ت خلفای راشدین، پیروی کردند.
وظیفه ما این است که به قوانین و احکام دین پایبند باشیم و یقین داشته باشیم که سعادت واقعی آن نیست که ثمره‌اش را در کوتاه مدّت برداشت کنیم، بلکه سعادت در آن است که توفیق الهی نصیب‌مان گردد و به رضایت او امیدوار باشیم.
لازم به ذکر است که در تحلیل و بررسی و نوشتن دوران خلافت راشده، سعی کردیم کلمات را گزینش کنیم، جملات و سطرها را تصفیه نماییم تا بهتر بتوانیم حقیقت این دوران را بر اساس روایات صحیح و معتبر معرفی کنیم. امید است فرزندان مسلمانان با مطالعه‌ی این مقطع تاریخی به علمی‌گسترده و فهمی‌دقیق و درکی درست و فراگیر از اسلام، دست یابند. 
امیدواریم خداوند متعال این تلاش ناچیز حقیر را برکت و فزونی بخشد و باعث شود دعوتگرانی که نامشان را نمی‌دانیم و نمی‌شناسیم و تاریخ آثارشان را خواهد دید و ثبت خواهد کرد، از اشتباهات و لغزشها در امان بمانند، آنانی که حق را بخوبی شناخته‌اند و دریافته‌اند که نیک بختی وسعادت در عمل و یاری طرفداری حق است، لذا به حق عمل می‌کنند و از آن دفاع می‌کنند و علی رغم مشکلات و سختی‌هایی که در مسیر دعوت اسلامی‌دارند، باز هم جانب حق را می‌گیرند، در نتیجه به علّت صداقت و اخلاصشان در پیروی از رسول‎الله، خداوند آنها را یاری می‌کند و موفق می‌گرداند. دعوتگران مذکور کسانی علاوه بر دانشجویان و طلاّب، نوشته‌هایشان به اندازه‌ی خون شهداء ارزش دارد، تاجران و ثروتمندانی که با کمک‌های مالی شان این کاروان را از پشت صحنه‌ یاری دادند، به زبان حال می‌گویند:(لَا نُرِيدُ مِنکُمْ جَزَاء وَلَا شُکُورًا(9) إِنَّا نَخَافُ مِن رَّبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا(10)) (انسان/9 و10)
يعني: ما از شما پاداش و سپاسگزاري نمي‌خواهيم، ما (از عذاب) پروردگارمان مي‌ترسيم‌، از (عذاب) روز بس ترشرو و سخت اخموئي (كه قيامت نام دارد). 
آری! اینها سپاهیان گم نام خداوند در دنیا هستند که فردا در بهشت جاویدان، شخصیّت‌هایی بلند مرتبه و بزرگوار خواهند داشت، باید توجّه داشته باشیم که طوفانی تند برای نابودی عقیده واسلام در حال وزیدن است و دشمنان اسلام، اعم از صلیبیها، یهودیها، بی دینان ملحد، باطنیها و مبتدعان برای نابودی پیشوایان و بزرگان دین در میدان علم، آداب و سیاست در تلاشند و می‌خواهند. تاریخ ما را مخدوش و آلوده کنند و در نتیجه تاریخ را از ما بگیرند، تا ما ملّتی بدون تاریخ بمانیم، امّتی که تاریخ (و ریشه) نداشته باشند، هرگز صلاحیّت و ارزشی ندارد و امّتی که شخصیّت‌ها و مردان نام آور نداشته باشد، چه‌ارزشی دارد؟ و ارزش و بهای دینی که در مدّتهای مدید تاریخ در میانشان راد مردانی نساخته باشد، چیست؟ آیا در چنان وضعیّتی می‌توانیم از گذشته عبرت و پند بگیریم، در چنین شرایطی است که دشمنان اسلام، به توفیق مورد نظر می‌رسند و نیرنگ‌هایشان عملی خواهد شد، ما در عمل نسبت به رسالتمان و باز سازی فرهنگ مان توفیقی نخواهیم داشت.
واقعاً انسان در عصر محرومیّت از قوانین و برنامه‌های خداوند، غرق در مصیبتها و سرگردانیها دست و پا می‌زند، در حالی که راه نجات و درمان بیماری‌هایشان فقط در اسلام است، آیا مسلمانان برای خودشان ارزش قائلند و حاضرند با اعتماد به نفس و افتخار به تاریخ و عقیده‌یشان برای نجات انسآنها تلاش کنند؟! .
شاعر می‌گوید:
از شگفتیهاست! و شگفتیها زیاد است.
که ‌یار در خانه و ما از آن محرومیم.
مانند: شتر سرخ مو که در صحرا از تشنگی می‌میرد
در حالی که آب را بر پشتش حمل می‌کند.
آیا ممکن است آن چنان به اسلام باز گردیم که‌اعتقادات و رفتار و گفتارمان بر مبنای دستورات اسلام اصلاح شود و ما را به قرآن مأنوس کند و به آن مرحله‌ از درک و شعور اجتماعی برسیم که ‌انتساب به محمد(ص) و دینش را افتخار بدانیم و عمل به دین و سنت خلفای راشدین: ابوبکر، عمر، عثمان و علی(رض) و دیگر صحابه را ضرورتی اجتناب ناپذیر بدانیم و حلقه‌ای متصل به ان جمع باشیم، کسانی که همواره در طول تاریخ دین و رسالت محمد را یاری داده‌اند؟.
پیش از معرفی منابعی که در تألیف این کتاب با آنها در ارتباط بوده‌ام، لازم می‌دانم اعتراف کنم که‌اگر توفیق خداوند، سپس تلاش علمای اهل سنّت و دانشجویان و صاحب نظرانی که بر عقیده‌آنها هستند نبود، به تنهایی نمی‌توانستم از عهده‌ی این کار بسیار مهم برآیم، لذا اقرار می‌کنم که‌از رساله‌های علمی، اعم از چاپ شده و چاپ نشده، هم از نظر موضوع و هم از لحاظ روش و هم از جنبه ی حکم بر صحّت و سقم روایات و رجوع به منابع جدید تاریخی و غیره‌استفاده کرده‌ام، تلاش کرده‌ام در نگارش و نقد و بررسی این کتاب از زحمات دیگر اساتید، خصوصاً دکتر اکرام ضیاء العمری که بر بسیاری از رساله‌های مربوط به این موضوع نظراتی داشتند، بهره برده‌ام. علاوه بر این از کتاب‌های ایشان از جمله: «السیرة ‌النبویة ‌الصحیحة، عصر الخلافة الراشدة» و کتابهایی که زیر نظر ایشان نوشته شده، مانند: رساله‌ی: «الخلافة الراشدة و الدولة الامویة من فتح الباری» دکتر یحیی و رساله‌ی عبدالعزیز مقبل که خلافت ابوبکر صدّیق را از کتابهای سنّت (حدیثی) و تاریخ با نقد و بررسی روایات به استثنای جنگ‌های مرتدین، گردآوری کرده‌است و رساله‌ی دکتر عبدالعزیز بن محمد فریح در تحقیق کتاب: «محض الصواب فی فضائل امیر المومنین عمر بن الخطاب»(4)  و رساله‎ی «مقتل عثمان بن عفّان» نوشته‎ی دکتر محمد بن عبدالله عنان و « خلافة علی بن ابی طالب» نوشته‎ی عبدالحمید علی ناصر و دیگر رساله‎های دانشگاهی که تحت نظارت دیگر اساتید نوشته شده‎اند مانند: «تحقیق مواقف الصحابة فی الفتنة من روایات الطبری و المحدثین» و رساله‎ی دکترای محمد محزون در تحقیق موضع صحابه در برابر فتنه و آشوبها و کتاب «عبدالله بن سبأ و أثره فی أحداث الفتنة فی صدر الاسلام» اثر سلیمان عوده و رساله‎ی: «دور المراة السیاسی فی عهد النبی و الخلفاء الراشدین» نوشته‎ی خانم اسماء محمد احمد زیاده و دیگر رساله‎ها هم از لحاظ جمع آوری مطالب و هم از لحاظ سند و اعتبار آن استفاده کرده‎ام، فضل و احسان از آن خداست. 
 سپس از اساتید و برادران محترمی‌که شرایط نوشتن این کتابها را برایم فراهم کرده‌اند، متشکرم و شایسته‌است که برای این بزرگواران در غیابشان دعای خیر مسئلت کنم، از خداوند متعال می‌خواهم که تلاش و زحمتشان را در روزی که مال و فرزند نفع نمی‌رساند، جز کسانی که با قلبی سالم به نزد خدا باز گردند؛ در ترازوی اعمالشان قرار دهد.
امّا منابعی که در این بحث تحقیقی مورد استفاده قرار دادیم، به شرح زیر است:
1- کتابهای حدیث:
از کتابهای ششگانه: (صحیح بخاری، صحیح مسلم، سنن ابوداود، ترمذی، نسائی و ابن ماجه) و موطأ امام مالک و مسند امام احمد به ترتیب استفاده کردم و برای استخراج موضوع تاریخی که با دوران خلافت راشده مرتبط است، از مصنف عبدالرزاق، ابن ابی شیبه، مستدر