هل تورات فرموده است: 
( بِمَا اسْتُحْفِظُواْ مِن کِتَابِ اللّهِ ) (مائده / 44): 
(خداپرستان و دانشمنداني بدان حكم مي‌كردند كه امانتداران و پاسداران كتاب خدا بودند).
بنابراین حفاظت از تورات را برعهده علماء و خداپرستان گذاشت، پس جایز است که بگوییم درآن تبدیل انجام داده‏اند. آمّا در ارتباط با قرآن فرموده است :
(إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ) (حجر / 9).
 یعنی: ما خود قرآن را نازل کردیم، و خود از آن محافظت بعمل می‌آوریم.
بنابراین جایز نیست که بگوییم مسلمانان قرآن را تبدیل و تغییر می‌دهند. علی گفت: به سوی ابی عبدالله محاملی رفتم و این داستان را برایش بازگفتم، گفت: کلامی ‏بهتر و زیباتر از این نشنیده‌ام(34) . و در طول گذشت عصرها و روزگارها امّت اسلامی‏بر این اجماع داشته‏اند که آن قرآن کریمی‏که خداوند متعال آن را بر پیامبرش(ص) نازل فرموده است، همان قرآنی است که هم اینک در دسترس مسلمانان قرار دارد و هیچ افزایش یا کاهشی در آن صورت نگرفته است، هیچ تغییر و تبدیلی به آن راه نیافته است و امکان ندارد که چیزی از این قبیل به آن راه ‭یابد، زیرا خداوند متعال به حفظ و صیانت آن وعده داده است. در این باره کسی به غیر از شیعه‭ی رافضی، که ادعا می‭کنند در قرآن کریم تحریف، تغییر و تبدیل صورت گرفته و گمان برده‏اند که صحابه بخاطر مصالح شخصی و دنیوی خود، قرآن را تحریف کرده‏اند مخالفت نکرده‏اند. البته ‭این عقیده‭ی آنها بی‌پایه و پوچ است و دلایلی از قرآن کریم و اقوال ائمه اهل بیت و دلایل عقلانی بر باطل بودن آن دلالت دارند و اینک این دلایل را بیان می‏کنیم:
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) دراسات عن الفرق فی تاریخ المسلمین، ص 226.
2) تفسیر صافی، ص 13، امام صادق، ابی‌زهره، ص 333.
3) اصول کافی (1/414).
4) اصول کافی (1/412) سنی و شیعه، حسان الهی، ص 103.
5) اصول کافی (2/631)، سنی و شیعه، ص 87.
6) اصول کافی (1/228).
7) احتجاج طبرسی، ص 225، 228، دراسات عن الفرق فی تاریخ المسلمین، ص 228.
8) کتاب المصاحف (سجستانی) (5/1).
9) امام صادق، ص 323.
10) اصول کافی (1/239).
11) اصول کافی (1/240)، بحارالانوار (26/44).
12) دراسة عن الفرق، فی تاریخ المسلمین، ص 230، 229.
13) بصائر الدرجات، ص 213.
14) همان منبع، ص 213.
15) تفسیر عیاشی (1/13).
16) همان.
17) اوائل المقالات، ص 91.
18) هشام بن سلیمان بحرانی، متوفای سال 1107ه‍.
19) مقدمه تفسیر البرهان در تفسیر قرآن، ص 36.
20) متوفای سال 1112ه‍. حر عاملی درباره او گفته است: شخصی فاضل، عالم محقق و گرانقدر است. امل الآمال (2/336).
21) فصل الخطاب ص 248.
22) اوائل المقالات، ص 49.
23) الانتصار للصحب و آلآل ص 61.
24) فصل الخطاب، ص 249، الانتصار للصحب و الآل، ص 62.
25) فصل الخطاب، ص 249.
26) فصل الخطاب، ص 30.
27) فصل الخطاب ص 30.
28) فصل الخطاب، ص 30
29) فصل الخطاب، ص 34.
30) انوار النعانیة (2/359، 328).
31) شیعه و قرآن، احسان الهی ظهیر، ص 68-71.
32) الانتصار للصحب و آلآل، ص65.
33) اضواءٌ علی خطوط محب الدین، ص 42، و ما بعد آن.
34) الموافقات (2/59).آیات صریح و روشنی دلالت می‭کنند که خداوند متعال عهده دار حفظ و صیانت قرآن شده است و امکان ندارد که دست تحریف یا تبدیل به سوی آن دراز شود. آیات در این باره فراوان هستند از جمله ‭این آیه که خداوند متعال فرموده است: 
(إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ)
و این فرموده‭ی خداوند متعال: 
(وَاتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْکَ مِن کِتَابِ رَبِّکَ لَا مُبَدِّلَ لِکَلِمَاتِهِ وَلَن تَجِدَ مِن دُونِهِ مُلْتَحَدًا) (کهف / 27)
بخوان آنچه را كه از كتاب (قرآن) از سوي پروردگارت به تو وحي شده است (و به گفته‏هاي اين و آن كه آميخته به دروغ و خرافات و مطالب بي‌اساس است اعتناء مكن. تكيه‌گاه بحث تو در امور غيبي همچون سرگذشت اصحاب كهف، تنها بايد وحي الهي باشد. چرا كه سخنان خدا حقائق تغيير ناپذيري است و) كسي نمي‌تواند سخنان او را تغيير (و احكام آن را دگرگون) كند و هرگز پناهي جز او نخواهي يافت.
و مانند آیات زیر: 
(لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنزِيلٌ مِّنْ حَکِيمٍ حَمِيدٍ) (فصلت / 42).
هيچ گونه باطلي، از هيچ جهتي و نظري، متوجّه قرآن نمي‌گردد. (نه غلطي و تناقضي در الفاظ و مفاهيم آن است، و نه علوم راستين و اكتشافات درست پيشينيان و پسينيان مخالف با آن، و نه دست تحريف به دامان بلندش مي‌رسد. چرا كه) قرآن فرو فرستاده يزدان است كه با حكمت و ستوده است. 
و فرموده است :(الَر کِتَابٌ أُحْکِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِن لَّدُنْ حَکِيمٍ خَبِيرٍ) (هود / 1). 
الف. لام. را. (اين قرآن) كتاب بزرگواري است كه آيه‌هاي آن (توسّط خدا) منظّم و محكم گرديده است (و لذا تناقض و خلل و نسخي بدان راه ندارد) و نيز آيات آن از سوي خداوند (جهان) شرح و بيان شده است كه هم حكيم است و هم آگاه. 
و فرموده است :
(وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِکَ مِن رَّسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْکِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَکِيمٌ) (حج / 52)
ما پيش از تو رسولي و نبيي را نفرستاده‌ايم، مگر اين كه هنگامي كه (آن رسول يا نبي آيات و احكام خدا را براي مردم) تلاوت كرده است اهريمن (با ايجاد وساوس و اباطيل در دل شنوندگان سست ايمان و با پخش ياوه‌سرائي توسّط ذرّيّه و دارودسته خود) در تلاوت او القاء (شبهه) نموده است (و گاهي پيغمبران را شاعر، و زماني ساحر و وقتي ناقل افسانه‌ها و خرافات پيشينيان جلوه‌گر ساخته است). امّا خداوند آنچه را كه شيطان القاء نموده است (توسّط تبليغ و تبيين پيغمبران و دعوت و زحمت شبانه‌روزي پيروان ايشان در همه جا و همه آن) از ميان برداشته است (و شبهات و ترّهات اهريمنان انس و جان را از صفحه دل مردمان زدوده است) و سپس آيات خود را (در برابر سخنان ناروا و دلائل نابه‌جاي نيرنگ‌ بازان بي‌مايه و دسيسه‌ بازان بي‌پايه) پايدار و استوار داشته است، زيرا كه خدا بس آگاه (از كردار و گفتار و پندار شيطان و شيطان صفتان بوده و همه كارهايش از روي فلسفه و) داراي حكمت است.
و می‭فرماید: 
(لَا تُحَرِّکْ بِهِ لِسَانَکَ لِتَعْجَلَ بِهِ(16) إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ(17)) (قیامه / 17، 16).
(به هنگام وحي قرآن) شتابگرانه زبان به خواندن آن مَجُنبان (و آيات را عجولانه و آزمندانه تكرار مگردان). چرا كه گردآوردن قرآن (در سينه تو) و (توانائي بخشيدن به زبان تو، براي) خواندن آن، كار ما است. (پس از ناحيه حفظ قرآن در ميان دل و جان خود و روان خواندن و درست تلاوت كردن آن با زبان خويش، نگران مباش).
این آیات کریمه نشان می‌دهند که خداوند متعال از کتاب کریمش حفاظت می‌کند وآیاتش را استحکام می‌بخشد و باطل از هیچ سویی بدان راه نمی‌یابد (وَعْدَ اللّهِ حَقًّا وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللّهِ قِيلاً) (نساء / 122)
(وعده‭ی خداوند حق است، و 