توا می‌دادند. در ادامه‌ی بحث، مسائل قضايي و بسياري از اجتهادهاي فقهي را مورد بحث قرار خواهيم داد.
 و علي (رض) به تحقيق و‌يادگيري و درس و تدريس تشويق می‌كرد و می‌فرمود: «تحقيق كنيد و حديث را‌ياد بگيريد و نگذاريد علم كهنه و فراموش شود(17) . 
در روايتي ديگر می‌گويد: حديث را تكرار، بررسي و تدريس كنيد، در غیر اینصورت فراموش و فرسوده می‌شود.(18) 
امير مؤمنان علي بر لزوم داشتن استاد و ‌يادگيري از او تأكيد مي‌كرد و مي‌گفت: هرگز از مصاحبت استاد سير نمي‌شويد، چون او همانند درخت خرماست كه هر لحظه ‌از او خرمايي مي‌افتد.(19) 
در دوران كودكي برای علي (رض) شرايطي فراهم شد كه در دامان پيامبر(ص) پرورش‌ يافت و بعد از آن باز هم همراه و ملازم او بود، چون داماد و پدر دو سبط (حسن و حسین) ايشان بود، اين گونه در كنار پيامبر (ص) قرار داشت و از ايشان علم و دانش می‌آموخت و سيده عائشه ملازمت و همراهی پیوسته‌ی علي با رسول الله (ص) را مورد تأييد قرار داد، مقدام بن شريح از پدرش روايت مي‌كند به عائشه گفت:‌ يكي از اصحاب پيامبر(ص) را به من معرفي كن كه ‌از او درباره‌ی مسح بر (خُف)موزه سؤال كنم، گفت: برو نزد علی، رفتم و سؤال كردم، گفت: رسول خدا به ما دستور داد هرگاه به مسافرت رفتيم بر خف مسح كنيم.(20) 
علي (رض) معتقد بود بايد از هر علمی‌مقداري‌ ياد بگيريم و با گزينش با ‌يادگيري بپردازيم و مي‌فرمود: علم و دانش گسترده‌تر از آن است كه بتوان همه‌ي آن را فرا گرفت و حفظ نمود، لذا از هر علم خوبيهايش را دریافت کنید.(21) 
علي (رض) در علم و دانش به درجه‌اي رسيده بود كه در عراق به مردم مي‌گفت: از من سؤال كنيد! سعيد بن مسيب می‌گويد: كسي جز علي بن ابي طالب (رض) نبود كه بگويد از من سؤال كنيد.(22)  تمام صحابه و تابعين به علمش اعتماد داشتند، ابن عباس مي‌گويد: هرگاه دليل و برهان از علي به ما مي‌رسيد هيچ كس را با او برابر نمي‌دانستيم(23) .
سويد بن غفله مي‌گويد: مردي آمد و از من درباره‌ي ميراث فردي سؤال كرد كه بعد از مرگش فقط‌ يك دختر و ‌يك زن مانده ‌است، وی می‌گويد: گفتم: جواب را از قول علي به تو می‌گويم. گفت: قضاوت و فتواي علي برايم كافيست: علي یک هشتم را به زن و نيمی‌ از ميراث را هم به دختر مي‌داد، بعد از اين هر چه باقي مي‌ماند به همان دختر مي‌رسید.(24) 
علماي صحابه و تابعين علي را به خاطر علمش ستوده‌اند، از ام المومنين عائشه روايت است: علي آگاه ترين فرد نسبت به سنّت است.(25) 
هر مسئله‌اي كه براي معاويه (رض) پيش مي‌آمد، از طريق مكاتبه ‌از علي سؤال مي‌كرد.قتي خبر شهادت علي به او رسيد، گفت: با وفات علي (رض) علم و فقه ‌از دست رفت.(26)  روايت است حسن بن علي بعد از وفات پدرش در سخنراني گفت: ديروز مردي از شما جدا شد كه ‌افراد پيش از او در علم بر او پيشي نگرفتند و دیگران هم به او نرسيده‌اند.(27) 
عبدالله بن عياش بن ابي ربيعه درباره‌ي علي (رض) گفت: «براي خداوند زیست، به خدا بهترين نسبت را داشت، خویشاوند و داماد رسول خدا (ص) بود. از اوّلين مسلمانان و آگاه به قرآن و سنّت و فنون جنگي بود و در همكاريهاي اجتماعي بسيار سخاوتمند بود(28) . مسروق مي‌گويد: علم اصحاب رسول الله به عمر، علي، ابن مسعود و عبدالله (رض) منتهی شد(29) .      
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الطبقات 2/338.
2) مسند امام زيد /343 به نقل از منهج علي بن ابي طالب في الدعوة.
3) صحيح سنن ترمذي 1/128، مشكاة المصابيح 1/416.
4) منهج علي في الدعوة /52.
5) الطبقات 2/338، الحليه 1/67.
6) فضايل الصحابة 2/647 اسناد آن صحيح است.
7) مسلم 1/247
8) مصنف بن ابي شيبه 13/284.
9) الجامع لأخلاق الراوي 1/262.
10) منبع سابق
11) همان منبع 1/260.
12) مسلم 4/2091 – 2092.
13) البدایة و النهایة8/6.
14) بيان العلم و فضله /285.
15) منهج علي/63.
16) اعلام الموقعين.
17) الجامع لاخلاق الراوي 1/236.
18) شرف اصحاب الحديث، بغدادي /93.
19) تذكرة السامع /100.
20) مسند احمد 2/159 اسناد آن صحيح است، تحقيق احمد شاكر.
21) تاريخ‌يعقوبي 2/5
22) الاستيعاب /1103.
23) همان منبع /1104
24) الطبقات 2/338.
25) سنن دارمي 2/375.
26) الاستيعاب /1104.
27) فضايل الصحابة 2/595 اسناد آن صحيح است.
28) ذخاير العقبي، محب طبري/79.
29) تاريخ السيوطي /196.از اميرمؤمنان علي نصيحت‌ها و ارشادهاي زيادي براي دانشجويان، طلاب، علما و فقها به ‌يادگار مانده‌ است كه شايسته ‌است حفظ و به ‌آنها عمل شود، از جمله:
1- مردم سه دسته هستند
الف: عالم رباني، ب: دانش پژوهی كه در راه نجات است. ج: پست و فرومايه‌اي بي هدف كه در پي هر ندايي مي‌رود (بي‌هدفي كه ‌از هر كس و ناكس بدون فهم و درك پيروي مي‌كند).
حافظ ابونعيم از كُميل بن زياد روايت مي‌كند كه: علي دستم را گرفت و مرا با خود به صحرا برد، وقت خوب رفتيم و در فضايي كاملاً باز قرار گرفتيم، نشست و تنفسي كرد و گفت: ای كُميل بن زياد! قلبها مانند ظرف هستند و بهترين قلبها، قلبي است كه ظرف آن پر از علم باشد، لذا آنچه به تو مي‌گويم حفظ كن! مردم سه دسته‌اند: عالم رباني، دانش پژوهی كه بر راه نجات است، حقیر و فرومايه‌اي بي هدف كه در پی هر فرياد مي‌رود و دلهايشان با نور علم روشن نشده‌ است و به پناهگاهي محكم و قابل اعتمادی هم پناه نبرده‌اند.(1) 
در اين سفارش بليغ و رساي علي پندهاي نيكو و نصيحت‌هاي حكيمانه‌اي وجود دارد. اميرمؤمنان مردم را به سه دسته تقسيم نموده ‌است كه عبارتند از:
الف: علماي رباني
منظور از علماء، علماي ديني هستند كه داراي علم، فقه و آگاه‌از مفاهيم و مقاصد حكيمانه‌ي علوم ديني هستند، ابن عباس در تفسير آيه‌ي:(وَلَکِن کُونُواْ رَبَّانِيِّينَ) (آل عمران/79): (و ليكن عبادت كنندگان پروردگار به معناي دقيق، صحيح و عميق آن باشيد! ) مي‌گويد: فقيهاني باشيد كه دين را با حكمت و تدبير می‌فهمند. عبدالله بن مسعود نيز اين آيه را به همين صورت تفسير كرده‌است.(2) 
لذا كساني كه هم از نعمت فقه و هم از نعمت حكمت برخوردارند، صلاحيت دارند كه‌ امت را تربيت و دين را به مردم تفهيم نمايند، چون حكمت آن است كه هر چيزي در جاي مناسب خود قرار داده شود و تطبيق حكم شرعي با حالت و وضعيت مردم توفيقي است كه می‌توان نام آن را حكمت ناميد. لازمه‌ي اين كار فهم دقيق و عميق از وضعيت جامعه‌ي اسلامی‌است و تلاش براي تربيت مردم طبق دستورات دين حكمت و كاري حكيمانه‌ است و اين كار مي‌طلبد كه ‌افراد را با آموزش قوانين ديني و تربيت با تقوا و رعايت خوبيهاي اخلاق پرورش دهيم و فقه:يعني: فهميدن احكام ديني از منابع شرعي، به همين دليل علماي رباني كه فقه را با حكمت ‌ياد مي‌گيرند، بهترين افراد امّت هستند، چون دو فضيلت ‌يادگيري علم و تعليم و تربيت را دارا هستند و صلاحيت تربيّت امّت و بيان مسائل ديني را براي مردم دارند.(3) 
امير مؤمنان علي «رباني» را به كسي كه مردم را با حكمت تربيت مي‌كند و آموزش مي‌دهند تفسير مي‌كرد.(4) 
ب: طالبان علم كه با نيّت خالص علم‌آموزی می‌کنند
طالبان علم كه کسانی هستند که با نيّت خالص عل