 صبر بر عبادت و فرمانبرداري خداوند متعال، صبر بر پرهیز از نافرماني و معصيت خداوند و صبر بر مصيبتها و مشكلات.
اميرمؤمنان علي(رض) همواره شيفته ‌اين بود كه تمام اعمالش خالصانه براي رضاي خداوند متعال باشد، تا به فرمان خدا عمل کرده باشد که می‌فرمايد: 
(قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ وَأَقِيمُواْ وُجُوهَکُمْ عِندَ کُلِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ کَمَا بَدَأَکُمْ تَعُودُونَ) (اعراف/29)
بگو: پروردگارم (همگان را در هر زمان و مكاني) به دادگري فرمان داده ‌است و (دستور او) اين (است) كه در هر عبادتي رو به خدا كنيد و از وي مخلصانه اطاعت نمائيد و او را صادقانه بپرستيد. خداوند همان گونه كه شما را در آغاز آفريده ‌است، (به همان سادگي پس از مرگ شما را زنده مي‌كند و به سوي او) برمي‌گرديد.
خداوند متعال می‌فرمايد:
(قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُکُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُکُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَن کَانَ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِکْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا) (کهف/110)
 (اي پيغمبر! ) بگو: من فقط انساني همچون شما هستم (و امتياز من اين است كه من پيغمبر خدايم و آنچه گفت: بگو؛ مي‌گويم) و به من وحي مي‌شود كه معبود شما ‌يكي است و بس. پس هركس كه خواهان ديدار خداي خويش است، بايد كه كار شايسته كند و در پرستش پروردگارش كسي را شريك نسازد.
و نیز می‌فرماید: 
(فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ) (غافر/14)
اكنون كه چنين است، خدا را به فرياد بخوانيد و عبادت و طاعت را خاصّ او بدانيد، هر چند كه كافران دوست نداشته باشند.
و می‌فرماید:
(هُوَ الْحَيُّ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ) (غافر /65)
زنده جاويد او است. جز او معبود بر حقی وجود ندارد، پس او را به فرياد خوانيد و عبادت را خاصّ او بدانيد. سپاس و ستايش الله را سزا است كه پروردگار جهانيان است. ‏
علي (رض) از رسول خدا (ص) آموخته بود كه‌اعمال انسان مورد قبول خداوند متعال واقع نخواهد شد مگر زماني كه با اراده و نيّت خالصانه براي خداوند متعال باشد. مفهوم اين سخن آن است كه ‌اخلاص در عبادت ركني اساسي به شمار می‌رود و عبادتي كه بدون اخلاص باشد پذيرفتنی نیست و بي اعتبار است. در حديث قدسي آمده: «أنا أغني الشّركاء عن الشرك، من عمل عملاً أشرك فيه غيری تركته و شركه»(9) : (من (خداوند) بي نياز ترين شريكان از شريك و شرك هستم و هر كس عملي انجام دهد كه غير مرا در آن شريك بداند او را با شركش رها مي‌كنم).
علي (رض) با تمام انواع و صورتهاي شرك، اعم از شرك در ربوبيّت و الوهيّت مبارزه كرده و شيفته‌ی اين بود كه‌ اعمالش خالصانه براي رضاي خداوند متعال باشد و همه مردم به خصوص علم جویان و طالبان علوم شرعی را به پرهیز و دوري از رياء تشويق می‌كرد و می‌فرمود: اي عالمان به علم خود عمل كنيد، چون عالم كسي است كه به آنچه ‌آموخته عمل كند و عمل علم او هماهنگ و موافق با همدیگر باشند و به زودي كساني عهده دار مسئوليت علم خواهد شد كه ‌از گلويشان پايين تر نمی‌رود، باطن آنها با ظاهرشان و علم آنان با عملشان در تضاد و ناهمگون است و جلساتي پر هياهو وسر و صدا تشكيل می‌دهند، برخی بر برخی دیگر فخر و مباهات می‌كنند، تا جايي كه‌ اگر كسي از طرفداران و شركت كنندگان در جلسات او در مجلس وعظ و ارشاد ديگری شركت كند از او خشمگين می‌شود. اينها كساني هستند كه مجالس علمی‌ایشان (كه در واقع عبادت است) مورد قبول خداوند واقع نخواهد شد(10) .
در اين پيام اميرمؤمنان (رض) به يكي از بيماريهاي خطرناكي که ریاء و سُمعه ‌است اشاره شده، بدینصورت كه برخي افراد براي كسب افتخار و رياء حلسات و حلقه‌های درس و موعظه تشكيل می‌دهند، (و چون هدفشان رضای خدا نیست) هرگاه ‌يكي از طرفدارانشان مجلس ایشان را ترك كند و به نزد كسي ديگر برود، خشمگين می‌شود حتّي اگر رفتن آنها به جلسات درس ديگران برايشان سودمندتر باشد براي اين دعوتگران رياكار اهميتي ندارد. بلكه براي آنان نام و مقام مهم است، هر چند به زبان چيزي نگويد، امّا ازحالت و رفتارشان مشخص است.(11)  
يكي از نشانه‌هاي دعوتگر مخلص اين است كه تمام هم و غم او پیروی مردم از حق باشد، هر چند با سليقه‌ی شخصي وي مخالف باشد و اميرمؤمنان علي اينگونه بود و فرموده‌اند: هر طور که مي‌خواهيد قضاوت كنيد، من آنقدر اختلاف را ناپسند می‌دانم كه می‌خواهم یا همه مردم متحد و‌ يك جماعت شوند، يا همانند‌ يارانم بميرم.(12) 
علي در رأي و نظريات شخصي نيز اينگونه بود، بطور مثال علي معتقد بود فروختن کنیز بچه دار جايز نيست و عمر (رض) همان نظر را داشت، سپس علي از رأی اوّل برگشت و جواز فروختن کنیز بچه دار را قبول كرد.(13)  و اينگونه سيدنا علي (رض) دعوتگران و طالبان علم را آموزش می‌دهد، كه داشتن نظريه‌ي مشروع امري طبيعي است كه نبايد از آن ناراحت شويم چنانچه در وحدت و ‌يكپارچگي ما تاثير داشته باشد. ترديدي نيست كه دعوتگران امروزي شديداً نیازمند هستند در مورد این اخلاق تجدید نظر نمایند و بينند تا چه حد به اين صفت- آراسته‌اند و موضع آنان در چنين مواردي چگونه ‌است و خالصانه از خداوند متعال بخواهند كه توفيق عمل به اين امر اساسي و صفت پسنديده و زيبا را نصيب- آنان گرداند، تا پس از مرگ پاداش آن را از خداوند متعال دریافت کنند و دعوتشان در دنيا نتيجه بخش باشد و عبادت علي با اخلاص براي خدا و پيروي از پيامبر(ص) بوده‌است، چرا كه تنها خداوند متعال شايسته و سزوار عبادت است و پيوسته در سراسر زندگي مشغول عبادت بود، زیرا خداوند متعال می‌فرمايد:
(قُلْ إِنَّ صَلاَتِي وَنُسُکِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ(162) لاَ شَرِيکَ لَهُ وَبِذَلِکَ أُمِرْتُ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ(163)) (انعام 162-163). بگو: نماز و عبادت و زيستن و مردن من از آن خدا است كه پروردگار جهانيان است (و اين است كه تنها خدا را پرستش مي‌كنم و كارهاي اين جهان خود را در مسير رضايت او مي‌اندازم و بر بذل مال و جان در راه‌يزدان مي‌كوشم و در اين راه مي‌ميرم، تا حياتم ذخيره مماتم شود). خدا را هيچ شريكي نيست و به همين دستور داده شده‌ام و من اوّلين مسلمان (در ميان امت خود و مخلص‌ترين فرد در ميان همه‌انسآنها براي خدا) هستم.
 بدون ترديد عبادت تأثیر بسیار مهمی‌در تزكيه ‌اخلاق و پايداري بر احكام شريعت خداوند دارد، به همين دليل علي(رض) «استقامت» را به معناي اداي فرايض تفسير كرده ‌است.(14)  
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) حلیة الاولياء – 1/84-85- ارقه و البكاء /198.
2) لطائف المعارف ابن رجب، التحمس لقيام اليل، محمد صالح /93.
3) ادب الدنيا و الدين /123، فرائد الكلام /369.
4) حلیة الاولياء 1/75، صفة الصفوة 1/326.
5) التاريخ الاسلامي 12/443.
6) م