گونه که موسی(ع) برادرش هارون را بعنوان جانشین خود بر قومش منصوب کرد و خود به کوه طور رفت تا با پروردگارش دیدار کند، پس استخلاف من نسبت به تو، از همین بابت می‌باشد. چون موسی به منظور کاستن از ارزش و مقام هارون او را به جانشینی خود منصوب نکرد، بلکه بدین خاطر که به او اعتماد و باور داشته است و من هم ای علی اینگونه با تو رفتار کرده‌ام.
ج- هارون (ع) وصی موسی (ع) نبوده است
هارون(ع) وصی موسی(ع) نبوده، بلکه به نص قرآن در عین حال که وزیر موسی بود، پیامبر هم بوده است و اینکه شیعه وضعیت علی(رض) را با هارون مقایسه می‭کنند و او را بعنوان وصی معرفی می‌نمایند، باید بگوییم که قیاس مع‌الفارق و نابجا است، علاوه بر اینکه آنها اصلاً قیاس را قبول ندارند.
د- عجیب تر از همه استدلال به وزیر بودن هارون است
در مورد اینکه می‌آیند و با توجه به وزیر بودن هارون برای موسی، مسأله‭ی وزارت علی(رض) برای پیامبر(ص) را مطرح می‌کنند، بسی از مورد سابق شگفت‌انگیز تر است! زیرا خداوند متعال بنا به درخواست حضرت موسی، هارون را بعنوان وزیری برای پیامبر «موسی» قرار داده است، همانگونه که در قرآن فرموده است: 
(وَاجْعَل لِّي وَزِيرًا مِّنْ أَهْلِي(29) هَارُونَ أَخِي(30) اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي(31) وَأَشْرِکْهُ فِي أَمْرِي(32))(طه / 29-32)
و ياوري از خاندانم براي من قرار بده. ‏ برادرم هارون را. ‏به وسيله او پشت مرا استوار دار (و بر نيروي من بيفزاي) ‏ و او را در كار (رسالت و تبليغ) من شريك گردان.
بنابراین آیا کسی که مدعی است میان این دو نفر تطابق و یکسانی وجود دارد، بر این بارو است که علی(رض) شریک پیامبر(ص) در نبوّت بوده است، همانگونه که هارون در کار و امور حضرت موسی با او شریک بوده است؟! کسی که چنین عقیده دارد، شکی در کفر و خروج او از دین اسلام نیست! (4) 
ب‍جز علی(رض) کسانی دیگرهم بر مدینه بوده‭اند:
پیامبر(ص) کسانی دیگر غیر از علی را هم بر مدینه به جانشینی خود انتخاب و منصوب کرده است، مثلاً در جنگ بدر عبدالله بنام مکتوم و در غزوه‭ی سلیم سباع بن عُرطفه غفاری، یا ابن ام مکتوم (دراین باره اختلاف است) و در غزوه‭ی سویق بشیر بن عبدالمنذر را به جانشینی خود منصوب کرده است. در غزوه‭ی بنی‌مصطلق ابوذر غفاری را بر مدینه گمارد، و در غزوه‭ی حدیبیه نُمَیله بن عبدالله لیثی را به جانشینی خود منصوب کرد، همانگونه که در غزوه خیبر هم او را بکار گرفت، در قضای عمره، عویف بن اضبط دیلمی‏را بکار گرفت و در فتح مکه، کلثوم بن حصین بن عُتبه غفاری را (بر مدینه گمارد)، و در (حجة الوداع) ابودجانه‭ی ساعدی را به جانشینی خود منصوب کرد. ابن هشام این موارد را در جاهای پراکنده از سیره‌اش ذکر کرده است.(5) 
علاوه بر این، استخلاف علی از جانب پیامبر(ص) بر مدینه آخرین استخلاف نبوده است، زیرا در (حجة الوداع) غیر از علی(رض) را بر مدینه به جانشین خود منصوب کرد. منهج و برنامه پیامبر(ص) برای تربیت و پرورش رهبران اینگونه بود. همانگونه که که ابوبکر(رض) را به پیشنمازی جمع اصحاب در بیماری قبل از وفات منصوب کرد.(6) 
و- تشبیه کردن علی به هارون یک فضیلت است
همانگونه که پیامبر(ص) ابوبکر و عمر(رض) را به افرادی بزرگتر ازهارون هم تشبیه کرده است. مثلاً در جنگ بدر وقتی که قضیه‭ی اُسرا پیش آمد، و پیامبر(ص) با آنها در این مورد رایزنی کرد، ابوبکر چنین نظر داد که از آنها بگذرد و قومشان بجای آنها فدیه بدهند، و عمر نظر داد که آنها را بکشند. سپس پیامبر(ص) به ابوبکر فرمود: تو مانند ابراهیم هستی که آن روز گفت: 
(رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ کَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ فَمَن تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي وَمَنْ عَصَانِي فَإِنَّکَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ) (براهیم /36).
یعنی: پروردگارا! اين بتها بسياري از مردم را گمراه ساخته‏اند. (خداوندا! من مردمان را به يكتاپرستي دعوت مي‌كنم) پس هر كه از من پيروي كند، او از من است، و هركس از من نافرماني كند (تو خود داني، خواهي عذابش فرما و خواهي بر او ببخشا) تو كه بخشاينده مهرباني.
و مانند عیسی هستی وقتی که گفت: (إِن تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبَادُکَ وَإِن تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّکَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَکِيمُ)(مائده / 118)
اگر آنان را مجازات كني، بندگان تو هستند (و هرگونه كه بخواهي درباره ايشان مي‌تواني عمل كني) و اگر از ايشان گذشت كني (تو خود داني و تواني) چرا كه تو چيره و توانا و حكيمي.
سپس پیامبر(ص) رو به عمر(رض) کرد و فرمود: ای عمر تو شبیه نوح هستی وقتی که گفت :
(وَقَالَ نُوحٌ رَّبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْکَافِرِينَ دَيَّارًا) (نوح / 26)
نوح (به دعاي خود ادامه داد و) گفت: پروردگارا! هيچ احدي از كافران را بر روي زمين زنده باقي مگذار.
و نیز « شبیه موسی هستی» آنوقت که گفت :
(وَقَالَ مُوسَى رَبَّنَا إِنَّکَ آتَيْتَ فِرْعَوْنَ وَمَلأهُ زِينَةً وَأَمْوَالاً فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا رَبَّنَا لِيُضِلُّواْ عَن سَبِيلِکَ رَبَّنَا اطْمِسْ عَلَى أَمْوَالِهِمْ وَاشْدُدْ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُواْ حَتَّى يَرَوُاْ الْعَذَابَ الأَلِيمَ) (یونس / 88)
یعنی: موسي گفت: پروردگارا! تو به فرعون و فرعونيان در دنيا زينت (و بهجت جهان، يعني فرزندان و قدرت فراوان و نعمت) و دارائي (سرشار) داده‌اي و عاقبتِ آن اين شده است كه (بندگانت را) از راه تو به در مي‌برند و گمراهشان مي‌كنند. پروردگارا! اموالشان را نابود گردان و بر دلهايشان (بند قسوت را) محكّم كن، تا ايمان نياورند مگر آن گاه كه به عذاب دردناك (دوزخ) گرفتار آيند.(7) .
بدینسان رسول خدا (ص)ابوبکر را به ابراهیم و عیسی و عمر را به نوح و موسی تشبیه کرد، در حالیکه‭این پیامبران(ص) جزو پیامبران اولوالعزم بوده و بعد از پیامبر(ص) بهترین انسانها می‌باشند. در حالی که پیامبران الوالعزم به مراتب از هارون برتر می‌باشند، درود و سلام خداوند بر همه آنها باد.
بنابراین تشبیه علی(رض) به هارون از سوی پیامبر(ص) صرفاً بمنظور تکریم و بزرگداشت او بوده است. همانگونه که پیامبر(ص) ابوبکر و عمر را مورد اکرام قرار داد، که آنها را به ابراهیم و موسی و عیسی و نوح - علیهم السّلام - تشبیه نمود.(8) 
ز - سخنانی از علماء دربارة شرح این حدیث 
امام نووی(رح) می‌گوید: این حدیث حجّت و دلیلی برای شیعه در بر ندارد، بلکه مراد و مقصود رسول خدا(ص) چیزی جز بیان فضیلت و برجستگی علی(رض) نبوده و نیز در آن اشاره‭ای نشده به‭اینکه از امثال خود برتر است، گذشته از این، در آن دلالتی بر این وجود ندارد که پیامبر(ص) او را بعد از خود بعنوان جانشین منصوب کرده باشد، زیرا پیامبر(ص) این را در آن زمان فرموده که وی را به هنگام غزوه‭ی تبوک در مدینه جانشین خود کرد، آنچه‭این نکته را تأیید می‏کند این است که هارون که علی به او تشیبه شده، بعد از موسی جانشین او نبوده است، بلکه در دروان حیات موسی و طبق گفته‭ی اهل اخبار و داستان، چهار سال قبل از وفات حضرت موسی(ص) وفات یافته است و نیز گفت