 را در كتابهايشان نوشته‌اند(29) .
امام الحرمين جويني مي‌گويد: اگر چه معاويه با علي جنگيد، امّا منكر خلافت او نبود و ادعاي خلافت نداست، بلكه خواهان قصاص از قاتلان عثمان بود و گمان می‌كرد در اين خواسته‌اش بر حق است، در حالي كه چنين نبود.(30)  
ابن حجر هيثمی‌مي‌گويد: ‌يكي از اعتقادات اهل سنّت و جماعت اين است كه مي‌گويند: جنگها و درگيريهاي علي و معاويه(رض) به خاطر خلافت و عدم اولویّت علي به خلافت نبوده‌است و هيچ فتنه‌اي به خاطر شايستگي علي به خلافت بر پا نشد، بلكه به خاطر آن بود كه معاويه و طرفدارانش از علي خواسته بودند قاتلان پسر عمويش، عثمان را به ‌آنها تحويل دهد و علي از اين كار امتناع كرد.(31)  ان شاء الله موضع علي و علّت عدم تسليم قاتلان عثمان را در جاي خود شرح خواهيم داد و شاهد ما از ذکر این موضوع در اینجا اثبات این حقیقت است که عدم بيعت معاويه با علی خللي در حقانيّت علي ایجاد نکرده‌ است.
ابن تيميه مي‌گويد: معاويه‌ادعاي خلافت نداشت و جنگیدن و بيعت نكردنش به خاطر خلافت نبود و هر كس از معاويه درباره‌ي حقانيت خلافت علي سؤال می‌كرد، به حقانيت آن معترف بود و هر دو گروه طرفدار علي و معاويه علاوه بر اين كه به خلافت علي معترف بودند، قبول داشتند كه معاويه در سطح علي نيست و معتقد بودند تا وقتی شخصيتي همچون علي باشد خلافت معاويه جواز ندارد، چون فضيلت، سابقه، شجاعت، علم، دينداري و ديگر فضايل علي بر ايشان آشكار بود.(32)  در نتيجه ثابت است كه هيچ كس با علي به خاطر خلافت درگيري نداشت.(33) حتي اقوال و نظرياتي كه نقل كرديم هم بيانگر و شرح عقيده‌ي آنان نبود و اين را به معتقدان مژده داد و نسل‌ها را بر همين ترتيب و به آن احساس عزّت، افتخار نماييم و با مباهات خود را به آن منتسب بدانيم.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الطبقات الكبري 3/31.
2) منهاج القاصدين في فضل الخلفاء الراشدين /77-78 به نقل از عقيده‌ي اهل سنت في الصحابه 2/619.
3) الإبانة من اصول الديانة ومقالات الاسلاميين 1/346
4) كتاب الامامة و الرد علي الرافضة./360-361.
5) كتاب اصول الدين /286-287.
6) الاعتقاد /193.
7) کتاب الارشاد الی قواطع الأدلّة في اصول الاعتقاد، ص 342-363
8) لوامع الانوار البهيه، سفاريني 2/346، عقيدة اهل السنة 2/692.
9) الاقتصاد في الاعتقاد /154.
10) العواصم من القواصم /142.
11) سنن ابوداود 4/201، ترمذي 5/44، حسن و صحيح است
12) فتح الباري 7/72.
13) عقيدة اهل السنة والجماعة في الصحابة 2/693
14) العواصم و القواصم /146– 147.
15) منبع سابق.
16) عقيدة اهل السنة و الجماعة في الصحابة 2/695.
17) التمهيد، باقلاني /233-234، العواصم من القواصم /147.
18) المقدمة /214.
19) الطبقات 3/31، الثقات 2/268، دول الاسلام 1/14 عبدالله بن سبأ و أثره في احداث الفتنة في صدر الاسلام /171-172.
20) منهاج القاصدين في فضل الخلفاء الراشدين /76-77 نقل از عقيدة اهل السنة.
21) عقيدة اهل السنة في الصحابة 2/696
22) عقيدة اهل السنة في الصحابة 2/696.
23) تاريخ الطبري 5/495 – 460.
24) العواصم و القواصم.
25) عقيدة اهل السنة 2/696.
26) البدایة و النهایة7/265 و تحقيق مواقف الصحابة 2/147.
27) البدایة و النهایة7/270 و الانتصار للصحب و الآل /239.
28) البدایة و النهایة7/268-270 و دكتر امحزون اين روايات در تحقيق مواقف الصحابة 2/146-150 جمع كرد.
29) الانتصار /239.
30) لمعة الادلة في عقايد اهل السنة /115.
31) الصوائق المحرومه، به نقل از الانتصار للصحب والآل /239.
32) مجموع الفتاوی 35/72-73.
33) الانتصار للصحب و الآل /241.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:215.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:216.txt">1- اصل و مبناي شورا</a><a class="text" href="w:text:217.txt">2- اهل حل و عقد در دوران اميرمؤمنان علي(رض)</a><a class="text" href="w:text:218.txt">3- علي نمي‌خواست منصب خلافت بدون سرپرست و مسئول بماند</a><a class="text" href="w:text:219.txt">4- پاسخ رد به برخي كتابهاي معاصر در بحث انتخاب خليفه</a><a class="text" href="w:text:220.txt">5- اوّلين سخنرانيی که علي(رض) ایراد نمود</a><a class="text" href="w:text:221.txt">6- مترادف بودن واژه‌هاي امام، خليفه و اميرمؤمنين</a><a class="text" href="w:text:222.txt">7- كاربرد كدام‌يك از اصطلاحهای «كرم الله وجهه» یا «عليه‌السّلام» بعد از ذكر نام علي صحيحتر است</a></body></html>در برخي روايات آمده كه علي در قبول بيعت مسايلي را شرط كرد، از جمله ‌اینکه: باید بيعت در ملأ عام و با حضور و رضايت مردم و در مسجد باشد، نه پنهان و تصريح كرده بود که ‌امور را به همان صورتي كه مي‌داند و معتقد است اداره خواهد كرد، مردم با او موافقت كردند و قرار گذاشتند كه صبح روز بعد در مسجد براي بيعت جمع شوند،(1)   آن روز، روزي سرنوشت ساز و شلوغ بود، امير مؤمنان در حالي كه لباسهايش را كاملا پوشيده بود بيرون آمد و پس از حمد و ثناي خداوند، تلاش‌هاي اصحاب پيامبر(ص) براي بيعت خود را شرح داد وگفت: من نمي‌خواستم مسئوليت اين كار را بر عهده بگيرم (بپذيرم) امّا شما اصرار ورزیدید، هان بدانيد كه‌اكنون برايم كاري جز اداره‌ي امور شما نخواهد بود و در استفاده‌از بيت المال هيچ اختيار شخصي ندارم و براي خود حقي قائل نيستم كه حتي‌ يك درهم را بدون حساب بردارم(2) . سپس گفت: اي مردم! خلافت مسئله‌اي است كه كسي در آن حقي ندارد، و خليفه كسي است كه خودتان انتخاب كنيد و ما ديروز به خاطر اين مسئله‌اختلاف كرديم اكنون اگر می‌خواهيد مسئوليت اين كار را بر عهده بگيرم و اگر نمی‌خواهيد هر كس را تعيين كنيد از نظر من مشكلي ندارد، سپس صدايش را بلندتر كرد وگفت :آيا راضي هستيد كه من خليفه باشم؟ گفتند: آري، گفت: پروردگارا! بر اينها گواه باش، بعد مردم شروع به بيعت كردند.(3) پس از بيعت امير مؤمنان گفت: اي مردم شما با من بر چيزي بيعت كرديد كه قبلاً با دوستانم (خلفاي سه گانه) بيعت كرده بوديد، حال كه بيعت كرديد هيچ اختياري نداريد و امام بايد در اجراي قوانين الهي استقامت كند و بر مردم لازم است كه تسليم شوند و اين بيعت عمومی‌است.(4)  
مطاب فوق حاوی درسها و پندها و عبرت‌هایی است به شرح ذیل: 
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاريخ طبري 5/448، درسات عي عهد النبويه /281
2) تاريخ الطبري 5/4495
3) منبع سابق.
4) دراسات في عهد النبوة والخلافة الراشدة/282.بيعت با خليفه‌ی چهارم از اصل شورايي كه در گذشته ‌اجرا مي‌شد، خارج نبود و اگر چه ‌امّت اسلام در آن وضعيت با بحراني دردناك و شرايط اضطراري و مشكلات پياپي رو به رو بودند، بيعت با علي بر اساس رسوم عشايري، خانوادگي، طائفه‌اي و ‌يا بر مبناي وصيّت و سفارش از جانب رسول خدا (ص) صورت نگرفت و اگر مصداق یکی از این عناوین بود، قطعاً نيازمند آن گفتگوي طولاني نبود و اميرمؤمنان در ابتداي امر از قبول آن سرباز خودداری نمی‌کرد، بلكه برعكس مطالبه ی حق مي‌كرد، چون سيدنا علي (رض) در حالي بيعت و خلافت را قبول كرد كه مردم از او مي‌خواستند آن را قبول كند و بر اين امر اصرار ورزيدند، ولی او همچنان بهانه تراشی می‌کرد تا خود را نجات دهد، شايد حدس مي‌زد كه چه موانع