ه
7) خصائص علی شماره (79) صحیح و رجالش ثقات دهند.
8) السمتدرک ک (3/110).
9) حقبة من التاریخ ص 182.
10) ن. ک به سلسله احادیث صحیح آلبانی (1750).
11) مجمع الزوائد (9/127). هیثمی‏گفته است: رجالش، رجال صحیح است جز عبدالجلیل بن عطیه، و او ثقه است و به سماع تصریح کرده، و در او مقداری نرم‌گیری وجود دارد.
12) مسلم شماره 1281.
13) البدایة و النهایة (5/95) سیرة النبویة ابن هشام (4/259). ابن کثیر گفته است: این سیاق و شیوه بیانی از سیاق بیهقی نزدیک‌تر است («دلایل النبوة» 5/398) به‌رغم اینکه درباره روایت بیهقی گفته است: این اسناد عالی است بر شرط نسائی.
14) البدایة والنهایة (5/95).
15) سلسله احادیث صحیح آلبانی شماره (1750).
16) النهایة فی الحدیث (5/228).
17) حقبة من التاریخ، ص 185.
18) حقبة من التاریخ (ص187).
19) اضواء علی دراسته السیرة النبویة، صلح الشامی، ص 113، 11، تأثیر شیعه‌گری بر روایت‌های تاریخی، ص 304.
20) یعنی آیا مؤمنان نباید بیشتر از خودشان به من توجه کنند؟! مترجم.
21) سلسله احادیث صحیح آلبانی (4/336) و آلبانی گفته است: و این اسنادی صحیح است بر شرط شیخین.
22) با وجود این ضعف، در کتاب مراجعات موسوی ص 51، آمده که متواتر است. و به شیخ سلیم بشری چنین نسبت داده است که او این قول را تلقی قبول کرده است، ص 45، و او زیاده‌خواهی کرده، و نویسنده مراجعات روایت‌های دیگری ذکر کرده که از ضعف‌ بیشتری برخوردار می‌باشند. با شیعه اثنی‌عشری (1/136).
23) با شیعه اثنی‌عشری (1/136).
24) فیض القدیر (3/14).
25) همان.
26) سنن ترمذی، کتاب المناقب شماره (3786) و در زید الأنماطی، و این حدیث بیشتر از چند طریق دارد که همه جای سخن دارند در حالیکه به لحاظ متن با هم تفاوت دارند.علي(رض) دلایل حقّانيّت نبوت رسول ‎الله (رض) را برای مردم شرح می‌داد که برخي از آنها عبارتند از:
 الف- بركت دعاي پيامبر (ص)
يك روز علي بيمار شد، پيامبر(رض) در حالي به عيادتش آمد كه مي‌گفت: پروردگارا اگر وقت مرگم فرا رسيده ‌است، مرا راحت كن و اگر نرسيده بيماريم را شفا ده و اگر آزمايش است به من توفيق صبر عنايت فرما! ».
پيامبر(رض) فرمود: چه گفتي؟ علي دوباره كلمات مذكور را تكرار كرد. رسول‎ الله گفت! پروردگارا! : او را شفا ده! پروردگارا او را عافيّت ده! سپس خطاب به علي فرمود: «برخيز» علي می‌گويد: بلند شدم و دیگر هرگز به آن بيماري مبتلا نشدم.(1) 
در ادامه ذكر خواهيم نمود كه رسول‎ الله (ص) در جنگ خيبر نيز براي علي كه بيمار بود، دعا كرد.
ب - خبر دادن رسول ‎الله (رض) از پيروزي‌هاي آينده
علي(رض) فرموده: «هرگاه‌از رسول خدا(ص) نقل قول كنم، اگر از آسمان واژگون بيافتم برايم محبوبتر است كه به نام ايشان دروغ بگويم، هرگاه‌از مسايل بين خود و شما (مخالفين) حرف زدم، قطعاً جنگ فريب و تاكتيك است.(2)  و از رسول‎ الله (ص) شنيدم كه می‌فرمايد: «در آخر الزمان قومی‌كم سن و سال، بي خرد خواهد آمد كه‌ از قول پيامبر به شما روايت می‌كنند، آنچنان از اسلام بيرون می‌شوند (مرتد می‌شوند) كه تير از چله‌ي كمان بيرون مي‌رود، ايمانشان از حنجره‌هايشان پايين نمی‌رود. لذا هر جا آنان را‌يافتيد، بكشيد، چون به هر كس كه ‌آنها را بكشد در قيامت پاداش داده خواهد شد.(3) 
ج- پیروز شدن با ترس و وحشت دشمنان از او
يكي از دلایل نبوت رسول ‎الله (ص) اين است كه علي(رض) به روايت از رسول‎ الله (ص) مي‌گويد ايشان فرمودند: «أعطيت ما لم‌يعط أحد من الأنبياء، فقلنا:‌يا رسول‎ الله ما هو؟ قال: نصرت بالرعب، وأعطيت مفاتيح الأرض، وسميت أحمد، وجعل التراب لي طهورًا وجعلت أمتى خير الأمم» (به من چيزهايي داده شده‌است كه به هيچ‌يك از پيامبران داده نشده‌است، گفتم: اي رسول خدا، آنها چه هستند؟ فرمود: خدا رُعب و هراس از مرا در دل دشمنانم انداخت و با آن یاریم کرد و به من كليدهاي زمين داده شده، به اسم ‌احمد نام گذاري شدم، خاك برايم وسيله پاك كننده قرار داده شده و امتم بهترين امّتها قرار داده شده ‌است.(4) 
د)- خاتم نبوّت 
علي در توصيف رسول ‎الله (ص)‌ يكي از صفات ايشان را وجود مهر نبوت ذكر كرده كه واضحترين دلايل حسي بر نبوت او است، . علي گويد: بين دو شانه‌ی مبارك مُهر و نشانه‌ی نبوّت بود.(5)  اين علامت از نشانه‌هايي بود كه ‌اهل كتاب آن را می‌شناختند و آن برآمدگی قرمز رنگی بود که در كنار شانه چپش قرار داشت، هرگاه كوچك مي‌شد به ‌اندازي تخم كبوتري بوده و بزرگ كه می‌شد به اندازه‌يك دست بود(6).
(ه-)- سلام کردن کوهها به رسول خدا(ص)
علي(رض) مي‌گويد: با پيامبر(ص) در مكّه بوديم، وقتی در‌يكي از بخشهاي بيرون مكّه رفتيم، با هيچ كوه و درختي برخورد نمی‌كرد، مگر اينكه می‌گفتند: «السلام عليك‌يا رسول‎ الله، سلام بر تو اي رسول خدا».(7) 
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مسند احمد 2/151 ا تحقيق احمد شاكر اسناد اين روايت صحيح است.
2) منهج علي في الدعوة الي الله /0117، فتح الباري 6/158.
3) بخاري كتاب المناقب 1/281، اينها خوارجند كه در ادامه‌از آنها بحث خواهد شد.
4) صحيح بخاري، ش335.
5) مصنف ابي شيبه 11/513، بخاري، كتاب المناقب
6) فتح الباري6/561 – 563.
7) سنن ترمذي كتاب: المناقب 5/93، المستدرك 2/620- صحيح الاسناد.از چندین جهت می‌‌توان به کج‌فهمی‏شیعیان رافضی از حدیث ثقلین پاسخ دهیم :
الف- عترت هر شخص، خانواده او هستند و عترت پیامبر(ص) همه کسانی هستند که زکات بر آنها حرام شده که بنی‭هاشم می‌باشند، پس آنها همان عترت پیامبر(ص) هستند. گذشته از این، روافض برای روایات خود سندهایی در اختیار ندارند که به پیامبر(ص) ختم شود و خود آنها به‭این مسأله اعتراف کرده و می‌گویند: ما در نقل کتاب‌ها و روایات خود سندی در اختیار نداریم، بلکه کتاب‌هایی هستند که آنها را یافته‌ایم و معتقدیم که روایت‌های آنها حق و صحیح هستند.(1) 
امّا درباره‭ی«اسانید» آنها باید بگوییم: همانگونه که حُر عاملی و دیگر پیشوایان و بزرگان شیعه می‌گویند: شیعه اصلاً سندی در اختیار ندارند، و به اسانید تکیه نمی‌کنند(2) ، پس آنها چگونه با روایت‌های خود می‌توانند ثابت کنند که مرویات آنها منقول از اهل بیت پیامبر(ص) است؟ بلکه پیروان واقعی اهل بیت اهل سنّت هستند، حقشان را پایمال نکرده و چیزی را در مورد آنها کم یا زیاد نکرده‏اند! . همانگونه که پیامبر(ص) درباره‭ی خود فرموده است: «لاتطرونی کما اطرت النصاری عیسی ابن مریم، و لکن قولوا عبدالله و رسوله(3) »: (آنگونه که مسیحیان عیسی بن مریم را تعریف و تمجید و ستایش اغراق آمیز کردند، شما مرا ستایش و تمجید نکنید! بلکه بگویید (محمّد) بنده‭ی خدا و فرستاده او است).
ب- امام اهل بیت علی بن ابی طالب(رض) می‌باشد، و بعد از وی، به لحاظ مقام علمی‏عبدالله بن عباس می‌آید که معروف به دانشمند امّت است. او قایل به امامت حضرت ابوبکر و عمر قبل از حضرت علی بود. با سند متواتر از علی(رض) ثابت شده که گفت: بعد از پیامبر(ص) برترین مردم ابوبکر و عمر می‌باشند(4) . چنانچه ملاحظه می‌کنید علی که خود امام عترت است، به فضیلت و برتری 