د، و در سال (40 هجری)، در روز بیست و یکم ماه مبارک رمضان شربت شهادت را نوشید(2) . مسئولیت غسل دادن حضرت علی را حسن، حسین و عبدالله بن جعفر - رضی الله عنهم - بر عهده گرفتند و در سه لباس کفن شد که در میانشان پیراهنی نبود(3) .حسن بن علی(رض) بر او نماز خواند و چهار تکبیر بر او گفت (4) .در روایتی که فاقد سند است، 9 تکبیر ذکر شده.(5)  و امّا در مورد محل دفن و قبرش باید بگوییم که در این مورد آن اختلاف هست، ابن جوزی ضمن ذکر بعضی از روایت‌ها در این زمینه، گفته است: خدا می‌داند که کدامیک از اقوال صحیح‌تر است(6) . و از روایت‌هایی که در این زمینه آمده است، موارد زیر است: 
*- حسن بن علی(رض) او را در کنار مسجد جماعت در رحبه، که روبه‌روی دروازه‌های کنده می‌باشد، قبل از آنکه مردم از نماز صبح فارغ شوند و به منازلشان بازگردند، دفن کرده است.(7) 
*- روایتی مثل این می‌گوید: او در کوفه، در کنار قصر امارت در کنار مسجد جامع بصورت شبانه دفن شده است و جای قبرش کور شده است.(8) 
*- روایتی می‌گوید پسرش حسن(رض) او را به مدینه انتقال داده است.(9) 
*- روایتی هم می‌گوید قبری که ظاهراً در کوفه است - یعنی همان مزاری که در نجف است - همان قبر حضرت علی(رض) می‌باشد. بعضی از اهل علم از قبیل شریک بن عبدالله نخعی، قاضی کوفه، (ت 178ه‍) و محمّد بن سلیمان حضرمی‏(ت 297ه‍)(10)  این مسأله را انکار کرده‏اند. در حقیقت پدیدآوری آنچه که به مزار حضرت علی در نجف نامیده می‌شود، در روزگار بنی‌بویه در دوران حکومت عباسی روی داد و آنها از جمله شیعیان رافضی بودند. شیعه طبق عادت خود این بدعت را در قرن چهارم هجری پدید آوردند. اهل معرفت بر این اتفاق دارند که آن مزار قبر علی نیست، بلکه گفته شده: قبر مغیره بن شعبه می‌باشد.
ابن تیمیه می‭گوید: «مزاری که در نجف است، طبق نظر دست جمعی اهل معرفت، قبر علی(رض) نیست، بلکه گفته شده قبر مغیره بن شعبه می‌باشد. کسی ذکر نکرده که‭ این قبر حضرت علی بوده و اصلاً بیش از سیصد سال است که کسی چنین قصدی نکرده است(11) و گفته است: «و امّا مزار علی، طبق نظر عموم علما، قبر او نیست، بلکه گفته شده، آن قبر مغیره بن شعبه می‌باشد. زیرا این مزار بعد از گذشت سیصد سال از وفات علی در دوران حکومت آل ‌بویه(ایرانی) ظاهر شده است.(12) »
در مورد سن علی(رض) در زمانی شهید شد، اختلاف‌ نظر وجود دارد، بعضی‌ها گفته‏اند: وی در سن (59)سالگی به شهادت رسیده و گفته شده: و این صحیح‌ترین چیزی است که درباره‭ی او گفته شده است.(13) 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) التاریخ، ص 199.
2) التاریخ الکبیر، بخاری (1/99) با سند حسن.
3) المنتظم (5/175) الطبقات (3/337).
4) الطبقات (3/337-338).
5) المنتظم (5/175).
6) همان منبع (5/178).
7) الطبقات (3/38) خلافت علی ابن ابی طالب، عبدالحمید، ص 441.
8) المنتظم (5/177)، تاریخ اسلام، دوران خلفاء، ص 615.
9) تاریخ بغداد (1/137).
10) خلافت علی بن ابی طالب، عبدالحمید، ص 441.
11) الفتاوی (4/502) دراسة فی االاهواء و الفرق و البدع، ص 280.
12) الفتاوی (27/446). 
13) تاریخ طبری (6/67).عمرو بن حُبنشی می‌گوید: حضرت حسن بن علی بعد از کشته شدن علی(رض) برای ما سخنرانی کرد و گفت: دیروز، مردی با شما وداع کرد که نه پیشینیان در علم گوی سبقت را از او ربودند و نه دیگران هم به او می‏رسند، پیامبر(ص) او را اعزام می‭کردند و پرچم را به او می‌داد و تا وقتی که فتح و پیروزی را برای او به ارمغان می‌آورد باز نمی‌گشت(1)  طلا و نقره از خود باقی نگذاشت جز هفتصد درهم از عطایش که آن را برای خادم خانواده‌اش در نظر می‌گرفت.(2) 
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) فضائل الصحابه (2/737) سندش صحیح است.
2) همان منبع (2/737) سندش صحیح است.ربیعة جُرشی می‌گوید: در حضور مردی از علی یاد شد، سعد بن ابی وقاص در آنجا حضور داشت. سعد به او گفت: آیا علی را به‭یاد می‌آوری؟! وی دارای چهار صفت پسندیده بود که اگر من یکی از آنها را داشتم، برایم از فلان و فلان محبوب‌تر و خوشایندتر است و شترهای موسرخ، و این فرموده‭ی پیامبر(ص) است که فرمود: فردا پرچم را به کسی می‌دهم که خدا را دوست و خدا او را دوست دارد، خدا خیبر را بر دست او فتح خواهد کرد و فرمود: (ای علی) تو برای من به منزله‭ی هارون برای موسی هستی و این فرموده‭ی پیامبر(ص): هر کس که من مولای او هستم پس علی هم مولا و دوست اوست(1) ، را ذکر کرد و سفیان یکی را فراموش کرد. 
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) همان منبع (2/78) سندش حسن است.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:77.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:78.txt">اوّل: انعقاد پیمان برادری در مدینه</a><a class="folder" href="w:html:79.xml">دوّم: جنب و جوش نظامی‌و اعزام سریه‌ها</a><a class="folder" href="w:html:84.xml">سوم: ازدواج علي با فاطمه(رض)</a><a class="folder" href="w:html:95.xml">پنجم: دو پسر فاطمه: حسن و حسين(رض)</a><a class="text" href="w:text:99.txt">ششم: حديث كساء و مفهوم اهل بيت</a><a class="folder" href="w:html:100.xml">هفتم: احكامی‌که مختص به آل رسول ‎الله (ص) هستند</a><a class="folder" href="w:html:106.xml">هشتم: علي(رض) در غزوه‌ احد</a><a class="text" href="w:text:109.txt">نهم: علي(رض) در غزوه بني نضير</a><a class="text" href="w:text:110.txt">دهم: علی(رض) درغزوه‌ی حمراء الأسد</a><a class="text" href="w:text:111.txt">یازدهم: موضع علي(رض) در حادثه‌افك</a></body></html>سعد بن عبیده می‌گوید: مردی پیش ابن عمر آمد و درباره‭ی عثمان از او سؤال کرد، او هم کارهای نیک وی را یادآور شد، گفت: شاید از این خوشت نیاید، گفت :آری. گفت: خدا بینی‌ات را به خاک بمالد! سپس درمورد علی پرسید، ابن عمر کارهای نیک او را هم یادآور شد، گفت: او کسی است که خانه‌اش در وسط خانه‌های پیامبر(ص) قرار دارد. سپس گفت: شاید از این هم خوشت نیاید؟ گفت: آری. گفت: خدا بینی‌ات را به‌ خاک بمالد، برو هر چه از دستت بر می‏آید انجام بده (1) .
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) صحیح مسند از فضائل صحابه، ص 140، عدوی.وقتی که خبر کشته شدن علی(رض) به گوش معاویه (رض) رسید، شروع به گریه کرد، زنش به او گفت: آیا بخاطر او گریه می‌کنی در حالیکه با او می‏جنگیدی؟! گفت: وای بر تو، تو نمی‌دانی که مردم چه فضل و فقه و دانشی را از دست دادند؟! (1) 
وقتی که معاویه با سؤالی روبه‌رو شد، آن را در نامه‌‌ای برای علی می‌نوشت و او برایش جواب می‏داد. وقتی که خبر کشته شدنش را شنید گفت: با مرگ علی ابن ابی طالب فقه و علم از دست رفت. برادرش عتبه به او گفت: اهل شام نباید چنین سخنی را از تو بشنوند، به او گفت: کاری به من نداشته باش(2) و معاویه در دوران خلافتش از ضرار صُدائی خواست که علی را برایش توصیف کند، گفت: ای امیرالمؤمنین مرا از این کار معاف کن! گفت: حتماً باید او را توصیف کنی! گفت: حال که حتما باید او را توصیف کنم، پس می‌گویم که بخدا بسیار دوراندیش و قدرتمند بود، همیشه سخن فيصله بخش می‌گفت(3) ، عادلانه حکم می‌کرد، دانش از همه جوانبش فوران میکرد، و حکمت از همه کارهایش هو