هر چیز موجب می‌شد که آنها از این عقیده دل برکنند، و از همه اتهامات و افترائاتی که به خداوند متعال، پیامبرش، صحابه گرامی ‏و اهل بیت زده‏اند، به سوی بارگاه خداوند متعال توبه نمایند.(1) 
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) بذل المهجود (1/437).کلینی نویسنده‭ی اصول کافی که در نظر شیعیان همچون بخاری برای اهل سنّت است(1)  می‌گوید: قرآن زمانی حجّت است که قیّم و سرپرستی در کار باشد و حقیقت علی قیّم بوده و واجب‌الطاعه است و بعد از رسول خدا برای مردم حجّت بود(2) . همانگونه که‭ این مقوله در قسمتی از کتاب‌های معتبر آنان همچون رجال کشی (3) ، علل‌الشرایع(4) ، محاسن(5) ، وسائل الشیعه(6) و غیره موجود است. چگونه چنین چیزی در ارتباط با قرآن گفته می‌شود در حالی که جهت هدایت مردم از جانب خداوند نازل شده است، و می‭فرماید: 
(إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يِهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ) (اسراء /9) 
(اين قرآن (مردمان را) به راهي رهنمود مي‌كند كه مستقيم‌ترين راهها (براي رسيدن به سعادت دنيا و آخرت) است).
خلیفه‭ی راشده علی بن ابوطالب(رض) در باره‭ی قرآن فرمود: «کتاب خداوند متعال، در آن خبر گذشتگان و آیندگان شما، و حکم اختلافات شما وجود دارد، کتاب خدا جدا کننده‭ی حق از باطل است، شوخی نیست، هر کس از روی خودخواهی و جباری آن را ترک کند، خداوند متعال کمرش را می‌شکند و هرکس هدایت را در غیر آن بجوید، خداوند متعال او را گمراه می‌سازد و آن همان ریسمان محکم و ذکر حکیم و صراط مستقیم است، چیزی است که تمایلات و خواسته‌ها بوسیله‭ی آن منحرف نمی‌شوند، و زبانها با آن قاطی و مخلوط نمی‌شوند، شگفتی‌های آن پایان نمی‌یابد، علما از سرچشمه‭اش سیراب نمی‌شوند، هرکس بدان سخن گوید صادق است و هرکس بدان عمل کند، پاداش می‌یابد و هر کس بدان حکم کند، عادل است و هر کس به سوی آن فرا خواند، به صراط مستقیم هدایت می‌یابد(7) ».
ابن‏عباس(رض) گفت: «کسی که قرآن می‌خواند و به مفاهیم آن عمل می‌نماید، خداوند متعال ضمانت می‌کند که او در دنیا گمراه نشود و در آخرت بدبخت و شقی نگردد.» سپس این آیه را تلاوت کرد :
(قَالَ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِيعًا بَعْضُکُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّکُم مِّنِّي هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَايَ فَلَا يَضِلُّ وَلَا يَشْقَى) (طه / 123)
خدا دستور داد: هر دو گروه شما با هم (اي آدم و حوّاء و اهريمن! ) از بهشت فرو آئيد (و در زمين ساكن شويد، و در آنجا) برخي (از فرزندانتان) دشمن برخي ديگر خواهند شد و هرگاه هدايت و رهنمود من براي شما آمد، هركه از هدايت و رهنمودم پيروي كند، گمراه و بدبخت نخواهد شد. 
این در حالی است که در خود کُتُب شیعه، روایاتی از اهل بیت آمده، و در مصادر معتبر آنان ثبت شده که‭این مقوله را نقض و تکذیب می‏کند. در آنها آمده است: پس وقتی که فتنه‏ها همچون شب تاریک شما را در نوردید، به قرآن مراجعه کنید، زیرا قرآن شفاعت‌کاری است که شفاعتش پذیرفته می‌شود، هر کس آن را امام خود گرداند، او را به بهشت سوق می‌دهد و هر کس آن را پشت سر بیندازد، او را به آتش سوق می‌دهد و قرآن، راهنمای بهترین راه است.(8) 
و در نهج‌البلاغه که به علی(رض) منسوب است، و در نظر شیعه ‭یکی از موثق‌ترین منابع است، آمده است: قرآن دستور دهنده‌ای است بازدارنده، سخن‌گوی خاموش و حجت خدا بر خلقش می‌باشد.(9) 
این نصوص و روایات دارای شواهد و مدارک دیگری هستند که به ما نشان می‌دهند منابع شیعه تا چه‏اندازه حاوی تناقض‌گویی، و آشفتگی و نابسامانی است! همانگونه که می‌بینید، روایت‌های آنها با یکدیگر در تعارضند، امّا آنها در حالت تعارض، برای خود منهج و روش خطرناکی را تعیین کرده‏اند، چون معیار سنجش روایت درست نزد آنها مخالف بودن با عامه - یعنی اهل سنّت - است. کسی که در این مقوله به دقّت بیندیشد که بصورت متواتر در کتابهای شیعه ثبت شده، ملاحظه می‏کند که بنیانگذار این اندیشه‭ یک دشمن بسیار کینه‌توز است که می‌خواهد مانع مراجعه‭ی شیعه به کتاب الله باشد و آنها را از راه هدایت خداوند متعال باز دارد، پس مادام که‭این تئوری حجیت قرآن را به وجود قیّم و سرپرست مربوط سازد و آن قیم یکی از ائمه دوازده امام است، زیرا – به ادعای آنها - قرآن تنها برای یک نفر که همان علی است، تفسیر شده است و دانش قرآنی از علی به سایر ائمه امامیه انتقال یافته است، و هر امامی‏ این علم را به امام بعدی منتقل کرده، تا اینکه به امام دوازدهم ختم شد و آن امام در نظر شیعه بیش از یازده قرن است که از دیدگان غایب است، البته در نظر بعضی از گروه‌های شیعه و دیگران، هنوز متولد نشده است، پس مادامی‏که‭این مقال حجّت بودن قرآن را به شخص غایب، یا اصلاً معدوم مربوط می‌سازد، گویی بالاخره ‭این نتیجه را اعلام کنند که احتجاج و استدلال کردن به قرآن متوقف است و به کتاب خدا مراجعه نمی‌شود و برای استدلال و دلیل‌آوری بدان مراجعه نمی‌شود، زیرا حجت قرآن در قول امام است، که او هم غایب است، پس در این صورت، هیچ حجتی در آن وجود ندارد و همین گمراهی و گمراه کردن از راه راست خداوند متعال برای شما کافی است. البته‭ این پایان کار دسیسه ‌چینی علیه قرآن و بر علیه شیعه نیست، بلکه‭این تنها حلقه‌ای از حلقات و توطئه‌ای است که به دنبال سلسله توطئه‌های دیگر می‌آید، که می‌خواهد شیعه را از کتاب خداوند متعال دور نماید.
یکی از بدیهیّات دین اسلام این است که دانش و علوم قرآن کریم راز و اسراری نیست که‭یک دودمان خاص آن را از یکدیگر به ارث ببرند و علی در این میان کسی نبوده که آیات قرآن بطور ویژه و بدور از سایر صحابه به او تعلق داشته باشد، از دیگر اصحاب پنهان بماند. در حالیکه صحابه اولین نسلی بودند که افتخار دریافت این قرآن را از پیامبر بشریت «محمد(ص)» را کسب کردند و توانستند آن را به نسل‌های بعدی انتقال دهند.
امّا شیعه با این اصل مخالفت ورزیده، و مدعی هستند که خداوند متعال ائمه‭ی امامیه را به همه علوم و فنون قرآن و تأویلات آن اختصاص داده است و هر کس در پی فراگیری دانش قرآن از غیر آنها باشد، در حقیقت به درّه‭ی گمراهی وارد شده است(10) . بعضی از منابع اهل سنّت چنین یادآور می‌شوند که منشأ و بنیانگذار این اندیشه و ریشه‭ی اصلی آن به ابن سبأ (یهودی) بر می‌گردد، چون او بود که گفت: این قرآن جزئی از نُه اجزا است و دانش مربوط به آن در نزد علی است(11) .
ذکر این گفته بطور فراوان و در قالب روایات و اخبار گوناگون در کتب امامیه وارد شده است :
الف- در اصول کافی در روایتی طولانی از ابوعبدالله آمده است که گفت: همین قرآن برای مسلمانان کافی است اگر مفسری برای آن پیدا کنند، که پیامبر(ص) آن را برای یک نفر تفسیر نموده است و شأن و جایگاه آن مرد را برای امّت توضیح داده است و او علی بن ابی طالب است(12) . در تعدادی از منابع معتبر آنان آمده است که- به ادعای شیعه - پیامبر(ص) فرمود: «خداوند متعال این قرآ