 به همين دليل مي‌بينم كه صحابه براي تعيين علي با سرعت هر چه بيشتر اقدام به بيعت با او كردند در حالي كه علي مي‌گفت: اگر بيم به خطر افتادن دين خداوند نبود خواسته‌ی ايشان را اجابت نمي‌كردم.(6) 
6-شورشيان با ادعاهاي نادرست بيعت علي را خدشه دار كردند و گفتند: ما اوّلين كساني هستيم كه با علي بيعت كرديم و طلحه و زبير با اكراه بيعت نمودند؛ گفتني است كه سخنان وروايات برخي از مورخان در كتابهاي تاريخ هيچ اساس و سند صحيحي ندارد. در حقيقت مردم بعد از ابوبكر عمر و عثمان هيچ كس را نيافتند كه به اندازه‌ي سيدنا علي فضيلت، علم، تقوا، دينداري، سابقه‌ي طولاني در اسلام و جهاد داشته باشد، لذا مهاجران و انصار تصميم قطعي گرفتند كه با علي بيعت كنند و از دیدگاه ‌آنها بر علي فرض بود كه بيعت را قبول كند و تسليم خواسته‌هاي آنان شود و اگر شتاب زده علي را به عنوان خليفه تعيين نمي‌كردند، قطعاً فتنه و اختلافات زيادي در گوشه و كنار كشور اسلامی‌پديد می‌آمد، لذا به مصلحت مسلمانان بود كه در آن شرايط به بيعت با علي روي آوردند و به همين دليل تمام صحابه های حاضر در مدينه بيعت كردند، امّا راويان قضيه بيعت با علي و رفتن به بصره با علي را با هم مخلوط كردند و شكي نيست كه برخي از رفتن به همراه علي به بصره خودداري كردند و اين‌ يك مسئله‌ي اجتهاد بود.(7)  به همين دليل علي نيز آنها را مجبور به خروج نكرد و ان شاء الله در بحث جنگ جمل بيشتر توضيح خواهيم داد.
7- بايد از روايات اغراق آميز واقعه نگارانی كه مدعی هستند پس از شهادت خليفه مدينه پنج روز بدون امير ماند و عافقي بن حرب بر امارت داشت و مردم در پي كسي بودند كه خلافت را قبول كند، امّا كسي را پيدا نمی‌كردند برحذر باشيم (8) ، مي‌گويند: شورشياني كه ‌از بصره آمده بودند از طلحه خواستند كه بيعت را قبول كند، اينها در برابر روايات صحيح و معتبر اعتباري ندارد.(9)  و همان طور كه معروف است صحابه مي‌توانستند شورشيان را از بين ببرند امّا عثمان (رض) اجازه نداد از نيروي زور و قدرت عليه‌ آنان كار گرفته شود، اين موضوع را در كتاب تيسير الكريم المنان في سيره عثمان‌ين عفان بيشتر توضيح داده‌ام، در حقيقت بيعت علي با اختيار و رضايت مسلمانان بوده، وشورشيان نقشي در تعيين علي نداشتند و تنها آن دسته‌از صحابه اي كه در مدينه بودند علي را به عنوان خليفه تعيين كردد.(10) 
8- حدود یازده روایت و شواهد صحیح در مورد این بیعت وجود دارد.(11) 
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الطبقات ابن سعد 3/31.
2) عقيدة اهل السنة في الصحابة الكرام 2/677.
3) كتاب السنة، ابوبكر خلال /415.
4) كتاب السنة ابي بكر خلال /416 رجال اين اسناد ثقه‌اند.
5) بيعة علي بن ابي طالب، مالك خالدي /2 به نقل از تاريخ الذهبي، عهد الخلفاء الراشدون/460.
6) فتح الباري 13/175 اسناد آن صحيح است، بيعه علي/105.
7) المدينة النبوية، محمد شرّاب 2/311.
8) تاريخ الطبري 4/432.
9) استشهاد عثمان و وقعة الجمل، خالد الغيث/136-140.
10) استشهاد عثمان /240.
11) بيعة علي /122.مسئله‌ي سزاوارتر بودن علي (رض) به خلافت بعد از ابوبكر و عمر و عثمان(رض) از معتقدات اهل سنت و جماعت است، به ‌اعتقاد اهل سنّت بر هر مسلمانی واجب است علي را چهارمين خليفه‌ي بر حق بداند و اين از مسايل بديهي دين در مورد ترتيب خلافت راشده‌ است و به ‌اين مسئله در بسياري از نصوص شرعي اشاره شده ‌است كه عبارتند:
1- خداوند متعال می‌فرمايد: 
(وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِکُونَ بِي شَيْئًا وَمَن کَفَرَ بَعْدَ ذَلِکَ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ) (نور/55).
خداوند به كساني از شما كه‌ايمان آورده‌اند و كارهاي شايسته‌انجام داده‌اند، وعده مي‌دهد كه آانان را قطعاً جايگزين (پيشينيان و وارث فرماندهي و حكومت ايشان) در زمين خواهد كرد (تا آن را پس از ظلم ظالمان، در پرتو عدل و داد خود آبادان گردانند) همان گونه كه پيشينيان (دادگر و مؤمن ملّتهاي گذشته) را جايگزين (طاغيان و‌ياغيان ستمگر) قبل از خود (در ادوار و اعصار دور و دراز تاريخ) كرده‌است (و حكومت و قدرت را بدانان بخشيده‌است). همچنين آئين (اسلام نام) ايشان را كه براي آنان مي‌پسندد، حتماً (در زمين) پابرجا و برقرار خواهد ساخت و نيز خوف و هراس آنان را به امنيّت و آرامش مبدّل مي‌سازد، (آن چنان كه بدون دغدغه و دلهره‌از ديگران، تنها) مرا مي‌پرستند و چيزي را انبازم نمي‌گردانند. بعد از اين (وعده راستين) كساني كه كافر شوند، آنان كاملاً بيرون شوندگان (از دائره‌ايمان و اسلام) بشمارند (و متمرّدان و مرتدّان حقيقي مي‌باشند).
نكته‌ی مورد استدلال آيه ‌اين است كه علي (رض)‌يكي از كساني است كه در زمين خليفه شد و خداوند به آنان قدرت داد تا دين را در زمين پابرجا و حاكم گردانند.
رسول خدا مي‌فرمايد: «بر شماست كه ‌از سنت من و سنت خلفاي راشدين راهيافته‌ي بعد از من پيروي كنيد و به آن چنگ زنيد و با دندانهايتان آن را بگيريد».(1)1
صورت استدلال از حديث اين است كه بعد از سه خليفه‌ي اوّل، علي از ديگران به خلافت شايسته‌تر بود، اين است كه علي ‌يكي از كساني بود كه ‌امر به معروف و نهي از منكر كرد و قوانين الهي را حفظ و نماز را اقامه كرد، زكات داد و در اجراي عدالت و اقامه حق بر سيرت و روش پيامبر عامل بود.
2- پيامبر (ص) فرموده‌است:« علیکم بسنّتی و سنّةالخلفاء الرّاشدین المهدیّین من بعدی تمسّکوا علیها و عضّوا علیها بالنّواجذ»(2) : (پایبند به سنّت من و سنّت خلفای راشدین پس ازمن باشید، و بدان چنگ بزنید و با دندانهای آسیا آنها را بگیرید.)
 3- همچنین رسول خدا (ص) فرمود: «خلافت نبوت سی سال است، سپس خداوند پادشاهي را به هر كس بخواهد می‌دهد»(3)  اين حديث اشاره به شايسته‌تر بودن علي(رض) از ديگران است، چون خلافت او در پنج سال آخر سی سال خلافت راشده بوده‌ است و پيامبر (ص) مدّت سی سال تعيين كرده ‌است و با استناد به همين حديث صاحب نظران می‌گويند: علي (رض) از خلفاي راشدين است.(4) 
عبدالله بن احمد فرمود: به پدرم گفتم: برخي گمان مي‌كنند علي(رض) از خلفاي راشدين نبوده ‌است، گفت: اين عقيده‌اي نادرست و بی‌ارزش است، اصحاب رسول خدا(ص) به علي اميرالمؤمنين می‌گفتند، آيا مي‌شود آنها را تكذيب كنيم، در حالي كه تحت رهبری و امارت او مسلمانان حج به جا آوردند، حکم قطع دست سارق و رجم و سنگساری زناكاران محصن را بر پاداشتند؟. آيا اين كارها را كسي جز خليفه ‌انجام می‌دهد.(5) 
ابن تيميه می‌گويد: حديث سفينه، حديثي مشهور و از روايت حماد بن سلمه و عبدالوارث بن سعيد و عوام بن حوشب از سعيد بن جمهان از سفينه مولاي رسول الله (ص) است، كه صاحبان ك