درتمند و مبارک را چیده‏اند و از آن بهره‌مند شده‏اند که از بارزترین آنها تدوین سنّت و علم (مصطلح‌الحدیث) و جرح و تعدیل و علوم‌الحدیث است.(5) 
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) السنة و مکانتها فی التشریع الاسلامی، ص 93.
2) السّنة و مکانتها فی التّشریع الاسلامی‏ص91
3) همان منبع، ص 93.
4) السنة و مکانتها فی التشریع الاسلامی، ص94 تا 97 و 98
5) همان، ص 103.اعتقاد به امامت تأثیر زیادی در تکفیر بخش عمده‭ای از اصحاب از جانب شیعه داشته است و بر اثر این تکفیر زشت و کریه، شیعیان تمام احادیثی را که از طریق اصحاب وارد شده‏اند نفی کرده‏اند و تنها روایات وارده از طریق امام اهل بیت و یا کسانی که آنان را به تشیع منسوب نموده‏اند، مانند: سلمان فارسی، عمار، یاسر، ابوذر و مقداد بن اسود را پذیرفته‏اند و سرسختانه علیه راویانی همچون: ابوهریره، سمره بن جندب، عروه بن زبیر، عمرو بن عاص، مُغیره بن شعبه و غیره هجوم برده‏اند و آنان را به جعل کردن و تقلبی و دروغ‌پردازی متهم نموده‏اند.(1) 
به علت این که شیعیان روایات اصحاب رسول نور و هدایت(ص) را قبول ندارند، امام عبدالقاهر بغدادی شیعه را از منکرین سنّت برشمرده‌ است(2) .
پس شیعه به مبارزه با سنّت می‏پردازند و به علت اینکه اهل سنّت از سنّت پیامبر(ص) پیروی می‌نمایند بدین نام اختصاص یافته‏اند(3) ، که‭ این در برخی از مصادر اهل سنّت نقل شده، ولی اهل تشیع از امامانشان روایت می‌کنند که گویا گفته‏اند: هر چیزی بر قرآن وسنّت عرضه می‌شود و هر حدیثی که با قرآن موافقت نداشته باشد مزخرف است(4) و روایات دیگری هم به ‭این مفهوم دارند(5) .
از این روایات چنین بر می‏آید که شیعه سنّت رسول خدا(ص) را انکار نمی‌کنند، بلکه بدان اعتماد دارند و آن را همراه قرآن به عنوان معیار و داور قرار می‌دهند. کسی که اکثر روایات اهل تشیع را بررسی کند، به‭این نتیجه می‌رسد که اکثر روایات و سخنان ایشان به سمتی روی می‌آورند که از سنّت شناخته شده مسلمانان از حیث فهم و اجرا و در اسناد و متون فاصله می‏گیرد و دور می‏شود. و این هم از بیانات زیر روشن می‌شود:

* سخن امام همانند سخن خدا و پیامبر است
وقتی که سخن امام شیعه نزد ایشان به منزله‭ی فرموده‭ی خدا و پیامبر(ص) است، پس سنّت به اعتقاد ایشان یعنی: هر گفتار و کردار و تأییدی است که از امام معصوم صادر شود(6) . کسی که از طبیعت مذهب آنان آگاهی نداشته باشد، نمیداند این سخن تا چه حدی از سنّت پیامبر(ص) دور است، چون معصوم تنها پیامبر خدا(ص) است، ولی آنها سخن دوازده امام خود را همطراز و همسان فرموده‭ی پیامبر(ص) قرار می‭دهند و بین سخن آنها و کلام کسی که از روی هوای نفس و آرزو سخن نمی‌گوید و هر چه نطق می‌کند به او وحی می‌شود، تفاوتی قائل نیستند(7) . آنها امام را بعنوان کسانی که حدیث را از رسول خدا (ص) روایت میکنند در نظر نمی‏گیرند، که سخن ایشان از آن جهت حجّت است که از حیث روایت حدیث مورد اعتمادند، بلکه از این جهت سخن آنان را حجّت می‏دانند که از جانب خدا بر زبان پیامبرش(ص) منصوب شده‏اند، تا (به ادعای شیعه) احکام و دستورات واقعی و پاسخ به حوادث پیش آمده تبلیغ کنند، پس آنان جز احکام واقعی نزد خداوند متعال همانطور که هست ابلاغ نمی‭کنند.(8) 
در سخن این دوازده امام تفاوتی میان سن کودکی و سن بلوغ و تکامل عقلی وجود ندارد، چون ایشان - از دید شیعه - نه بصورت عمدی، نه سهوی و نه از سر فراموش‌کاری، در طول زندگی‌شان اشتباه نمی‌کنند - همانطور که در مسأله‭ی عصمت بیان داشتیم - و بدین خاطر است که‭یکی از بزرگان معاصر شیعه گفته است: اعتقاد به عصمت امام احادیثی را که از آنان صادر می‌شود بدون به شرط گرفتن اتصال سند به پیامبر(ص) صحیح قرار داده است - بر خلاف اهل سنّت که اتصال سند را به شرط می‌گیرند(9)  - پس سنّت به نظر آنان تنها سنّت پیامبر نیست، بلکه سنّت ائمّه و سخنان ایشان همانند سخنان خدا و پیامبرخدا(ص) می‌باشند، و بدین خاطر اعتراف کرده‏اند که شیعیان سخنان ائمه را به سنّت پاک ملحق نموده‏اند و گفته‏اند: و شیعیان امامیه هر چیزی را که از دوازده‌ امام صادره، اعم از قول و فعل و تقریر به سنّت گرانقدر پیامبر(ص) ضمیمه کرده‏اند.(10) 
اهل تشیع چنین سخنی را از دو رهگذر خطرناک و دو قاعدة اساسی نزد آنان در این خصوص بیان می‌دارند، که ‭یکی از سران بزرگ معاصر ایشان آن دو قاعده را به هنگام بیان اینکه سخن امام از حجّت و واجب‌الاتباع بودن بر بندگان شبیه سخن پیامبر(ص) است بیان داشته است و اینکه أئمّه تنها به احکام واقعی نزد خداوند متعال همانطور که هست حکم می‭کنند و نیز بیان داشته‌ که‭ اینها از دو راه برای ایشان تحقق می‌یابد: یا از طریق الهام همانگونه که پیامبر(ص) از طریق وحی دریافت می‭کرد و یا از طریق دریافت نمودن از معصوم قبل از خود.(11) 
همچنین شیعیان ادعا می‭کنند که امامان خزانه‌داران دانش و وحی خداوند هستند. صاحب کتاب اصول کافی فصلی را در این مورد تحت عنوان: فصل درمورد اینکه ائمه ولی أمر و خزانه‌دار علم خداوند هستند نوشته‌ است(12) . این فصل حاوی شش روایت در این مفهوم می‌باشد و فصل دیگری را در آن درج نموده بعنوان: أئمّه وارثان دانش پیامبر و تمام انبیاء و اوصیاء قبل از خود می‌باشند(13) . در این مورد هفت روایت نقل کرده و فصل سوّمی‏را تحت عنوان: اینکه أئمّه به تمامی‏علومی ‏که نزد فرشتگان، انبیاء و رسولان(رض) وجود داشته آگاهی دارند. در این رابطه چهار روایت موجود است.(14) 
شیعیان رافضی بحث‌های زیادی را در این مورد کرده‏اند و ما به‭این مقدار از از منابع موهوم که شیعیان ادعا می‭کنند بسنده می‌کنیم و برای بیان فاسد و باطل بودن تنها عرضه و تصوّر آنها کافی است. در نتیجه چنین تصور و نگرشی از امامان، شیعیان نسبت به صحت سند روایت و معتمد بودن راویان بی‌اهتمام بوده‏اند، برخلاف آن اندازه که دانشمندان حدیث از اهل سنّت بدان توجه نموده‏اند. در حالیکه اهل تشیع صحیح بخاری و مسلم و کتاب‌های مورد اعتماد و موثق حدیث را رها کرده‏اند، به روایات کلینی که برخی از آنها را در مورد بسیاری از عقائدشان عرضه کردیم اعتماد کرده و آن را حجّت شمرده‏اند. کتاب الکافی او از قدیمی‌ترین کتابهای روایت شیعه و موثق‌ترین کتاب حدیث آنها به شمار می‌آید.(15) 
یکی از شیعیان مقام و منزلت این کتاب را نزد شیعه به تصویر می‏کشد، سپس می‌گوید: امامیه و جمهور شیعیان در مورد برتری این کتاب مقبول بودن آن، اعتماد به روایات آن و اکتفاء به احکام و دستورات آن متفق هستند و نیز بر اقرار به رفعت مرتبه و علو منزلت آن و همچنین بر اینکه‭ این کتاب محور مدار روایات راویان مورد اعتماد و شناخته شده به ضبط و اتقان تا به امروز می‌باشد اجماع دارند. این کتاب نزد آنان از تمام اصول احادیث ارزشمندتر و برتر است. با علم به‭ اینکه قسمت اعظم روایات الکافی - آنگونه که ابوزهره می‌گوید - به أئمّه منتهی می‌