ستغفار کنند. و بعلاوه ائمه و اولیاء که ایشان آنان را شفیع خود می‌دانند، ادعاهای ضد قرآنی نداشتند بلکه تابع قرآن بودند و همواره از عاقبت خود نگران بودند و همواره خائف و از خدا طلب بخشش و آمرزش می‌کردند که کلمات ایشان در این مورد بسیار است، مثلا علی بن الحسین(ع) که به علت زیادی سجده و عبادت که می‌کرد او را سجاد نامیده‌اند در صحیفة سجادیه ضمن دعاهای 24، 31، 32، 48، 50، و 53 عرض می‌کند: «فقد أقامتني یا رب ذنوبي مقام الخزي بفنائك فإن سکت لم ینطق همي أحد و إن شفعت فلست بأهل الشفاعة، شفع في خطایاي کرمك، لا شفیع لي إلیك فلیشفع لي فضلك، لا تجعلني في أهل العقوق للآباء و الأمهات یوم تجزى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ وَهُمْ لا يُظْلَمُونَ ، لا تخیب الیوم ذلك من رجائي، قارفت معصیتك و استوجبت بسوء سعیي سخطك، لا شفیع یشفع لي إلیك و لا ملاذ ألجأ إلیه منك، و ارحمني في حشري و نشري و اجعل في ذلك الیوم مع أولیائك موقفي و مع أحبائك مصدري، و أسئلك أمنا من عذابك، هده النفس الجزوعة التي لا تستطیع حر شمسك فکیف تستطیع حر نارك!». 
آری، شفاعتی که اینان برای ائمة خود قائلند خود ائمه(ع) منکر آن بودند. علی(ع) که ایشان خود را شیعیان او می‌پندارند ضمن بعضی از ادعیه و مناجات خود می‌فرماید: «و قد رجوت ممن تولاني في حیاتي بإحسانه أن یشفعه لي عند وفاتي بغفرانه، إلهي لئن خیبتني أو طردتني فمن ذا الذي أرجو و من ذا أشفع إلیك لدی الإعسار و الیسر أفزع، فلست سوی أبواب فضلك أقرع، متوسل إلیك بکرمك، فقد جعلت الإقرار بالذنب إلیك وسیلتی، فإني لا أقدر لنفسي دفعا و لا أملك لها نفعا». و کلمات دیگر آن حضرت که در دعاها و نهج البلاغه از او نقل شده است چنانکه در مکتوب 31 نهج البلاغه فرموده: «لم یجعل بینك و بینه من یحجبه عنك، و لم یلجئك إلی من یشفع لك إلیه». یعنی؛ خدا بین تو و بین خود کسی را قرار نداده که او حاجب باشد و تو را وادار ننموده که شفیع و واسطه‌ای نزد او ببری. بنابراین باید از غلو پرهیز نمود و فقط در درگاه خدا التجاء نموده حاجت خواست و فقط او را بنده شناس و حسابرس دانست که جز تقوی و پاکدامنی و مطیع خدا بودن چیزی موجب نجات نیست چنانکه علی(ع) (در کلمات قصار نهج البلاغه شمارة 92) می‌فرماید: «إن ولي محمد من أطاع الله و إن بعدت لحمته، و إن عدو محمد من عصی الله و إن قربت قرابته». و حضرت صادق(ع) چنانکه در خصال صدوق ص 64 روایت شده می‌فرماید «أدنی ما یخرج به الرجل عن الإیمان أن یجلس إلی غال فیستمع إلی حدیثه و یصدقه علی قوله إن أبي حدثني عن أبیه عن جده أن رسول الله(ص) قال: صنفان من أمتي لا نصیب لهما في الإسلام: الغلاة و القدریة». ولی چه باید کرد که ملت ما را از قرآن دور نموده و ایشان را در غلو و شرک وارد نموده‌اند. آیه 24 الی 27
متن آیه:
قُلْ مَنْ يرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ قُلِ اللَّهُ وَإِنَّا أَوْ إِياكُمْ لَعَلَى هُدًى أَوْ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ(سبأ/24) قُلْ لَا تُسْأَلُونَ عَمَّا أَجْرَمْنَا وَلَا نُسْأَلُ عَمَّا تَعْمَلُونَ(سبأ/25) قُلْ يجْمَعُ بَينَنَا رَبُّنَا ثُمَّ يفْتَحُ بَينَنَا بِالْحَقِّ وَهُوَ الْفَتَّاحُ الْعَلِيمُ(سبأ/26) قُلْ أَرُونِي الَّذِينَ أَلْحَقْتُمْ بِهِ شُرَكَاءَ كَلَّا بَلْ هُوَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ(سبأ/27)
ترجمه: بگو کیست که از آسمان‌ها و زمین شما را روزی می‌دهد بگو خدا و محقق است که ما و یا شما در هدایت و یا در ضلالت آشکاریم(24) بگو از آنچه ما گناه کنیم شما را نپرسند و از آنچه می‌کنید ما را نپرسند(25) بگو پروردگار ما بین ما را جمع می‌کند آنگاه بحق بین ما حکم می‌نماید و اوست حاکم کارگشای دانا(26) بگو آنان را که بعنوان شریک به خدا ملحق کرده‌اید به من بنمایانید نه چنین است بلکه اوست خدای نیرومند حکیم(27).
نکات: در این آیات حق‌تعالی با مشرکین بطور انصاف مخاطبه کرده و ضمنا جملة: وَلَا نُسْأَلُ عَمَّا تَعْمَلُونَ  دلالت دارد که مؤمنین نباید به فکر اعمال و کردار دیگران باشند باید عمل خود را مواظبت کنند زیرا مؤمن را از اعمال مشرک و یا فاسق سؤال نمی‌کنند، پس کسانی که سعی می‌کنند برای مسلمین صدر اسلام عیب بتراشند و یا گناهانی را که نکرده‌اند برای آنان ثابت کنند صحیح نیست بلکه ضدیت با قرآن است. و جملة يفْتَحُ بَينَنَا که بمعنی؛ یحکم بیننا می‌باشد دلالت دارد که باید قضاوت را به خدا واگذار کرد. آیه 28 الی 33
متن آیه:
وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يعْلَمُونَ(سبأ/28) وَيقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ(سبأ/29) قُلْ لَكُمْ مِيعَادُ يوْمٍ لَا تَسْتَأْخِرُونَ عَنْهُ سَاعَةً وَلَا تَسْتَقْدِمُونَ(سبأ/30) وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَنْ نُؤْمِنَ بِهَذَا الْقُرْآنِ وَلَا بِالَّذِي بَينَ يدَيهِ وَلَوْ تَرَى إِذِ الظَّالِمُونَ مَوْقُوفُونَ عِنْدَ رَبِّهِمْ يرْجِعُ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ الْقَوْلَ يقُولُ الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا لَوْلَا أَنْتُمْ لَكُنَّا مُؤْمِنِينَ(سبأ/31) قَالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا أَنَحْنُ صَدَدْنَاكُمْ عَنِ الْهُدَى بَعْدَ إِذْ جَاءَكُمْ بَلْ كُنْتُمْ مُجْرِمِينَ(سبأ/32) وَقَالَ الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا بَلْ مَكْرُ اللَّيلِ وَالنَّهَارِ إِذْ تَأْمُرُونَنَا أَنْ نَكْفُرَ بِاللَّهِ وَنَجْعَلَ لَهُ أَنْدَادًا وَأَسَرُّوا النَّدَامَةَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذَابَ وَجَعَلْنَا الْأَغْلَالَ فِي أَعْنَاقِ الَّذِينَ كَفَرُوا هَلْ يجْزَوْنَ إِلَّا مَا كَانُوا يعْمَلُونَ(سبأ/33)
ترجمه: و ما تو را نفرستادیم مگر برای عموم مردم که بشارت دهی و بترسانی ولیکن بیشتر مردم نمی‌دانند(28) و می‌گویند: اگر راست می‌گوئید این وعده چه وقت می‌رسد(29) بگو برای شما وعده‌گاهی است که ساعتی از آن عقب‌تر نروید و جلوتر نشوید(30) و کسانی که کافرند گفتند: به این قرآن و آن کتابی که جلو آن بوده هرگز ایمان نیاوریم، و اگر به بینی وقتی را که ستمگران در پیشگاه پروردگارشان باز داشت شده‌اند و به یکدیگر سخن را بر می‌گردانند، آنان که ضعیف و زبون شده به کسانی بزرگی کرده‌اند می‌گویند اگر شما نبودید حتما ما مؤمن می‌بودیم(31) و کسانی که بزرگی کرده به زبونان گویند آیا ما شما را از هدایت باز داشتیم بعد از آنکه هدایت برای شما آمد بلکه شما مجرم بودید(32) و کسانی که ضعیف بوده‌اند به کسانی که بزرگی کرده گویند (نه) بلکه نیرنگ شب و روز (شما) هنگامی که ما را وادار می‌کردید که به خدا کافر شویم و برای وی همتاها قرار دهیم و چون عذاب را به بینند اظهار پشیمانی کنند، و به گردن کسانی که کافر شده‌اند غلها قرار دهیم آیا جز قبال آنچه می‌کرده‌اند جزا داده می‌شوند(33). 
نکات: کلمة كَافَّةً را می‌توان برای