هج علي في الدعوه /525.
7) ادب الدنيا و الدين /278، فرائد الكلام /371.
8) عدة الصابرين و ذخیرة الشاكرين ابن قيم /153.
9) مسلم، كتاب الزهد، ش/598.
10) سنن دارمي في المقدمه 1/106، الجامع لاخلاق الراوي 1/90.
11) منهج علي /513.
12) البخاري، كتاب فضائل الصحابه 3/23.
13) فتح الباري- 7/73.
14) زاد المیسّر (7/254).در حقيقت شكر این است كه بنده تمام نعمتهايي را كه به خاطر او خلق شده و در اختيار دارد در راه رضاي خالق به مصرف برساند، ‌يعني تمام نعمتهاي ظاهري و باطني و مالي و جاني را با تمام توان در جهت عبادت و بندگی پروردگار به كامل‌ترين شكل مصرف كند و هر گاه چنين عمل کند نعمتهاي خداوند براي او ارجمند و با ارزش خواهد بود و شكر آن را به جاي آورده ‌است. شكر از مهمترين خصايص ايماني است كه بايد هر فرد مؤمن در تمام لحظات زندگي به آن آراسته باشد، چون شكر نعمت نشانه‌ی اعتراف به مقام خالق نعمتهاست كه مهمترين بخش شاخصه‌های ايماني، مانند: محبت، راضي بودن به رضاي خداوند و توكل به او را در بر می‌گيرد و شكر خدا كامل نخواهد بود مگر اينكه بنده به اين صفت آراسته باشد و حقيقت آن را درك كند. قرآن به اين صفت اخلاقي مهم به همان اندازه‌ اهميت داده كه در علم اخلاق اهميت دارد. خداوند متعال در حدود هفتاد آيه به بحث شكر پرداخته ‌است. در برخي موارد به شكر فرمان داده و در برخي تشويق نموده و در پاره‌اي موارد شكرگزران را مدح نموده و به آنان وعده‌ی پاداش نيكو داده و از آنچه خلاف شكر است نهي كرده‌ است كه‌ بر اهميت اين صفت اخلاق والا دلالت دارد، خداوند در كتابش- ذكر و شكر را در كنار هم قرار داده و می‌فرمايد: 
(فَاذْکُرُونِي أَذْکُرْکُمْ وَاشْکُرُواْ لِي وَلاَ تَکْفُرُونِ) (بقره/152) 
پس مرا‌ياد كنيد (با طاعت و عبادت و دوري از معاصي، به دل و زبان و قلم و قدم و سير در آفاق و انفس، جهت كشف عظمت و قدرت من) تا من نيز شما را‌ياد كنم (با اعطاء ثواب و گشايش ابواب سعادت و خيرات و ادامه پيروزي و قدرت و نعمت) و از من سپاسگزاري كنيد (و با گفتار و كردار، شكرگذار انعام و احسان من باشيد) و از من ناسپاسي مكنيد (و نعمتهاي مرا ناديده مگيريد).
 گاهی خداوند متعال شكر را در كنار عبادت ذکر نموده و می‌فرمايد: 
(فَابْتَغُوا عِندَ اللَّهِ الرِّزْقَ وَاعْبُدُوهُ وَاشْکُرُوا لَهُ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ) (عنكبوت /17).
روزي را از پيشگاه خدا بخواهيد و او را بندگي و سپاسگزاري كنيد، (و بدانيد كه سرانجام براي حساب و كتاب و سزا و جزا) به سوي او برگردانده مي‌شويد.
 اين نشانه آن است كه بندگي با شكر، پيوندي محكم دارد و رسول خدا(ص) كه به تمام صفات اخلاقي و خصلتهاي پسنديده‌از جمله شكر از همه بيشتر پايبند بود، اصحابش را كه علي (رض)‌ يكي از آنان است بر اين خصلت مهم تربيت نموده و شكر تمام نعمتهايی را که به او می‌رسيد بجاي می‌آورد و هر گاه ‌از دستشويي خارج می‌شد روی شکم خود دست می‌كشيد و می‌گفت: این راحتی چه نعمت بزرگی است، اگر بندگان می‌دانستند و شكر آن را به جاي می‌آوردند(1)  
روايت است كه علي (رض) به مردی از اهل همدان گفت: نعمت و شكر به هم متصل هستند و شكر با زياد شدن نعمت مرتبط است و اين دو در كنار هم قرار دارند و افزایش زيادي نعمت از جانب خداوند هرگز قطع نخواهد شد مگر زماني كه بنده دست از شكرگذاري بردارد(2) . علي (رض) معتقد بود كه گذشت و عفو خصم و مخالف شكر نعمت محسوب می‌شود و فرموده ‌است: هرگاه بر دشمنت چیره شدی، به جای آن نعمت خدا او را عفو کن و ازاو در گذر(3) .
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) اخلاق النبي(ص) 1/187
2) الشكر ابن ابي الدنيا به نقل از علو الهمة 5/481
3) الاعجاز والايجاز، ثعالبي /30.دعا دروازه بزرگي است كه بر هر کس گشوده شود خيرات و بركات را به همراه دارد، به همين دليل امير مؤمنان علي(رض) بر داشتن پيوندي محكم و نيكو با خداوند و به دعای زیاد قويّاً شيفته بود، خداوند متعال می‌فرمايد: 
(وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ) (غافر/60)
یعنی: پروردگار شما مي‌گويد: مرا به فرياد خوانيد تا بپذيرم. كساني كه خود را بزرگتر از آن مي‌دانند كه مرا به فرياد خوانند، خوار و پست داخل دوزخ خواهند گشت.
همچنین فرموده:
(وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لِي وَلْيُؤْمِنُواْ بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ) (بقره/186).
و هنگامی‌كه بندگانم از تو درباره من بپرسند (كه من نزديكم‌يا دور. بگو:) من نزديكم و دعاي دعا كننده را هنگامی‌كه مرا بخواند، پاسخ مي‌گويم (و نياز او را برآورده مي‌سازم). پس آنان هم دعوت مرا (با ايمان و عباداتي همچون نماز و روزه و زكات) بپذيرند و به من ايمان بياورند تا آنان راه‌يابند (و با نور ايمان به مقصد برسند).
 امیر المؤمنین علي (رض) همراه و هنگام با رسول الله (ص) بود و می‌ديد كه چگونه ‌از خداوند طلب فريادرسي و كمك و یاری مي‌كند و ترديدي نيست كه ‌امير مؤمنان شيفته‌ی اين بود كه ‌اين عبادت را از رسول خدا (ص) بياموزد و دعا و تسبيحش با همان الفاظ و كلماتي باشد كه رسول الله (ص) به آن دستور می‌داد و تأیید می‌کرد، . چون براي مسلمان شايسته نيست كه در دعا و تسبيح كلمات و جملات ديگري را بر كلمات و دعای پيامبر (ص) ترجيح دهد، هر چند به ظاهر كلماتي زيبا با مفاهيمی‌عالي باشد، چون رسول خدا (ص) معلم خير و هدايت كننده به راه راست است و او آگاه ترين بشر از بهترينها و كامل ترينهاست.
 برخي از اهل بدعت دعاها و ذكرهاي خود ساخته‌ی خود را به دروغ به علي نسبت داده‌اند و هر كس دوستدار علي است، بايد از راه و روش علي (رض) پيروي كند و علي بود كه همه را به پيروي از رسول الله (ص) در گفتار و رفتار تشويق می‌كرد و او كسي بود كه دعايش مستجاب بود، (زازان) ابوعمر روايت مي‌كند: مردي برای علي(رض) حديثي روايت كرد. علي گفت: به من دروغ گفتي! گفت: نگفتم. علي گفت: اگر دروغ گفته باشي عليه تو دعا مي‌كنم، آن مرد گفت: دعا كن. علي(رض) دعا كرد. قبل از اينكه آان مرد از جايش بلند شود، كور شد.(1) . 
 هر گاه كسي علي را مدح می‌كرد، می‌گفت: پروردگارا! آنچه (از گناهانم) نمی‌دانند برايم بيامرز و مرا بر آنچه می‌گويند مجازات مكن و مرا از آنچه می‌پندارند بهتر كن(2) ، علي از رسول الله (ص) روايت مي‌كند كه فرمود: «اذا عطس احدكم فليقل الحمدلله و ليردّ عليه من حوله: يرحمك الله وليرد عليهم ‌يهديكم الله و‌يصلح بالكم»(3) : (هر گاه كسي از شما عطسه زد، بگويد: الحمدالله و کسانی که در اطرافش هستند بگويند:‌ يرحمك الله و او در جواب آنان بگويد: ‌يهديكم الله و‌يصلح بالكم (خداوند شما را هدايت كند و حالتان را اصلاح كند). 
اين عمل از مکارم و خوبيهاي اخلاق و رعايت ادب با خداوند متعال با حمد و ستايش اوست كه به اين مناسبت به بندگان دستور داده شده است.
 حلي