ص) پیروی کرد و نبوتش را تصدیق نمود و جعفر همواره پیش عباس ماند تا این که مسلمان شد و از او اعلام بی نیازی کرد.(1) 
 هدف رسول‎الله (ص) این بود که به پاس زحمات و نیکیهای گذشته به عمویش کمکی کرده باشد و به ابوطالب که پس از پدربزرگش سرپرستی او را به عهده داشت نیکی کند که ‌این یکی از بزرگترین نعمتهای الهی نسبت به علی این بود که تعلیم و تربیتش را کسی به عهده گرفت که خداوند سبحان تربیتش کرده بود و حفظ و نگهداری ومراقبتش را کسی عهده دار شد که دارای اخلاق قرآنی بود؛ بنابراین علی با اخلاق و تربیت قرآنی پرورش یافت و چون در خانه‌ی پیامبر (ص) زندگی می‌کرد از تمام برنامه‌ها وقوانین اسلام از همان مرحله‌ی آغازین زندگی‌اش آگاه بود.
 تربیت و پرورش علی (رض) از خانه پیامبر (ص) شروع شد تا دعوت به اسلام و یاری دادن دین خدا و گسترش آن به تمام دنیا و ابلاغ آن به مردم و نجاتشان از تاریکی‌های کفر به نور ایمان، ادامه ‌یافت. علماء در خصوص این موضوع که‌ آیا اوّلین مسلمان بعد از خدیجه علی بوده‌است یا ابوبکر، اختلاف نظر دارند، از نظر بنده قول راجح این است که: اوّلین مرد از آزادها ابوبکر، از بچّه‌ها علی و از زنان خدیجه‌ است. خدیجه‌ اوّلین فردی است که مسلمان شده ‌است. از بردگان اوّلین مسلمان زید بن حارثه‌ است، (2)  به این ترتیب علی اوّلین کودکی است که مسلمان شده ‌است.
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) السیرة النبویة ابن هشام 249/1.
2) البدایة و النهایه 29-28/ و الاوائل من الصحابه و ذو الفضل منهم... رضوان جامع /23علي بن ربيعه وابلی روايت می‌كنند كه ‌ابن نباح نزد علي آمد و گفت: اي اميرمؤمنان! بيت المال مسلمانان پر از دينار و درهم شده‌ است؟ علي گفت: الله‌اكبر! و با تكيه به ابن نباح بلند شد و رفت و در كنار اموال بيت المال ايستاد و گفت: 
هذا جَنَاىَ خياره فيه
		وكل جَانٍ‌يده‌الى فيه

اين انباشته‌اي از طلا و نقره در اختيار من است بهترين نوع آنهاست، 
 و هر جنايت كاري هم دستش فقط تا دهنش می‌رسد.
اي پسر نباح! مردم كوفه را جمع كن، گويد: مردم را صدا زدند و تمام آن چه در بيت المال بود، تقسيم كرد و می‌گفت: اي دينارها و اي درهم‌ها كسي غير از من را فريب دهيد، بگير! بگير! ، تا اين كه هيچ دينار و درهمی‌در آن نماند و سپس دستور داد آن را جارو زدند و در آن دو ركعت نماز خواند.
در روايتي ديگر ابونعيم از مجمع تيمی ‌روايت مي‌كند: علي بيت المال را جارو می‌زد و نماز می‌خواند و آن را محل سجده و نماز براي خود، قرار داده بود، به اميد اين كه روز قيامت برايش گواهي دهد.
اين مثالی بلیغ است از بلند همّتی علی (رض) در مقابل کالا و بهره‌های فنا پذیر و نابود شدنی دنیا و نشان می‌دهد که خود را از این چیزها بی نیاز دانسته، هيچ گاه وابستگي به آنها نداشت، چون بيت المال پر از طلا و نقره شده بود و اميرمؤمنان طوری به آن نگاه نکرد که شگفت زده شود و فریب آن را بخورد و حتي وقتي مسئول بيت المال خبر از پر شدن آن می‌دهد، می‌گويد: «الله‌اكبر! » مفهوم اين واكنش سيدنا علي اين است كه‌ اگر مردم دنيا را بزرگ و مهم می‌بينند، امّا حقيقت اين است كه‌ الله ‌از دنيا و هر چيزی بزرگتر است و تا زماني كه فرد مسلمان معتقد است كه «الله» از هر كس و هر چيز بزرگتر است، چرا خودش را به چيزي كه كوچكتر و بي‌ارزش‌تر است، وابسته و محتاج بداند؟! 
در واقع اين فهم عالی آن شخصيت بزرگ است كه با گفتن «الله‌اكبر»، بي ارزشي و كوچكي دنيا را به كساني كه عملاً فريب دنيا و زينب و كارها آن را خوردند و فراموش كرده‌اند كه ‌الله ‌از همه كس و همه چيز بزرگتر است هشدار می‌دهد كه خداوند از همه كس و همه چيز بزرگتر است و اين فهم دقيقي است كه مؤمنان روشن دل آن را درك می‌كنند و در نتيجه: به همان صورتي كه خداوند در قلب و باورش از هر چيز مهمتر و بزرگتر است، دنيا و آن چه در آن است از هر چيز بي ارزش تر است و در تلاش آن خواهد بود كه مال حلال به دست آورد و در راه خدا مصرف كند و هر اندازه که دنيا در نظر و باور فرد بزرگتر جلوه كند، از بزرگي مقام خداوند در ذهن و فهم او كاسته می‌شود. لذا می‌بينيم كه ‌اميرمؤمنان در اوج عظمت و قدرت، خطاب به دنيا می‌گويد: اي دينارها! اي درهم‌ها! كسي ديگر را فريب دهيد و اين واكنش سيدنا علي (رض) نشانه‌ي وجدان بيدار و دركي دقيق از دنيا است كه‌ آن را همچون دشمن در ميدان جنگ فرض مي‌كند و مورد خطاب قرار می‌دهد و اين گونه مشخص می‌شود بر هواهاي نفساني و عواطف و تمايلات روانيش كاملاً مسلط است و با درک و شعور خود و نگرش درست به دنيا، ارزش واقعی و متناسب با حال آن را می‌شناسد، كه با زمان محدود و اندك و وجود سختيها و فناپذیر بودن نعمت‌هاي آن، بر خود و دنيا حكمراني مي‌كند و به سراي جاويدان آخرت ارزش مناسب حال آن را می‌دهد، ‌يقين دارد كه نعمت‌ها و عذابهاي آن هميشگي است و پس از جارو زدن بيت المال در قله‌ي ارزشها و برتريها نماز به جا می‌آورد تا در روز قيامت برايش گواهي دهند كه علي حكمران استوار و محكم و عادل بود و می‌توان گفت: در حقيقت نماز گزاردن در بيت المال اشاره‌اي بود به اين كه ‌آخرت بر دنيا ترجيح دارد و اين نماز تكميل كننده‌ي آن رفتار عالي بسيار نيكويي است كه در تقسيم آن مال و اموال در راه شايسته‌ از ايشان ملاحظه می‌شود.(1) 
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) التاريخ الاسلامي 12/427.يكي ديگر از نمونه‌های پارسايي و پرهیزکاری اميرمؤمنان علي اين است كه‌ هارون به عنتره ‌از پدرش روايت مي‌كند كه در خورنق (جايي در كوفه) به خدمت علي رسيدم، ديدم در زیر ملافه‌اي از شدّت سرما می‌لرزد! گفتم: اي اميرمؤمنان خداوند براي تو و خانواده‌ات اين همه مال قرار داده و تو با خود اين گونه رفتار می‌كني؟ فرمود: به خدا كه ‌از مال شما (مسلمانان) استفاده نخواهم كرد و اين همان ملافه‌ايست كه ‌آن را از مدينه‌ آورده‌ام.(1) 
 اينجا‌ يك سؤال پيش می‌آيد: چه چيز موجب شده كه‌ اميرمؤمنان اينگونه فقيرانه زندگي كند و آن سرماي طاقت فرسا را تحمل نمايد، در حالي كه می‌توانست فاخرانه‌ترين و بهترين لباس زمان را خريداري كند؟ اين نمونه‌اي است از زهد و پارسايي واقعی كه در اوج توانايي بر استفاده‌ي از كالا و امكانات دنيا خودداري كند، آري! اين شاگرد مدرسه‌ي پيامبر(ص) است كه‌اين گونه بي توجه به كالا و امكانات زودگذر دنيا تربيت شده‌ است و تلاش مي‌كند كه نعمت‌ها و آسايش جاويدان آخرت را بر دنيا ترجيح دهد، همانگونه که رسول الله (ص) فقيرانه زندگي کرد در حالي كه می‌توانست مانند بهترين ثروتمندان زندگي کند.(2) 
------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) حلية الاولياء 1/52، صفة الصفوة 1/316.
2) التاريخ الاسلامي 12/428.ابو مطر بن عبدالله جهني گويد: علي(رض) را ديدم كه ‌ازار و ردايي پوشيده و عصايي به دست دارد، گويا صحرانشين است، سپس ادامه داد 