text:278.txt">4- علی (رض) دوستانش را به انجام بهترین اعمال گوشزد می‌کند</a><a class="text" href="w:text:279.txt">5- عیادت از بیماران</a><a class="text" href="w:text:280.txt">6- تشویق فرزندش حسن برای سخنرانی</a><a class="text" href="w:text:281.txt">7- چنان نیستم که تو می‌گویی</a><a class="text" href="w:text:282.txt">8- از هواپرستی بر حذر باش</a><a class="text" href="w:text:283.txt">9- شاد و مسرور کردن مسلمان</a><a class="text" href="w:text:284.txt">10- سختترین کارها سه چیز هستند</a></body></html>امیرمؤمنان علی بن ابی طالب (رض) را در مورد بندگان برگزیده پرسیدند؟ فرمود: بندگان برگزیده کسانی هستند که وقتی کار نیک می‌کنند، شادند و هرگاه کار بد می‌کنند طلب آمُرزش می‌نمایند و وقتی به مصیبت گرفتار می‌آیند، صبر پیشه می‌کنند و آنگاه که ‌آنها را به خشم می‌آورند عفو و بخشش پیشه می‌کنند(1) . همچنین گفت: آگاه باشید، خداوند بندگانی دارد (آنقدر با یقین عمل می‌کنند)که گویی اهل بهشت را در بهشت جاوید دیده‌اند و اهل دوزخ را دیده‌اند که عذاب داده می‌شوند، مردم از شر و بدی ایشان در امان است، دلهایشان غمگین است، پاکدامن و عفیفند و نیازهایشان سبک و خفیف است، روزهای کمی ‌صبر کرده‌اند تا سرانجام از راحتی طولانی و همیشگی رسیده‌اند، شب آنها را ایستاده و با چشمان اشک آلود می‌بینی، به درگاه خدا زاری می‌کنند و به او پناه می‌برند که گردن‌هایشان را آزاد کند و موقع روز آنان را افرادی بردبار و نیکوکار و پرهیزگار، همچون چوبه های تیر می‌بینی، هر کس به آنها بنگرد می‌گوید: بیمارند، ولی در واقع پریشان حال هستند نه بیمار و امر مهمی‌آنان را پریشان کرده ‌است(2) .
و می‌گوید: نگاه مؤمن باید عبرت آموز و سکوت او تفکّر و اندیشه و سخنش حکمت باشد(3) .
و گفت: خوشا به حال هر بنده‌ای که معروف و سرشناس نیست و کسی به او توجه نمی‌کند، او مردم را شناخته ولی مردم او را نشناخته‌اند و او خدا را با خشنودی شناخته، این افراد چراغهای هدایتند، خداوند آنان را از فتنه‌های تاریک دور نگه می‌دارد و آنان را مشمول رحمت خویش قرار می‌دهد، آنها راز دیگران را فاش می‌کنند و نه درشت خو و ریاکارند.(4) 
پس واضح است که سخنان امیرالمؤمنین متاثر از فرموده‌ی رسول اکرم (ص) می‌باشند که فرمود: خداوند بنده پرهیزگار گمنام بی نیاز را دوست می‌دارد.(5) 
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مروج الذهب 2/431.
2) البدایة و النّهایة 8/6
3) مروج الذهب 2/434
4) صفة الصفوة 1/325
5) مسند احمد (1/168)عاصم بن صخره می‌گوید: علی (رض) را در مورد نمازهای نفلی(غیز واجب) پیامبر (ص) در روز پرسیدیم؟ گفت: شما نمی‌توانید آن را انجام دهید.
گفتیم: آنچه بتوانیم انجام می‌دهیم، گفت: پیامبر (ص) وقتی نماز صبح را می‌خواند صبر می‌کرد تا اینکه خورشید از مشرق چنان بالا می‌آمد که به هنگام عصر از سمت مغرب بلند است، درآن موقع دو رکعت می‌خواند، سپس صبر می‌کرد تا اینکه خورشید به هنگام ظهر می‌رسید آنگاه ‌از جای بر می‌خواست و چهار رکعت نماز می‌خواند. به هنگام زوال خورشید چهار رکعت و بعد از ظهر دو رکعت به جا می‌آورد، قبل از عصر هم چهار رکعت به جای می‌آورد و در هر دو رکعت بر ملائکه مقرّب و پیامبر(ص) و مؤمنان سلام می‌داد و نمازها را اینگونه دو رکعتی می‌خواند.
 آنگاه علی گفت: این شانزده رکعت نماز نفل بودند که پیامبر (ص) در روز آن را می‌خواند و کمتر کسی بر آن انجام آن مداومت می‌نمایند.(1) 
 امیر المومنین در جایی دیگر نماز وِتر رسول خدا (ص) را بیان می‌کند و می‌گوید: پیامبر (ص) در ابتدای شب و در وسط و در آخر آن وِتر خواند(2) ، وقتی نمازش را تمام می‌کرد و سلام می‌داد می‌گفت: (اللّهمّ اغفرلی ما قدمت و ما أخّرت و ما أسررتُ و ما أعلنتُ و ما أسرفتُ و ما أنت أعلم به منّی، أنت المقدمُ و أنت المؤخّر لا اله‌الاّ أنت)(3) .
یعنی: بار خدایا آنچه را مقدّم و یا مؤخّر نموده‌ام و آنچه را پنهان یا آشکار انجام داده‌ام و زیاده روی‌هایم را بیامُرز و آنچه را که تو بهتر از من به آن آگا هستی تو مقّدم کننده و مؤخّر کننده هستی هیچ معبود به حقی جز تو نیست.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مسند احمد 2/62، احمد شاگر می‌گوید اسناد آن صحیح است.
2) سند احمد 2/64 احمد شاگر می‌گوید اسناد آن صحیح است.
3) صحیح سنن ابی داود 1/283 آلبانی.وقتی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (رض) احساس کرد که ‌یارانش کمی‌ گرفتار غفلت شده‌اند و در عبادت نشاط ندارند، سیره و راه و روش اسلافشان، یعنی اصحاب رسول خدا (ص) را به آنان یادآوری می‌کرد، همانگونه که‌ابوأراکه روایت می‌کند: نماز صبح را با همراه علی به جا آوردم، وقتی نماز تمام شد، از سمت راستش رو بسوی مردم کرد سکوت کرد، گویا ناراحت بود، تا اینکه خورشید طلوع کرد و نور آن بر دیوار مسجد افتاد و آفتاب به اندازه‌ی یک نیزه بالا آمده بود، آنگاه دو رکعت نماز خواند و گفت: آنگونه که من اصحاب محمّد (ص) را دیده‌ام، امروز کسی را که همانند آنها باشد سراغ ندارم، آنان در حالی روز را آغاز می‌کردند که چهره‌هایشان زرد و موهایشان غبار آلود بود، میان چشمانشان چون زانوی شتر علامت سجده بود، آنها شب را با عبادت و تلاوت قرآن سپری می‌کردند، گاهی در حالت ایستاده و گاهی در سجده بودند، وقتی صبح می‌کردند و خدا را یاد می‌کردند چون درخت که در روز طوفانی تکان میخورد به خود می‌لرزیدند و اشک از چشمانشان سرازیر می‌شد طوریکه لباس‌هایشان خیس می‌گشت، سوگند به خدا گویی این قوم شب را به غفلت سپری کرده‌اند، آنگاه بلند شد و دیگر بعداً ندیدند که بخندد تا آن دشمن خدا ابن ملجم فاسق او را به قتل رسانید.(1)
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) حلیة الأولیاء 1/76.در سخنرانی‌های علی آمده که گفت: شما را به تقوای الهی وصیت می‌کنم، زیرا بهترین چیزی که بنده بدان توسل می‌جوید ایمان و جهاد در راه خدا و کلمه‌ی اخلاص است که واقعاً کلمه‌ی اخلاص فطرت می‌باشد و نیز بر پا داشتن نماز که حقیقت دین نماز است و پرداختن زکات است که‌ یک فریضه‌ی الهی است و روزه گرفتن ماه رمضان است که در برابر عذاب خدا سپر است و رفتن به حج کعبه است که گناهان را می‌زداید و صله رحم است که عُمر را طولانی می‌کند و در میان خویشاوندان محبوب می‌گردد و صدقه دادن به صورت پنهانی است که گناهان را زدوده و خشم پروردگار را خاموش می‌کند و نیکوکاری است که نیکوکاری انسان مرگ بدفرجام و قرار گرفتن در معرض نابودی‌ها نجات می‌دهد، بیشتر در یاد خدا غرق شوید که‌ یاد او بهترین یاد است(1).
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) البدایة و النّهایة 7/319ثویر بن ابی فاخته‌از پدرش روایت می‌کند که گفت: علی (رض) دستم را گرفت و گفت: برویم پیش حسن که ‌از او عیادت کنیم، وقتی پیش حسن رفتیم دیدیم ابوموسی نزد اوست، علی گفت: برای عیادت آمده‌ای یا برای دیدار؟ گفت: نه، بلکه برای عیادت آمده‌ام، آنگاه علی ف