بن عباس گفته‌اند: منظور چهره‌ي زيبا و نوراني آنها در دنياست و نيز مجاهد گويد: منظور از سيما فروتني و تواضع است.(1)  
در بين اقوال فوق هيچ منافات و تناقصي نيست، چون امكان اين هست كه در دنيا در چهره‌ي آنان نور و زيبايی ظاهر شود كه‌ از تواضع و فروتني‌شان نشأت گرفته باشد و در آخرت سیمای روشن و نوراني برخوردار باشند .(2)
ابن كثير می‌گويد: صحابه با نيت‌ها و اهداف پاك اعمالشان را خالصانه براي خدا انجام مي‌دادند و هر كس در مورد زندگي اصحاب مطالعه كند از رفتار وكردارشان به شگفت مي‌آيد.
امام مالك می‌گويد: به من رسيده كه هرگاه نصارا صحابه اي از فاتحان شام را مي‌ديدند، مي‌گفتند: سوگند به خدا كه ‌اينها از حواريون (ياران خاص سيدنا عيسی) بهترند؟ راست گفته‌اند، چون اين امت در كتابهاي پيشين با بزرگي و احترام ‌ياد شده‌اند که قطعاً بزرگترين و برترين افراد اين امّت اصحاب رسول خدا هستند. خداوند متعال با ذكر نامشان در كتابهاي آسماني و اخبار و روايات متداول در بين امتها نام و آوازه‌ی آن نيكان شرافتمند را بلند كرده ‌است.
به همين دليل خداوند مي‌فرمايد: «مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ» و سپس می‌فرمايد: «وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنجِيلِ کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ » يعني: شاخه‌هايش را بیرون آورده، «فَآزَرَهُ »‌ ياري نموده و محكم شده‌ است. نیز می‌فرمايد: «فَاسْتَغْلَظَ»: قوي و بلند شده ‌است و مي‌فرمايد: «فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ »: (بر ساقه‌اش راست ايستاده و كشاورزان را به شگفت مي‌آورد). به همين صورت اصحاب پيامبر(ص) او را تقويت، تأييد و ‌ياري نمودند و آنان در رابطه با پيامبر (ص) همانند جوانه و نهال با كشتزار و ريشه‌ي درخت هستند تا «لِيَغِيظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ »: (با آنان كفار را به خشم آورد). امام مالك رحمه‌الله‌ از این آیه ‌استنباط مي‌كند كه مبتدعان رافضه کافر هستند چون دشمن صحابه هستند و نسبت به ‌آن برگزیدگان بزرگوار متنفرند و ایشان را دشمن می‌دارند و هر كس از صحابه خشمگين و ناراحت باشد، به دليل همين آيه كافر است. گروهي از علماء و صاحب نظران هم امام مالك را تأييد كرده‌اند و سپس خداوند متعال در ادامه مي‌فرمايد:(وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا): «خداوند به ‌آناني كه‌ايمان آورده و عمل صالح انجام داده‌اند وعده داده ‌است كه پاداشي بزرگ و شرافتمندانه بدهد و قطعاً وعده‌ي پروردگار حق و راست است و هرگز تغيير نخواهد كرد و خلاف وعده نخواهد شد و هركس راه صحابه را در پيش گيرد، از آنها و در حكم آنها محسوب می‌گردد، با اين تفاوت كه در فضيلت و پيشي گرفتن و تكامل ايماني كه به آن رسيده‌اند، كسي ديگر از اين امت نمی‌رسد و خداوند از آنان اعلان رضايت كرده و باغ‌هاي بهشت را جايگاه ‌ایشان قرار داده‌است.(3) 
از فرموده‌ی خداوند متعال که مي‌فرمايد: «لِيَغِيظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ»: (تا كفار را بوسيله‌ي صحابه به خشم آورد)، خطرناك‌ترين حكم و تندترين تهديد و سخت ترين وعيد در حق كساني است كه نسبت به ‌اصحاب رسول الله خشم و كينه در دل پرورانیده‌اند و ‌يا در دلشان كدورتي باشد.(4)  اين كه خداوند در آخر آيه مي‌فرمايد: «خداوند به آنان كه‌ايمان آورده و عمل صالح انجام داده‌اند، آمرزش و پاداش بزرگي وعده داده ‌است.» وعده‌اي است براي تمام صحابه و تمام كساني (از اين امت) با ايمان عمل صالح انجام داده‌اند، كه به بهشت جاویدان خواهند رفت و چون اين وعده‌ی الهي براي تمام مؤمنان تا روز قيامت عام است.(5) 
ضمیر «مِنْهُم» در اين آيه‌ی سابق براي بيان جنس است، نه بيان تبعيض. ابن تيميه رحمه‌الله گفت: بدون شك اين صفات سخت گيري و تندي علیه كفار و مهرباني و عطوفت نسبت به خودشان و ركوع و سجده‌اي كه براي به دست آوردن فضل و رضاي خداوند باشد، با وجود نشانه‌ي و آثار سجده‌ها در چهره و سیما، به طوری كه ‌آنها از حالت ضعف شروع مي‌كنند تا به حد كمال و قدرت رسیده و راست و استوار مي‌ايستد، مانند كشتزارها و وعده‌ي مغفرت و پاداش بزرگ، همه مدح و ستايش صحابه است و حتي تنها اين صفات كافي نيست، بلكه ‌ايمان و عمل صالح نيز شرط است و اگر همه‌ ایشان اين صفات را داشته باشند، بیشتر سزاوار مغفرت و آمرزش الهي هستند. حتّي اگر اين اوصاف در قرآن در مورد صحابه ذكر نمي‌شد، باز هم گمان می‌رفت كه‌ آنان با داشتن اين صفات سزاوار مغفرت هستند و در اين آيه سبب پاداش بيان نشده، بر خلاف آن صورتي كه فقط ايمان و عمل ذكر مي‌شود، چون هر گاه حكم با اسم مشتق مناسبي معلق شود، آنچه‌ از آن گرفته مي‌شود علّت حكم است.(6) 
آنچه در اين بخش گفته شد به طور كل با كلام و سخن قرآن كريم در مورد مهرباني و عطوفت صحابه نسبت به همدیگر و سخت‌گيري و تندي با كفار هماهنگ و سازگار است، بويژه ‌آن پيوند محكمی‌كه بين خلفاي راشدين كه بزرگان شرافتمند و برترين صحابه و رهبران امت پس از وفات پيامبر بوده‌اند، برقرار بوده ‌است، لذا لازم و حتي فرض است كه مؤمنان از روايت ضعيف و داستانهاي جعلي كه دشمنان اسلام به منظور لکه‌دار کردن و مخدوش ساختن تاريخ صدر اسلام ساخته و پرداخته‌اند، به شدت پرهيز كنند، آيا روايات دروغين خود بافته و داستانهاي بي‌اساس و واهی كه دشمنان اسلام در بين خلفاي راشدين با خيال بافي نقل كرده‌اند را بپذيريم و آنچه را در قرآن و احاديث صحيح آمده كه با اقوال علماي مورد اعتماد ما موافق است، رد كنيم؟! 
خداوند متعال درباره‌ي صحابه و مؤمنان می‌فرمايد: 
(وَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنفَقْتَ مَا فِي الأَرْضِ جَمِيعاً مَّا أَلَّفَتْ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَکِنَّ اللّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِيزٌ حَکِيمٌ) (انفال/63).
و (خدا بود كه عربها را با وجود دشمنانگي شديدشان در پرتو اسلام دگرگون كرد و) در ميان آنان الفت ايجاد نمود (و دلهاي پر از حقد و كينه‌انان را به هم نزديك و مهربان كرد، به گونه‌اي كه) اگر همه‌ آنچه در زمين است صرف مي‌كردي نمي‌توانستي ميان دلهايشان انس و الفت برقرار سازي.لي خداوند (با هدايت آنان به ايمان و دوستي و برادري) ميانشان انس و الفت انداخت، چرا كه‌او عزيز و حكيم است (و بر هر كاري توانا و كارش از روي فلسفه و حكمت انجام مي‌پذيرد).
اين وصف قرآن از حقيقت پيوند دوستي و محبت بين اصحاب و در واقع عنايت و لطف خداوند متعال نسبت به آن نسل پاك است كه بشر را در آن هيچ گونه دخالتي نيست و در قرآن الفت ومحبت بين صحابه نعمتي از جانب خداوند به شمار می‌رود كه خداوند به پيامبر (ص) منّت نهاده ‌است و اين تصوير قرآن از حقيقت صحابه است كه با روايات صحيح سازگار است و بدینصورت کسانی رسوا می‌شوند که روایات دروغين و جعلي را ساخته و پرداخته‌اند و در عین حال عقيده و روش كساني را تأييد مي‌كند كه با آيات قرآن و روايات صحيح پيامبر (ص) منطبق 