کِيمُ(24)) (حشر / 22-24).
خدا كسي است كه جز او پروردگار و معبودي نيست. آگاه از جهان نهان و آشكار است (و ناپيدا و پيدا در برابر دانشش يكسان است). او داراي مرحمت عامه (در اين جهان، در حق همگان) و داراي مرحمت خاصه (در آن جهان، نسبت به مؤمنان) است. خدا كسي است كه جز او پروردگار و معبودي نيست. او فرمانروا، منزه، بي‌عيب و نقص، امان‌دهنده و امنيت بخشنده، محافظ و مراقب، قدرتمند چيره، بزرگوار و شكوهمند و والامقام و فرازمند است. خداوند دور و فرا از چيزهائي است كه انباز او مي‌كنند. او خداوندي است كه طراح هستي و آفريدگار آن از نيستي و صورتگر جهان است. داراي نامهاي نيك و زيبا است. چيزهائي كه در آسمانها و زمين هستند، تسبيح و تقديس او مي‌گويند و او چيره كار بجا است.
شواهد و دلایل این قبیلی، فراوان هستند.(7) 
شیعه از ائمه‭ی خود روایت می‌کند که خالق جز آنچه که خود، خویشتن را به آن وصف کرده است، توصیف نمی‌شود، (8)  امّا از این هم روی‌گردان می‌شوند همانگونه که از قرآن و مقتضای عقل و فطرت روی می‌گردانند. شکی نیست که تقلید کتب بسته و اقتباس از «حذفیات» فلسفه‌های پوسیده و کهنه، در این مسئله دخیل بوده است، و گرنه چگونه شخصی خردمند می‌تواند در ارتباط با یک مسئله غیبی که مفصلاً راه شناختی جز خبر آسمان و و حی الهی برای آنها وجود ندارد، به عقل و خرد ناتوان واندیشه‭ی درمانده تکیه کند و خیال‌اندیشی‌های ضد و نقیض انسانها و گمان و پندارهای متعارض آنها را مورد ملاک قرار دهد؟! (9)  
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) منهاج‌السنة (1/229).
2) منبع سابق (1/356).
3) عقاید امامیه اثنی‌عشری زنجانی، ص28.
4) منهاج‌السنية (2/144).
5) شرح الطحاویه، ص 49، الله مبریه، ابن تیمیه، ص8.
6) تفسیر طبری (16/106).
7) ن.ک تدمیریه، ابن تیمیه، ص 8. و ما بعد آن. 
8) اصول شیعة الامامیة(2/656).
9) همان منبع (2/606).قرآن یعنی سخن نازل شده‭ی الله تعالی، مخلوق نیست، کتاب، سنّت و اجماع سلف صالح(1)  بر این دلالت دارد. امّا شیعه به تقلید از جهمیه قایل به مخلوق بودن قرآن شدند. سرور و عالم شیعه، مجلسی در کتاب البحار در ارتباط با قرآن بابی را تحت عنوان «باب در مورد اینکه قرآن مخلوق است»(2)  تشکیل داده و در آن یازده روایت می‌آورد که بیشتر آنها با دیدگاه مخالفند، امّا شیعه برای تأویل آنها شیوه‌ای خاص به خود را دارند که به لطف خداوند متعال به زودی آن را ذکر خواهیم کرد. و آیت شیعی محسن امین می‌گوید: شیعه و معتزله گفتند: قرآن مخلوق است(3)  بر این اساس که آنها کلام را بعنوان صفت خداوند قبول ندارند، زیرا گمان می‏کنند که خداوند متعال (صفت کلام) را در بعضی از موجودات به ودیعت نهاده است، مانند درخت (کوه طور) که با موسی سخن گفت و مانند جبرئیل که قرآن را بر پیامبر(ص) فرود آورد.(4) 
این قسمتی از مطالبی است که سران شیعه در این باره می‌گویند(5) . اگر به روایت‌هایی که آنها از «اهل بیت» نقل می‌کنند مراجعه کنیم، می‌بینیم که با غالب اعتقادات آنها مخالف است، مثلاً در تفسیر عیاشی از رضا نقل است که از او در مورد قرآن سؤال شد، در جواب گفت: قرآن کلام خداوند متعال است و مخلوق نیست(6) . در کتاب توحید ابن باویه قمی‏آمده است: به ابوالحسن موسی(رض) گفته شد: ای پسر رسول خدا(ص) درباره‭ی قرآن چه می‌گویی؟، زیرا افراد قبل از ما پیرامون آن اختلاف پیدا کرده‏بودند، جماعتی گفتند: قرآن مخلوق است و جماعتی گفتند: مخلوق نیست؟! در پاسخ گفت: امّا من در این رابطه سخن آنها را نمی‌گویم، بلکه می‌گویم قرآن کلام و سخن خدای عزوجل می‌باشد.(7) 
با این معنا و مفهوم روایت‌های فراوانی نزد آنها موجود است(8) . امّا ملاحظه می‌شود که ابن باویه قمی‏- شیخ بزرگ زمان خود- در تفسیر و تأویل این عبارت‌ها رو به سمت دیگری نموده، ثابت نموده که سخن ائمه مبنی «بر اینکه قرآن مخلوق نیست، بدین معناست که دروغ نیست، نه‭اینکه پدیده و نوپیدا نیست! »(9)  و (می‭گوید :) ما بدین دلیل از اطلاق مخلوق بودن آن خودداری کردیم چون ماده‭ی مخلوق در لغت‌ها گاهی به معنای مکذوب و دروغ هم می‌آید و گفته می‌شود: کلامی‏مخلوق یعنی ساخته و دروغین(10) . علمای سلف در مقام رد آنها گفته‏اند: این قرآن مخلوق نیست و ائمه نخواسته‏اند که بگویند دروغ نیست، چون این کفری آشکار و روشن است که هر مسلمانی آن را می‌داند. بلکه گفته‏اند: مخلوقی متفاوت با مخلوق دیگری است. سلف هم این قول را رد کرده‏اند. همانگونه که روایت‌ها و آثار آنان در این باره به تواتر رسیده است و در این ارتباط کتاب‌های متعددی تألیف شده است.
درکتاب تفسیر الصّراط المستقیم آیت بزرگ شیعه بروجردی، از ابن‌بابویه نصی را نقل کرده‭اند که نصوص و روایات سابق الذکر را به تقیه ارجاع می‌دهد و می‌گوید: «شاید علّت ممانعت از اطلاق مخلوق بودن قرآن، یا تقیه باشد (که به کمک آن) با عامه (اهل سنّت) همسو می‌گردیم، یا اینکه معنای دیگری را به ذهن می‌دهد که کفار آن را استعمال کرده‭اند و می‏گفتند:(إِنْ هَذَا إِلَّا اخْتِلَاقٌ): (این جز دروغ ساخته و ‌پرداخته شده نیست»، این روش نشان می‏دهد که آنها بر هیچ چیزی نیستند و وجود احتمال تقیه در هر روایت و نصی، امورشان را به فساد و تباهی می‏کشاند، یا حقیقت مذهب آنها را نابود ساخته است. در نتیجه دینشان به دین مجلسی یا کلینی یا ابن بابویه‭ی قمی‏تبدیل شده نه روایت‌های ائمه. بدین ترتیب، دانش و حق به‭ این روش فریبکارانه نابود می‌گردد و با این اسلوب‌ها که از سروش شیطانی و ترفندهای او تشکیل شده، اختلاف و تفرقه را در میان امّت اسلامی‏بوجود آوردند. اگر کسی بخواهد در حق شیعه نیکی و خیرخواهی کند آنها را در رشته‭ی جماعت در می‌آورد و روایت‌هایی از آنها را می‌پذیرفت و بر می‌گرفت که با قرآن و سنّت پیامبر(ص)، هدایت و رهنمود صحابه‭ی کرام و علمای اهل سنّت و جماعت هماهنگ و متفق می‌نمایاند و از مکر و دسیسه‭ی قمی‏ و کلینی ومجلسی رهایی می‌‌یافت، آنهم در شرایطی که ائمه از دست دروغگویی‌های آنها فریاد و داد و فغان سر می‏دادند تا جایی که گفته‏اند: مردم به دروغ بستن بر ما علاقه پیدا کرده‏اند.(11) 
اگر بخواهیم روایت‌های اهل سنّت و اهل تشیع را که در این زمینه با هم هم‌آوا هستند با هم تطبیق کنیم، به‭ این نتیجه می‌رسیم که شیعه هم در کتاب‌های خود روایت‌هایی را از اهل بیت نقل کرده‏اند که می‌گویند: کلام نازل شده خداوند مخلوق نیست و کتاب‌های اهل سنّت هم نظیر آنها را روایت کرده‏اند...
مثلاً بخاری در کتاب «افعال العباد»، (12)  ابن ابی حاتم، (13)  ابوسعید دارمی‏، آجری در «الشریعه»(14)  وبیهقی در «الاعتقاد(15)  و الأسماء و الصفات(16) »، لالکائی در «شرح اصول اعتقاد اهل سنّت» (17) و ابوداود در «مسائل امام احمد»(18)  از جعفر صادق نقل کرده‏اند که او وقتی دربارة قرآن مورد سؤال قرار گرفت، گفت: نه خالق است و نه مخلوق، ابن تیمیه گفته است: روایت این عبارت از ایشان مشهور و م