ول‎الله (ص)</a><a class="text" href="w:text:250.txt">ج- اقتدا به خلفاي راشدین</a></body></html>بالاترين مرجع در دولت علي (رض) قرآن و سنّت رسول خدا(ص) و اقتدا و پیروی از راه و روش ابوبكر و عمر بوده‌ است.همانگونه که خداوند متعال می‌فرمايد:
(إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْکُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاکَ اللّهُ وَلاَ تَکُن لِّلْخَآئِنِينَ خَصِيمًا) (نساء/105).
ما كتاب (قرآن را كه مشتمل بر حق و بيانگر هر آن چيزي كه حق است) به حق بر تو نازل كرده‌ايم تا (مشعل راه هدايت باشد و بدان) ميان مردمان طبق آنچه خدا به تو نشان داده‌ است داوري كني و مدافع خائنان مباش.
تمام احكام شرعي كه مربوط به امور زندگي است در قرآن وجود دارد و قرآن تمام مباني مورد نياز اداره‌ی حكومت و دولت اسلامی‌را بيان كرده‌ است. علي (رض) می‌فرمايد: «دينتان را لازم بگيريد و به راه و روش پيامبر پايبند باشيد و از سنّت پيامبرتان پيروي كنيد و فهم آنچه ‌از سنّت برايتان مشكل شد بر قرآن عرضه كنيد. هر چه قرآن با آن آشنا بود بپذيريد و به آن عمل كنيد و آنچه با آن ناآشنا بود، ردّ کنید و نپذيريد.(1) 
------------------------------------------------------------------------------------------------
1) البداية و النهاية (7/246)اصول قوانين و دستورات اسلامی‌ از سنّت گرفته می‌شود و شيوه‌ اجرا و تطبيق احكام قرآن در سنت تشریح شده ‌است.(1) 
علي (رض) می‌فرمايد: به راه و روش پيامبرتان اقتدا كنيد كه برترين راه و روش‌هاست و به سنّت پيامبر (ص) عمل كنيد كه بهترين و افضل ترين سنّت‌هاست.(2) 
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) فقه‌التمكين في القرآن الكريم، صلابي 432.
2) البدایة و النهایة7/391.ابن اسحاق می‌گوید: یکی از علماء گفته‌است: هرگاه وقت نماز می‌رسید، پیامبر(ص) به دره‌های مکّه می‌رفت وعلی نیز پنهان و بدور از چشم پدر و عموها و قومش با او می‌رفت و نماز می‌خواندند و برای فرا رسیدن شب منتظر می‌ماندند سپس بر می‌گشتند، مدّتی بر همین منوال عبادت می‌کردند تا این که روزی ابوطالب به طور اتّفاقی آنها را دید که نماز می‌خوانند، لذا خطاب به پیامبر (ص) گفت: برادر زاده‌این چه دینی است که‌انتخاب کردی؟ پیامبرفرمود: 
«ای عمو! این دین خداوند، ملائکه، پیامبران و پدر ما ابراهیم است».گفت: « خداوند مرا بسوی بندگانش به عنوان پیامبر مبعوث کرده‌است و تو ای عمو شایسته ترین سزاوار ترین هستی فردی هستی که باید من نسبت به او خیر خواه و دلسوز باشم و تو را به هدایت دعوت دهم، امیدوارم دعوتم را اجابت کنی و مرا یاری دهی».ابوطالب گفت: برادر زاده! من نمی‌توانم دین و آئین پدرانم را رها کنم. امّا تا زنده‌ام نمی‌گذارم مورد اذیّت و آزار قرار گیری.
 نوشته‌اند که‌ابوطالب خطاب به علی گفت: این چه دینی است که‌انتخاب کردی؟ علی گفت: پدر، به رسول خدا ایمان آورده‌ام و او را تصدیق کرده‌ام، با او نماز می‌خوانم و از او پیروی می‌کنم. به اعتقاد برخی خطاب به پدرش گفته‌است: او (محمد) تو را به خیر و خوبی دعوت می‌دهد، همراه‌او باش.(1) 
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) السیرة النبویة ابن هشام 249/1 و المرتضی /35.رسول الله (ص) می‌فرمايد: «اقتدوا بالَّذَين من بعدي ابی بكر و عمر»(1) : (بعد از من به ابوبكر و عمر اقتدا كنيد) و علي درباره‌ی ابوبكر و عمر فرمود: «سوگند به انكه دانه را شکافت و جان را آفريد كه ‌آن دو (ابوبكر و عمر) را كسي جز افراد با تقوي دوست نمی‌دارند و با آن دو (ابوبكر و عمر) دشمني نخواهد كرد. مگر افراد پست و فاسق، با صداقت و وفاداري رسول الله (ص) را همراهي كردند و در امر و نهي به آنچه رسول الله (ص) می‌گفت پايبند بودند، به اندازه‌اي كه پيامبر(ص) به رأي و نظر آن دو توجه می‌كرد و اهميّت می‌داد، به رأي كسي ديگر توجهي نمی‌كرد و به اندازه‌ی آن دو كسي را دوست نمی‌داشت، رسول خدا (ص) در حالي از دنيا رفت كه‌ از آنها راضي و خشنود بود و آن دو در حالي وفات یافت كه مؤمنان از آنها راضي بودند و همچنان به اين سخنان ادامه داد تا جايي كه درباره ‌ابوبكر گفت: سوگند به خدا بعد از پيامبر ابوبکر بهترين انسان بود و از همه مهربانتر، دلسوزتر و باتقواتر بود و در اسلام سابقه‌ی بيشتري داشت و در ميان ما به روش پيامبر(ص) رفتار كرد تا بر همان روش پيامبر(ص) صحابه و رفيق غار او ابوبكر صدیق خلافت کرد و كاملاً به روش آن دو پايبند بود، آنچنان كه گفت: ديگر شما کسی همانند آن دو كه رحمت خدا بر ان دو باد – نداريد، اميدواريم توفيق اين را داشته باشيم كه به راه و روش آنان پايبندي و عمل كنيم. چرا كه هيچ كس به درجه و مقام آنان نخواهد رسيد مگر با پيروي از راه و روش و دوست داشتن آنها و بدانيد و آگاه باشيد كه هر كس مرا دوست دارد، بايد آن دو را دوست داشته باشد و هر كس ابوبكر و عمر را دوست ندارد، من (علي) را ناراحت كرده ‌است و من از او بيزارم و متنفرم.(2) 
 از كارها و اعمال عثمان (رض) دفاع می‌كرد و می‌گفت: «اي مردم درباره‌ی عثمان زياده روي نكنيد و چيزي جز خير نگوييد، كه سوگند به خدا قرآن را بزرگان صحابه جمع آوري كردند و سوگند به خدا اگر من هم ولي أمر مسلمانان در زمان او می‌بودم همان كار او را می‌كردم.(3)  می‌گفت: گره‌اي كه عمر بسته من باز نخواهم كرد.(4) 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) صحيح سنن ترمذي 3/200.
2) المختصر من كتاب الموافقة /140 واسناد آن منقطع است و ابن شيبه در المصف، ش/120.
3) شرح اعتقاد اهل السنة و الجماعة لالکائی4456.
4) فتح الباري 9/8 اسناد آن صحيح است.امّت اسلامی‌ حق دارد كه مراقب اعمال حاكمان باشد و آنها را أمر به معروف و نهي از منكر كنند، خداوند متعال می‌فرمايد: 
(وَلْتَکُن مِّنکُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ) (آل عمران/104).
بايد از ميان شما گروهي باشند كه (تربيت لازم را ببينند و قرآن و سنّت و احكام شريعت را بياموزند و مردمان را) دعوت به نيكي كنند و امر به معروف و نهي از منكر نمايند و آنان خود رستگارند.
 اولين چيزي كه بعد از خليفه شدن گفت این بود.... اين مسئوليّت (رهبري) شما مسئله‌اي است كه هيچ كس در آن حقي ندارد جز همان كسي كه خودتان به رهبري انتخاب كنيد. امّا من هم مسئوليتي جز (رهبري) شما ندارم.(1) 
اين مشابه همان سختي است كه‌ ابوبكر بعد از به خلافت رسيدن گفت: آنجا كه فرمود: اگر كارم درست بود و به خوبي مسئوليتم را انجام دادم مرا ‌ياري دهيد و اگر مسئوليتم را به خوبي انجام ندادم، مرا راهنمايي و اصلاح كنيد(2) . 
 عمر بعد از اينكه مسئوليت خلافت را به عهده گرفت و انتخاب شد گفت: محبوبترين مردم براي من كساني هستند كه عيب‌هايم را به من تذكر دهند(3)  و گفت: من بيم آن دارم كه ‌اشتباه كنم و به خاطر هيبتم كسي به من تذكر ندهد.(4)  
عثمان پس از اين كه به خلافت برگزيده شد گفت: اگ