نان! چرا هنگامي كه به شما گفته مي‌شود: (براي جهاد) در راه خدا حركت كنيد، سستي مي‌كنيد و دل به دنيا مي‌دهيد؟ آيا به زندگي اين جهان به جاي زندگي آن جهان خوشنوديد؟ (و فاني را بر باقي ترجيح مي‌دهيد؟ آيا سزد كه چنين كنيد؟) تمتّع و كالاي اين جهان در برابر تمتّع و كالاي آن جهان، چيز كمي بيش نيست. اگر براي جهاد بيرون نرويد، خداوند شما را (در دنيا با استيلاء دشمنان و در آخرت با آتش سوزان) عذاب دردناكي مي‌دهد و (شما را نابود مي‌كند و) قومي را جايگزينتان مي‌سازد كه جداي از شمايند (و پاسخگوي فرمان خدايند و در اسرع وقت دستور او را اجرا مي‌نمايند. شما بدانيد كه با نافرماني خود تنها به خويشتن زيان مي‌رسانيد) و هيچ زياني به خدا نمي‌رسانيد (چرا كه خدا بي‌نياز از همگان و داراي قدرت فراوان است) و خدا بر هر چيزي توانا است.
بعضی از علمای شیعه گفته‏اند: این آیه بطور صریح و آشکار بیان می‌دارد که صحابه در ارتباط با امر جهاد سستی از خود نشان داده و دل به دنیایی بستند که می‌دانستند در برابر آخرت متاعی ناچیز است، تا جایی که سزاوار این توبیخ و سرزنش خدا شدند، خداوند آنها را تهدید کرد که به عذاب دردناکی دچارشان خواهد کرد، و مؤمنان صادق دیگری را بجایشان خواهد نشاند... و این آیه تهدید است که دیگران را بجای آنها خواهد نشاند، در بسیاری از آیات دیگر آمده است که نشان می‌دهند سستی آنها از جهاد و قتال تنها یک بار نبوده است، بلکه چندین بار بوده است.
در آیه‭ی 38 سوره‭ی محمّد آمده است: 
(هَاأَنتُمْ هَؤُلَاءِ تُدْعَوْنَ لِتُنفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَمِنکُم مَّن يَبْخَلُ وَمَن يَبْخَلْ فَإِنَّمَا يَبْخَلُ عَن نَّفْسِهِ وَاللَّهُ الْغَنِيُّ وَأَنتُمُ الْفُقَرَاءُ وَإِن تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيْرَکُمْ ثُمَّ لَا يَکُونُوا أَمْثَالَکُمْ) (محمّد / 38).
نویسندة کتاب «آنگاه هدایت شدم» در صفحه 115 می‌نویسد: «کاملاً بدیهی و روشن است که صحابه بعد از پیامبر(ص) متفرق شده و با هم اختلاف پیدا کردند و آتش فتنه و آشوب را روشن کردند، تا اینکه کار به جایی کشیده شد که کشتارهای خونین در میان آنها روی داد؛ امری که موجب شد مسلمانان به واپس‌گرایی و عقب‌ماندگی دچار شوند و دشمنان چشم طمع به آنها بدوزند». ما اینگونه به‭این شیعی رافضی جواب می‌دهیم: «در این آیه طعنه و اتهامی‏علیه اصحاب پیامبر(ص) وجود ندارد، بلکه خداوند متعال در این دو آیه اصحاب پیامبر(ص) را برای شتافتن به جهاد تشویق و ترغیب کرده است، هنگامی‏که پیامبر(ص) در غزوه‭ی تبوک اصحابش را به غزوه و یورش بردن بر روم فرمان داد درست در زمانی بود که دست تنگی و نیازمندی اصحاب نمایان بود، هوا بسیار گرم و راه هم بسیار طولانی بود که‭ این امر تا حد زیادی بر بعضی از آنها سخت و گران آمد، در نتیجه آیات فوق در راستای ترغیب و تشویق برای جهاد در راه خدا و هشدار دادن از سهل‌انگاری در آن، فرود آمدند که پس از آن، اصحاب پیامبر(ص) به فرمان پروردگارشان لبیک گفتند.
در تفسیر طبری پیرامون این آیه که خداوند متعال می‭فرماید: 
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ مَا لَکُمْ إِذَا قِيلَ لَکُمُ انفِرُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الأَرْضِ) (توبه / 38).
اي مؤمنان! چرا هنگامي كه به شما گفته مي‌شود: (براي جهاد) در راه خدا حركت كنيد، سستي مي‌كنيد و دل به دنيا مي‌دهيد؟
طبری می‭گوید: این آیه تشویق و ترغیبی از خداوند متعال است به اصحاب بزرگوار تا برای شرکت در جنگ با روم آماده شوند و این در غزوه‭ی تبوک بود که رسول خدا(ص) در آن حضور یافت (1) .
بدون شک این دو آیه، به نوعی به عتاب و سرزنش آن دسته از کسانی می‌پردازند که امر جهاد برایشان سنگینی می‌کرد، ولی نباید آن را بر همه اصحاب تعمیم دهیم، کسانی که شتابان به فرمان خدا و رسولش لبیک گفته و برای جهاد آماده شدند. و اکثریت صحابه هم مشمول این عتاب نمی‌شوند(2) .ابن کثیر گفته است: این شروعی است برای عتاب و سرزنش کسانی که در غزوه‭ی تبوک از رسول خدا تخلف ورزیدند(3) .بدیهی است که در غزوه‭ی تبوک کسی از صحابه - البته به استثنای افرادی که معذور بودند - جز سه نفر تخلف نکردند، همانگونه که حدیث مشهور کعب بن مالک بر این دلالت دارد(4) و آن سه نفر کعب بن مالک و هلال بن امیه، و مراره بن ربیع بودند. با این وجود، نص صریح قرآن که باطل از هیچ سویی بدان راه نمی‌یابد، ثابت شده که خداوند متعال توبه آنها را قبول کرد و در راستای توبه‌ آنها سروش و پیام آسمانی بر سائر اصحاب نازل شد که در قرآن می‏خوانیم، که می‭فرماید: 
(لَقَد تَّابَ الله عَلَى النَّبِيِّ وَالْمُهَاجِرِينَ وَالأَنصَارِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ فِي سَاعَةِ الْعُسْرَةِ مِن بَعْدِ مَا کَادَ يَزِيغُ قُلُوبُ فَرِيقٍ مِّنْهُمْ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ(117) وَعَلَى الثَّلاَثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُواْ حَتَّى إِذَا ضَاقَتْ عَلَيْهِمُ الأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ وَضَاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنفُسُهُمْ وَظَنُّواْ أَن لاَّ مَلْجَأَ مِنَ اللّهِ إِلاَّ إِلَيْهِ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُواْ إِنَّ اللّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ(118)) (توبه / 117-118)
خداوند توبه پيغمبر (از اجازه‌دادن منافقان به عدم شركت در جهاد) و توبه مهاجرين و انصار (از لغزشهاي جنگ تبوك، مثل كُندي و سستي اراده وانديشه بد به دل راه دادن و آهنگ بازگشت از نيمه راه جهاد) را پذيرفت. مهاجرين و انصاري كه در روزگار سختي (با وجود گرماي زياد، كمي وسيله سواري و زاد، فصل درو و چيدن محصول خود) از پيغمبر پيروي كردند (و همراه او رهسپار جنگ تبوك شدند) بعد از آن كه دلهاي دسته‌اي از آنان اندكي مانده بود كه (از حق به سوي باطل) منحرف شود. (در اين حال) باز هم خداوند توبه آنان را پذيرفت. چرا كه او بسيار رؤوف و مهربان است.
خداوند توبه آن سه نفري را هم مي‌پذيرد كه (بي‌هيچ حكمي به آينده) واگذار شدند (و پيغمبر و مؤمنان و خانواده خودشان با ايشان سخن نگفتند و از آنان دوري جستند) تا بدانجا كه (ناراحتي ايشان به حدي رسيد كه) زمين با همه فراخي، بر آنان تنگ شد و دلشان به هم آمد و (جانشان به لب رسيد. هم مردم از آنان بيزار و هم خودشان از خود بيزار شدند. بالاخره) دانستند كه هيچ پناهگاهي از (دست خشم) خدا جز برگشت به خدا (با استغفار از او و پناه‌بردن بدو) وجود ندارد (چرا كه پناه بي‌پناهان او است و بس). آن گاه خدا (به نظر مرحمت در ايشان نگريست و) بديشان پيغام توبه داد تا توبه كنند (و آنان هم توبه كردند و خدا هم توبه ايشان را پذيرفت). بيگمان خدا بسيار توبه‌پذير و مهربان است.
این آیات حاوی این خبر هستند که خداوند متعال توبه را از مهاجران و انصاری که پیامبر(ص) را در غزوه‭ی تبوک همراهی کردند، پذیرفت. غزوه‭ی تبوک، به غزوه عسره هم نامگذاری می‌شد، آنها با وجود اینکه در آن غزوه دچار زحمت و سختی و فقر شدیدی شدند، از پیامب