---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) عقیده اهل سنت درباره صحابه (2/832).
2) تفسیر سعدی (6/121).
3) مسند احمد (4/87).
4) تفسیر ابن کثیر (3/535).
5) عقیده اهل سنت درباره صحابه (2/823).
6) عقیده اهل سنت، به نقل از ابن کثیر.
7) مسلم (4/1697-1698).
8) عقیده اهل سنت درباره صحابه (2/838).
9) مناقب امام احمد، ابن جوزی، ص 160.
10) الکفایة فی علم الروایة ص 67.
11) ارشاد الغبی الی مذهب اهل بیت فی صحب النبی، ص 6450.
12) البدایة و النهایة (9/349)
13) عقیده اهل سنت درباره صحابه (2/851).سیمای حقیقت درخشان و روشن همواره ماندگار است و غیر آن نابودشدنی است. این سیما در مهمترین کتاب امامیه، یعنی نهج‌البلاغه متبلور است! این عبارات و نصوص‌ به تنهایی کافی هستند کاخ ساخته شده بر لعن و فحش صحابه‭ی رسول خدا (ص)، و ادعای ارتداد و از دین ‌برگشتگی آنها بعد از پیامبر(ص)، را منهدم سازند! . این امیرالمؤمنین علی است که شخصاً سیمای صحابه را برای ما همانگونه که آنها را دیده و ملاحظه کرده است، ترسیم می‌کند و می‌گوید: اصحاب پیامبر(ص) را آنگونه‭یافتم که شبیه و نظیرشان را ندیدم، ژولیده مو و خاک‌آلود صبح می‌کردند و شب را در سجده و بر پا ایستاده سپری می‌کردند، دمی‏بر پیشانی و گاهی چهره را به خاک می‌مالیدند و از بیم رستاخیز و معاد گویی بر روی اخگری می‌ایستادند، بر اثر سجده‌های طولانی میان دو چشمانشان همچون سفیدی زانوی بز شده بود و چون یاد خداوند متعال بر زبان می‏آمد سیل اشک از چشم‌هایشان سرازیر می‌شد و پهلوهایشان را هم خیس می‌کرد! از ترس عذاب و امید به پاداش اخروی همچون درختی خمیده در مقابل تندباد بودند (1) .
او از فراق و جدایی آنها حسرت زده و همچون حال دلباخته‌ای که محبوبش را از دست داده در رثای مرگ آنها می‌گفت: کجایند آن جماعتی که وقتی به اسلام دعوت شدند آن را پذیرفتند، و قرآن را خواندند و بدان حکم کردند، شمشیرها را از غلاف بیرون آوردند، نواحی و کناره‌های زمین را با حملات و صف آرایی پی‌در‌پی به قلمرو اسلام درآوردند، چشم‌ها بر اثر گریه‭ی زیاد بیمار شدند، شکم‌ها با روزه گرفتن زیاد خالی شدند، لب‌ها با زمزمه‭ی دعا خشکیدند، رنگ‌های (صورت) بخاطر شب‌زنده‌داری، زرد شدند، بر صورت‌های آنها غبار خاشعان بود؛ آنان برادارن رفته‭ی من هستند. پس ما حق داریم که تشنه‭ی دیدارشان باشیم، و از حسرت فراقشان دستهایمان را بگزیم.(2) 
پس ای دوستداران و شیفتگان امیرالمؤمنین علی(رض) در نگرش و دیدگاه او نسبت به اصحاب رسول خدا(ص) دقت و تأملی کنید! 
و امّا امام علی بن حسین زین العابدین - رحمه الله - هم همواره از اصحاب رسول خدا یاد می‌کرد و در نمازش برای آنها دعای مغفرت و رحمت می‌کرد، چون سرور مخلوقات(ص) را در راه نشر دعوت توحید و تبلیغ رسالت و پیام الهی به خلقش یاری کردند، او می‌گفت: خدایا از تو می‌خواهم که مغفرت و خوشنودی خود را شامل حال آنها سازی! خدایا، بخصوص اصحاب محمّد را می‌گویم؛ آنان که هم‌صحبتی نکو بودند و در راستای یاری پیامبر(ص) سخت‌ترین بلاها را تحمل کردند و با سربلندی از عهده‭اش بر آمدند، از او حمایت کردند و شتابان به استقبالش رفتند، قبل از همه به دعوتش لبیک گفتند، هرجا که حجّت پیام خود را به گوش آنها رسانید، به او پاسخ مثبت دادند، بخاطر آشکار کردن پیام او از همسران و فرزندان خود جدا شدند، در راستای تثبیت نبّوت او، با پدران و پسران خود جنگیدند و کسانی که وقتی به ریسمان او چنگ زدند، خویشاوندانشان آنها را ترک کردند و هنگامی‏که در جوارش آرمیدند نزدیکان با آنها قطع رابطه کردند. خدایا آنچه آنان ترک کردند برای تو و در راه تو بوده است، رضایت و خشنودی خودت را به آنها ببخش و بخاطر آنکه «حق» را برای تو انباشته کردند و آنها در این رابطه برای تو و بسوی تو بودند، چون سرزمینشان را بخاطر تو ترک کردند و از زندگی مرفّه به زندگی تنگ و پرمشقت پای نهادند، در راه اعتزاز دین تو از زیاد دست برداشتند و به کمتر بسنده کردند، از آنها قدردانی کن! خدایا به تابعین نیک ‌اندیش آنها - همان کسانی که می‌گویند: پروردگارا از برادرانمان که در ایمان از ما پیشی گرفتند - بهترین پاداشت را ارزانی ده و کسانی که بسوی آنان گرائیدند و اگر همچون آنان به پیش می‌رفتند، در زمینه‭ی بصیرت خود شک و تردیدی آنها را در نمی‌وردید و شکی پیدا نمی‌کردند در اینکه (بهترین کار این است) که دنباله‌رو آثار آنان باشند و به هدایت مناره‭ی آنها اقتدا کنند، هم دوش و موازی با آنها می‌شدند، به دین آنها دینداری می‌کردند، با هدایت آنها راه می‌پویدند، بر سر آنها اتفاق حاصل می‌کردند و در آنچه که به سوی آنها انتقال داده‏اند، آنها را مورد اتهام قرار نمی‌دادند.
این است دیدگاه اهل بیت(رض) نسبت به صحابه، نه آنچه که دسیسه گران رافضی و مدعیان دروغین تشیع اهل بیت که واقعاً دشمنان قرآن کریم، سنّت نبوی شریف و ائمه اهل بیت هستند، ادعا می‭کنند! ! 
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) نهج‌البلاغة ص 182-189، ثمّ أبصرت الحقیقة ص 325.
2) صحیفة کاملة از زین العابدین ص 13، به نقل از ثمّ أبصرت الحقیقة.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:710.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:711.txt">1- اسناد حدیث</a><a class="text" href="w:text:712.txt">2- اعتماد یافتن از احادیث بوسیله‌ي مراجعه به اصحاب</a><a class="text" href="w:text:713.txt">3- نقد راویان و بیان احوال ایشان از حیث راستی و دروغ</a><a class="text" href="w:text:714.txt">موضع شیعه نسبت به سنّت به سبب تکفیر اصحاب</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:72.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:73.txt">مشهورترين صحابه‎ هایی که‌از علي(رض) حدیث روایت کرده‌اند</a><a class="text" href="w:text:74.txt">راويان اهل بيت از علي(رض)</a><a class="text" href="w:text:75.txt">مشهورترين راويان تابعي از علي(رض)</a></body></html>سنّت نبوی در اصطلاح دانشمندان اصول به معنی گفتار و کردار و تأییداتی است که از پیامبر اکرم(ص) نقل شده‏اند(1) . دانشمندان اهل سنّت جهت مصون داشتن سنّت صحیح از جعل و تزویر تزویرکنندگان به تدوین و ثبت آن همت گماشته و تلاش‌های فراوانی را در این خصوص مبذول داشته‏اند و در این رابطه نهایت کوشش خود را به کار بستند، و صحیح‌ترین اسلوب علمی‏را برای انتقاد و تصحیح و تصفیه کردن پیمودند، تا جایی که می‌توانیم قاطعانه بگوییم: علمای ما در میان تمام ملت‌های روی زمین اولین کسانی بوده‏اند که قواعد دقیق نقد علمی ‏را برای اخبار و روایات وضع نموده‏اند و تلاش آنان در این خصوص مایه‭ی افتخار و مباهات نسل‌های بعدی بوده و این بخشش خداوند است که به هر کس خود بخواهد می‏بخشد، و خداوند بسی گشایشگر و داناست.
دانشمندان اهل سنّت در راه نقد و بررسی اقدامات آتیه را اتخاذ کرده‏اند تا اینکه سنّت نبوی را از توطئه‌چینی‌های انجام شده برای آن نجات داده و آن را از گل و لای چسبیده بدان پاک گردانیده‏اند.(2) 
------------------------------------------