها داده شود. 
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) معجم البلدان (2/289).
2) علی طرق الهجرة، عاتق البلاد، ص 61.
3) اثر شیعه‌گری بر روایت‌های تاریخی، عبدالعزیز محمد نور ولی، ص 299.
4) مسلم رقم (2408).
5) سنن ترمذی شماره (3713).
6) سند احمد، موسعة الحدیثیة، شماره 670، صحیح لغیر