ز این دنیا بیرون رفت. با وفات او، یکی از درخشان‌ترین و پاک‌ترین صفحات تاریخ در هم پیچیده شد! تاریخ وی را چنین شناخته بود که او رادمردی استثنایی از طراز رادمردان استثنائی و ممتاز بود، تمام هم و غمّ او رضایت خداوند متعال بود و همتش برای پیروزی اسلام بود. و بزرگترین آرزویش حاکم شدن احکام و دستورات خداوند متعال در دنیا بود و بزرگترین هدفش تحقق عدالت در میان افراد رعیتش بود! 
بحث و بررسی و تحقیق و مطالعه‭ی تاریخ صحیح دوران خلافای راشدین فرزندان این امّت را با همت‌های راشدیه آشنا می‌کند و شگفتی‌های ایام زیبای گذشته و شکوفایی آنها را به زندگی ما باز می‌گرداند! و چنین به نسل‌ها می‌فهماند که پایان‌های این مسأله فقط زمانی اصلاح و درست می‌شود که از عناصری بهره بگیریم که نسل اول مسلمانان آن را بکار گرفتند. این بررسی، به دعوت‌گران و علما و دانشجویان و اهل معرفت کمک می‌کند تا به آن دوران راشدی و راه‌یافته تأسی و اقتدا کنند و ویژگی‌ها و نشانه‌ها و صفات رهبری و نسل آن و سیستم حکومتی و روش آن در راستای حرکت در میان دنیای مردم را بشناسند و در یک کلام این بررسی به مسلمانان کمک می‌کند تا دوباره نقش تمدن‌آفرین خود را از سر گیرند.
در روز شنبه ساعت 55/12 دقیقه در تاریخ 7 ربیع‌الآخر 1424 ه‍ موافق با 7 ژوئن 2003 میلادی بنده‭این تألیف کتاب را به پایان رساندم. پیوسته و همواره فضل آنِ خداوند متعال بوده و خواهد بود. و از خدای سبحان می‌خواهم که‭ این کار را پذیرا شود و سینه بندگان را برای بهره مندی از آن فراخ بخشد و با لطف و کرم و بزرگی و منّت خود برکت فرستد، همانگونه که خود فرماید :
(مَا يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحْمَةٍ فَلَا مُمْسِکَ لَهَا وَمَا يُمْسِکْ فَلَا مُرْسِلَ لَهُ مِن بَعْدِهِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَکِيمُ) (فاطر / 2).
خداوند (درِ خزائن) هر رحمتي را براي مردم بگشايد، كسي نمي‌تواند (آن را ببندد و) از آن جلوگيري نمايد و خداوند هر چيزي را كه باز دارد و از آن جلوگيري كند، كسي جز او نمي‌تواند آن را رها و روان سازد و او توانا و كار بجا است.

در پایان این کتاب چاره‌ای ندارم جز اینکه با قلبی خاشع و رجوع کننده، به فضل و کرم و بخشش خداوند متعال اعتراف کنم و از قدرت و حرکت خودم تبری جویم (و خودم را منشأ فضل ندانم)، زیرا خداوند متعال فضلیت‌دهنده و اکرام کننده و یاور است و او توفیق‌دهنده است. در آغاز و انجام بخاطر منّتی که بر من نهاده است، ذات اقدسش را ستایش می‌گویم و با نام‌های زیبا و صفات بلند بالایش از او می‌خواهم که کارم را برای محض رضای خدا قرار دهد و آن را برای بندگانش سودمند سازد. مرا بر هر حرفی که نوشته‌ام پاداش عطا فرماید و آن را در ترازوی نیکیهایم قرار دهد و به همه برادرانم را که مرا در راه به ثمر رسیدن این اقدام ناچیز یاری کرده‏اند، پاداش نیک دهد و از هر مسلمانی که‭ این کتاب را می‌خواند و ازآن اطلاع می‏یابد، می‌خواهم که بنده‭ی نیازمند به عفو، مغفرت، رحمت و رضایت پروردگارش را از دعایش فراموش ننماید. زیرا دعای برادر برای برادرش درغیاب وی ان‌شاءالله مستجاب خواهد شد. کتابم را با این سخن خداوند متعال پایان می‌دهم:
(رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَى وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِکَ فِي عِبَادِکَ الصَّالِحِينَ) (نمل / 19).
پروردگارا! چنان كن كه پيوسته سپاسگزار نعمتهائي باشم كه به من و پدر و مادرم ارزاني داشته‌اي، و (مرا توفيق عطاء فرما تا) كارهاي نيكي را انجام دهم كه تو از آنها راضي باشي (و من بدانها رستگار باشم) و مرا در پرتو مرحمت خود از زمره بندگان شايسته‌ات گردان.
پاک و منزهی تو خدایا، حمد و ستایش تو را می‌گویم، شهادت می‌دهم که هیچ خدایی جز تو وجود ندارد، از تو طلب آمرزش می‌کنم، و به سوی تو توبه می‌کنم

و آخر دعوانا ان الحمدلله رب العالمین
نیازمند عفو و مغفرت و رحمت و رضایت پروردگارش
علی محمّد محمّد صلابی
7 ربیع‌الآخر 1424ه‍.
-----------------------------------------------------------------------------------------------
1) بکر بن حماد تاهرتی نسبتش به تاهرت مغربی است. به شرق کوچ کرد و مسند بن مسدد بن مسرهد روایت شنید و در مغرب آن را از او روایت کرد و هم عصر بخاری، و شاعر بوده است. الاصابة (3/177).
2) عمران بن حطان بصری، یکی از رؤسای خوراج و یکی از شعرای مفوّهین است در سال 845 ه‍. وفات یافت الاصابة3/177.
3) الاستيعاب (3/ 1129).<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:773.txt">شرح</a><a class="text" href="w:text:774.txt">احادیث ضعیف و ساختگی در رابطه با علی بن ابی طالب(رض)</a></body></html>این مطالب که مشاهده می‌فرمائید، عبارتست از جمع‌بندی و ترتیب فصول این کتاب که خداوند متعال آن را برایم میسّر نمود و من آن را (سیره‭ی امیرالمؤمنین علی ابن ابی طالب... و شخصیت و عصر او) نامیدم. اگر مطلب صواب و حق در آن وجود دارد، از فضل و لطف خداوند متعال است، بنابراین او را می‌ستایم تا وقتی که راضی می‌شود و به هنگام خشنودی هم او را می‌ستایم و بعد از خشنودی هم او را سپاس می‏گویم و اگر مطلب اشتباهی در آن وجود دارد، بخاطر آن از خداوند متعال طلب مغفرت می‌کنم و به سوی او توبه می‌نمایم و می‌گویم که الله و رسولش از آن بری هستند. همین کافی است که من کوشیده‌ام دچار اشتباه نشوم و امید دارم که از پاداش و اجر محروم نشوم، و از خداوند متعال می‌خواهم که‭ این کتاب را برای برادران مسلمان موجب بهره و استفاده قرار دهد و می‌خواهم هر کس آن را می‌خواند، در دعایش مرا فراموش نکند، زیرا دعای برادر برای برادرش غائبانه إن‌شاءالله مستجاب است. این کتاب را با این گفته خداوند متعال پایان می‌دهم که می‭فرماید: 
(وَالَّذِينَ جَاؤُوا مِن بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّکَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ) (حشر / 10)
و نیز این سخن شاعر ابو محمّد محقانی را یاد آوری می‏کنم که می‌گوید :
قل: إن خير الأنبياء محمّد
 وأجل صحب الرسل صحب محمد 
رجلان قد خُلقا لنصر محمد 
فهما اللذان تظاهرا لنبينا
بنتاهما أسنى نساء نبينا
أبواهما أسنى صحابة أحمد
وهما وزيراه اللذان هما هما
وهما لأحمد ناظراه وسمعه
كانا على الإسلام أشفق أهله
أصفاهما أقواهما أخشاهما
أسناهما أزكاهما أعلاهما
صديق أحمد صاحب الغار الذي 
أعني: أبا بكر الذي لم يختلف
هو شيخ أصحاب النبي وخيرهم 
وأبو المطهرة التي تنزيهها
أكرم بعائشة الرضا من حرة 
هي زوج خير الأنبياء وبكره 
هي عرسه، هي أنسه هي إلفه
أو ليس والدها يصافي بعلها
لما قضى صديق أحمد نحبه
أعني به: الفاروق فرق عنوة 
هو أظهر الإسلام بعد خفائه
ومضى وخلى الأمر شورى بينهم
من كان يسهر ليلة في ركعة
ولي الخلافة صهر أحمد بعده 
زوج البتول أخا الرسول 