ن را بر من نازل فرمود و این قرآن چیزی است که هر کس با آن مخالفت کند (خلاف آن عمل نماید) گمراه می‌شود و هر کس دانش مربوط به آن را در نزد غیر علی جستجو کند، هلاک می‌شود(13) ». و نیز کتب شیعه می‌گویند: ابوجعفر گفت: ای قتاده، تو فقیه اهل بصره هستی؟ گفت: چنین گمان می‌برند. ابوجعفر(رض) گفت: به من خبر رسیده که تو قرآن را تفسیر می‌کنی؟ قتاده گفت: آری، تا به‭اینجا می‏رسد که ابوجعفر گفت -: وای بر تو ای قتاده! کسی قرآن را می‌داند که به او خطاب شده است.(14) 
روایت‌های آنها در این زمینه بسیار است و شاید کتابی را در بربگیرد. همگی حول و حوش این قضیه پر می‌زنند که دانش قرآن به ائمه اختصاص دارد و در نزد آنها انباشته و ذخیره شده است و بوسیله‭ی آن همه چیز را می‌دانند.(15) 
برای پاسخ ردّ به‭این مقوله، (قرآن کافی است) همانگونه که خداوند متعال پیرامون کسانی که خواستند نشانه‭ای را جهت تحقیق راستی و درستی پیامبر(ص) بیاورند، فرمود: 
(أَوَلَمْ يَکْفِهِمْ أَنَّا أَنزَلْنَا عَلَيْکَ الْکِتَابَ يُتْلَى عَلَيْهِمْ) (عنكبوت / 51).
آيا همين اندازه براي آنان كافي و بسنده نيست كه ما اين كتاب را بر تو نازل كرده‌ايم و پيوسته بر آنان خوانده مي‌شود.
بنابراین قرآن کریم، شاهد و دلیل و حجّت است و کسی که دانش قرآن را از قرآن، سنّت نبوی یا از صحابه فرابگیرد، که علی هم یکی از اصحاب به شمار می‏آید در حقیقت هدایت یافته است. این ادّعا که هر کس دانش قرآن را نزد غیر علی فرا بگیرد، هلاک و گمراه شده، در واقع رنگ و بویی از اسلام ندارد و باطل بودن آن از ضروریّات و بدیهیّات دین است، زیرا پیامبر(ص) مبعوث نشده تا علم شریعت را به‭یک نفر صحابه بیاموزد و دیگر اصحاب را از آن محروم کند، بلکه خداوند متعال فرموده است:(وَأَنزَلْنَا إِلَيْکَ الذِّکْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ ) (نحل / 44).
و قرآن را بر تو نازل كرده‌ايم تا اين كه چيزي را براي مردم روشن سازي كه براي آنان فرستاده شده است.
این آیه دلالت می‏کند بر اینکه بیان و روشنگری برای کل مسلمانان بوده و فقط به ‭یک نفر، یا یک گروه و حتّی اهل بیت، اختصاص نداشته است. گذشته از این، علی(رض) هم این را که پیامبر - بجای مسلمانان - وی را به دانش و علمی‏اختصاص داده باشد را انکار کرده است (16) . این در حالی است که پیامبر(ص) نسل صحابه و نسل‌های دیگر را مورد خطاب قرار داده و در زمینه‭ی تبلیغ سنّت آنها را تشویق کرد و کسی از آنها را جدا نکرده، و فرموده: « نضر الله امرَءً سمع منّا حدیثاً فحفظه، حتی یُبلِّغه غیره، فانه ربّ حامل فقه لیس بفقیه، و ربّ حاملِ فقه الی من هو أفقه منه»(17)  «خداوند شاداب گرداند کسی را که از ما حدیثی شنیده و آن را حفظ می‌کند تا اینکه آن را به دیگری برساند. زیرا چه بسا کسانی که حامل حدیثی می‏شوند و آن را به کسی میرسانند که از خودش داناتر است و آگاه شود و چه بسا حاملی فقیه‌تر از کسی گردد که از او فقیه‌تر بوده است! »
این حدیث را کتاب‌های (18)  امامیه روایت کرده‏اند، (19)  بنابراین، این حدیث حجّت و مدرکی علیه آنان محسوب می‌شود، امّا این ادعا که قرآن کریم جز امامیه را مورد خطاب قرار نداده، از همین روی، دیگران قرآن را نمی‌دانند - بلکه فقط کسی قرآن را می‌داند که با آن مورد خطاب قرار گرفته باشد - باید بگوییم که بر اساس این فهم و برداشت ضعیف و علیل، صحابه و تابعین و ائمه اسلام - در طول امتداد عصور به هلاکت رسیده و دیگران را به هم هلاک رسانده‏اند - آنگونه که آنها می‌پندارند - چون انبیاء طبق قواعد و اصول مربوطه به تفسیر قرآن اقدام نمودند و معتقد بودند که کتاب خداوند متعال برای همه کس قابل فهم است و قسمتی از آن برای عامه‭ی عرب - با توجه به ساختار کلام عربی، قابل درک و شناخت است و قسمتی از آن را فقط علماء می‌دانند و قسمتی دیگر را کسی جز الله تعالی نمی‏داند.(20) 
شیعه می‌گوید: جز ائمه کسی قرآن را نمی‌داند. این ادعایی است که به دلیل و مدرک نیاز دارد، و پنداری است که عقل و نقل آن را تکذیب می‌کند. چرا که از جمله مسائلی که باید آن را بدانیم این است که پیامبر(ص) الفاظ و معانی قرآن را به صحابه آموخته است. زیرا این فرموده‌ي خداوند متعال (وَأَنزَلْنَا إِلَيْکَ الذِّکْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ)(نحل/44)
(و ما قرآن را بر تو نازل کردیم تا برای مردم روشن وبیان نمایی آنچه را که به سوی آنها نازل شده است).
تبیین در این آیه هم تبیین معنا و هم تبیین واژه‏ها را شامل می‌شود. ابوعبدالرحمن سلمی‏گفته است: افرادی که قرآن را به ما آموختند و آن را برای ما تلاوت می‌کردند - مانند عثمان بن عفان و عبدالله بن مسعود و دیگران - برای ما تعریف می‌کردند که وقتی ده‭ آیه از پیامبر(ص) می‌آموختند، تا زمانی که دانش و عمل مربوط به آنها را فرا نمی‌گرفتند، به سراغ آیات دیگر نمی‌رفتند. چون گفتند: ما قرآن، علم و عمل را همه با هم یاد گرفتیم(21) . به همین خاطر است که مدتی در حفظ سوره‌ای باقی می‌ماندند. زیرا خداوند متعال فرموده است:(کِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْکَ مُبَارَکٌ لِّيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ)(ص / 29).
(اي محمّد! اين قرآن) كتاب پرخير و بركتي است و آن را براي تو فرو فرستاده‌ايم تا درباره آيه‌هايش بينديشند.
و فرموده:(أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ) (نساء / 82): (آيا (اين منافقان) درباره قرآن نمي‌انديشند).
و فرموده:(أَفَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ) (مؤمنون /68): (آیا در این سخن اندیشه نکرده‏اند؟! ).
و تدبّر در قرآن بدون فهم معنای آن ممکن نیست. همچنین خداوند متعال فرموده است:(إِنَّا أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ) (یوسف / 2).
ما آن را (به صورت) كتاب خواندني (و به زبان) عربي فرو فرستاديم تا اين كه شما (آن را) بفهميد (و آنچه را در آن است به ديگران برسانيد).
اندیشیدن در قرآن، فهم و درک آن است و بدیهی است هدف از هر سخنی، فهم معانی آن است نه مجرد الفاظ و کلمات آن که در این راستا از اولویت ویژه برخوردار است. به همین خاطر گروهی از شیعیان دیگر این گفته را هضم نکرده و آن را از شمول و عمومی‏بودن خارج ساخته و گفته‏اند: «ظاهر قرآنی را نه تنها ائمه‭ی امامیه، بلکه دیگران هم می‌دانند، امّا آیات باطنی آن به ائمّه اختصاص دارد». و اختلاف بزرگی پیرامون حجّت بودن ظواهر قرآن میان نقل‌گرایان و اصول‌گرایان به راه افتاده است، نقل‌گرایان شیعه معتقدند که تفسیر ظاهر و باطن قرآن را فقط ائمه می‌دانند و اصول‌گرایان بر این باورند که ظواهر قرآن حجّت است، زیرا دلایلی که به تدبّر در قرآن دعوت می‭کنند جنبه‭ی عمومی‏دارند و کسی را استثناء نمی‭کنند.(22)  این ادعا که قرآن فقط برای علی(رض) تفسیر شده، با این فرموده‭ی خداوند متعال مغایرت دارد که می‭فرماید: 
(وَأَنزَلْنَا إِلَيْکَ الذِّکْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ) (نحل / 44)
(و ما قرآن را بر تو نازل کردیم تا ب