 روایات مورد استلال شیعه همچون حدیث پرنده و حدیث خانه و «أنا مدینة العلم و علیٌّ بابها» یعنی من شهر علم هستم و علی درب آن شهر است، از جهت ضعف و قوّت و جعلی بودن بحث و مجادله‏ی علمی‌ارائه داده‌ام.
 فهرست احادیث ضعیف و موضوع و ساختگی را به کتاب ملحق کرده‌ام که شیعه بدانها احتجاج می‌کنند تا از این طریق مسلمانان را از گرفتار شدن در دام و دسیسه‌های شیعه برحذر کنم، علاوه بر توضیح و تبیین دیدگاه شیعه در مورد «توحید» که ‌آن را به ولایت ائمّه تفسیر می‌کنند و بس، پذیرش امامت را شرط قبولی اعمال انسان می‌دانند و معتقدند که ‌امامان شیعه واسطه‌ی بین خدا و بندگان هستند و نیز می‌گویند: مردم جز با ائمّه هدایت نمی‌شوند، جز با توسّل به نام أئمّه دعا پذیرفتنی نیست و نیز ادعا می‌کنند که سفر مردم به زیارتگاههای شیعه‌از حج بیت الله برتر و بالاترست، معتقدند امام هر چه بخواهد حرام می‌کند و هر چه خود میل داشته باشد حلال می‌کند و نیز گمانشان بر این است که دنیا و آخرت از آنِ أئمّه ‌است، هرطور بخواهند در آنها تصرّف می‌کنند و نیز حوادث جهان هستی را به آنها نسبت می‌دهند.
 در تبیین مقوله‌ی شیعه مبنی بر اطلاع أئمّه‌از همه چیز و غلو و زیاده خواهی ایشان در مورد اثبات صفات خدا و حقیقت تطعیل صفات الهی از دیدگاه‌ آنها، مسأله‌ی خلق قرآن، رؤیت و دیدن خداوند متعال در آخرت، برتری دادن أئمّه بر پیامبران و انبیاء، موضعگیری آنها نسبت به قرآن کریم و اعتقاد برخی از علمایانشان به تحریف آن، ردّ این اعتقاد باطل، همچنین موضع ایشان نسبت به اصحاب بزرگوار رسول خدا(ص) و مفهوم تقیه نزد شیعه، اعتقاد آنها در مورد مهدی غائب و نیز موضوع رجعت و بازگشت مردگان به این دنیا و مقوله‌ی «بداء» خداوند متعال، همه‌ این مسائل مورد بحث و بررسی قرار گرفته‌اند.
موضع امیرالمؤمنین و أئمّه‌ی بیت اطهار و علمای اهل سنّت در قبال آن مجموعه ‌از عقاید انحرافی را هم یاد آور شده‌ام، در بیان آراء مخالفین و ردّ آنها پایبند به ادب و نزاکت بوده و هرگز سراغ ناسزاگویی و دشنام نرفته‌ام، بلکه در خلال اصول شیعه و با استناد به کتابهای مرجع و مورد اعتمادشان حقایق را نشان داده‌ام و حریص هستم بر اینکه حقایق را برای دوستداران اهل بیت روشن کنم و آنها را به پیروی از امیرالمؤمنین فراخوانم و از کسانی بر حذرشان کنم که در زیر پرده‌ی دفاع و طرفداری از اهل بیت، عقاید مردم را فاسد کرده و آنها را از کتاب الله و سنّت رسول خدا(ص) دورتر می‌سازند.
علاوه بر مطالب فوق، بنده بسیار علاقمندم که حقیقت و ماهیّت واقعی شیعیان رافضی را به جماهیر اهل سنّت معرّفی کنم، زیرا این قضیه تأثیر خود را بر ملّتهای آفریقا، آسیا، اروپا و آمریکا گذاشته و دعوتگران و مبلّغین شیعه با نشاط کامل و بکارگیری همه توان و قدرت موجود دعوت انحرافی رافضی گری را توسعه می‌دهند، در این راه هر چیز گرانبهایی را صرف می‌کنند، برای ضربه زدن و نابودی اسلام صحیح و زشت جلوه دادن راه و روش آن با دشمنان اسلام همپیمان شده‌اند و این کار آنها تازگی ندارد، ولی اهل سنّت – جز کسانی که مورد لطف و مرحمت الهی قرار گرفته‌اند- دچار سُستی و بیحالی عجیبی شده و در خواب عمیقی فرو رفته‌اند، نسبت به اهداف مخالفینشان در غفلت بسر می‌برند، تا جایی که برخی می‌گویند: مبارزات و اختلافات شیعه و سنّی طی گذر زمان خاموش می‌شود، امّا این ادعایی است واهی و خالی از حقیقت و دلیلی است بر جهل و نادانی، در لایه‌های آن حیله و فریب جماهیر مسلمان، به نام «‌تقریب مذاهب و وحدت صفوف مسلمین» نهفته ‌است.
راه درست برای نزدیک شدن مذاهب این است که علمای اهل سنّت آستین همّت را بالا بزنند، با تلاش بزرگ و پیگیر برای نشر و گسترش عقاید صحیح برگرفته شده ‌از قرآن و سنّت صحیح رسول خدا، همه توان خود را به کار ببندند، چرا که ‌اهل سنّت پیروان واقعی راه و روش رسول خدا و اصحاب بزرگوار او هستند و به سنّت ایشان منتسب هستند که بارها مسلمین را به تمسّک و چنگ زدن به ان دو منبع اصیل اسلام توصیه نمود و فرمود: «فعليكم بسنتى وسنة الخلفاء الراشدين من بعدي، تمسكوا بها وعضوا عليها بالنواجذ»(1)  
 یعنی: به پیروی از سنّت من و سنّت و راه و روش خلفای راشدین پایبند باشید و با دندآنهای آسیاب آنها را محکم بگیرید.
 همچنین در بر حذر داشتن مسلمین از مخالفت با سنّت می‌فرمود: 
«وإياكم ومحدثات الأمور، فإن كل محدثة بدعة وكل بدعة ضلالة»(2) .
یعنی: از امور پدید آمده و بدعت در دین اسلام بر حذر باشید، زیرا هر نوپدیده‌ای بدعت و هر بدعتی سرانجامش آتش دوزخ است.
همچنین در راستای هشدار از فرجام ناگوار مخالفت با راه و روش و سنّت خویش می‌فرمود: «من رغب عن سنتي فليس مني»، یعنی :‌از من نیست هرکه ‌از سنّت و راه و روش من رویگردان باشد.
برخلاف اهل بدعت و هواهای نفسانی که راهی در پیش می‌گیرند که مغایر با راه و روش پیامبر اسلام (ص)، عقیده‎ی اهل سنّت با ظهور بعثت رسول‎الله (ص) ظهور یافت و با عنایت پروردگار تا قیام قیامت با حفظ قرآن و سنّت محفوظ خواهد ماند. امّا عقاید اهل بدعت بعد از زمان رسول خدا نشأت گرفته و حتی برخی در آخرین دوران صحابه، برخی بعد از آن زمان هم پدید آمده‌اند. رسول خدا هم خبر داده که‌اگر کسی از اصحاب، عمر طولانی داشته باشد، اختلاف و تفرّق را خواهد دید، آنجا که می‌فرماید: «وإنه من‌يعش منكم فسيرى اختلافًا كثيرًا» (3) , یعنی: چنانچه کسی از شما مدتی طولانی زندگی کند اختلاف فراوانی خواهد دید.
سپس رسول خدا (ص) روش سلوک راه مستقیم را به ما نشان می‌دهد که پیروی از سنّت او و سنّت خلفای راشدین است، در عین حال ما را از امور پدید آمده در دین بر حذر می‌دارد، زیرا امور پدید آمده بدعت و موجب گمراهی است، نه معقول است و نه قابل قبول که پیامبر حق و رهنمودی وجود داشته باشد که‌از اصحاب دریغ کند و آن را برای کسانی که بعداً می‌آیند ذخیره نماید، بنابراین هر بدعتی شر و گمراهی است، چنانچه خیری وجود داشته باشد، اصحاب بزرگوار بسوی آن سبقت می‌گرفتند، ولی بسیاری از کسانی که بعد از صحابه آمدند و از راه و روش آنها منحرف شدند، به بدعتها گرفتار شدند. همانگونه که‌امام مالک فرمود: «آخر این امّت اصلاح نمی‌گردد جز به انچه نسل اوّل (صحابه) اصلاح گردید». لذا اهل سنّت به سنّت منتسب هستند و غیر آنها هم به فرقه و کیش باطل خود، یا به اشخاص و افرادی منتسب هستند.
راه درست و اصیل تقریب بیان حق و حقیقت، کشف و آشکار نمودن بیان باطل است و تقریب شیعه بدین صورت درست است که به کتاب الله و سنّت رسول‎الله (ص) و فهم درست و صحیح اسلام در اثنای علمای اهل سنّت و در رأس ایشان فقها و دانشمندان اهل بیت؛ امثال امیر المؤمنین علی و فرزندان و نوه‌های او نزدیک شوند، علاوه بر این لازم است شجاعانه ندای اصلاحگری شیعیان صادق را یادآور شد، جهت نصیحت اقوام شیعه ‌آنها را مورد احترام و تکریم قرار دا