ة کفار در خیبر و حملة قریش است در حدیبیه، و حتی حملاتی از خالد بن ولید شد ولی رعب مسلمین او را هزیمت می‌داد، و به روایتی هشتاد نفر بر مسلمین در حدیبیه حمله کردند و دستگیر شدند و خدا مسلمین را حفظ فرمود. آیه 25 الی 26
متن آیه:
هُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَالْهَدْي مَعْكُوفًا أَنْ يبْلُغَ مَحِلَّهُ وَلَوْلَا رِجَالٌ مُؤْمِنُونَ وَنِسَاءٌ مُؤْمِنَاتٌ لَمْ تَعْلَمُوهُمْ أَنْ تَطَئُوهُمْ فَتُصِيبَكُمْ مِنْهُمْ مَعَرَّةٌ بِغَيرِ عِلْمٍ لِيدْخِلَ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ مَنْ يشَاءُ لَوْ تَزَيلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا(الفتح/25) إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيةَ حَمِيةَ الْجَاهِلِيةِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوَى وَكَانُوا أَحَقَّ بِهَا وَأَهْلَهَا وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيءٍ عَلِيمًا(الفتح/26)
ترجمه: ایشان همان کسانیند که کافر شدند و شما را از مسجد الحرام با قربانی‌ها که برای قربانگاه بسته بودند باز داشتند و اگر نبود وجود مردان با ایمان و زنان با ایمان که ایشان را نمی‌شناختید (و در صورت حمله ممکن بود) که پامالشان کنید پس برسد شما را بسبب (حمله بر) ایشان گناهی بدون علم (خون ایشان به گردن شما افتد، پس اگر چنین نبود اجازة کارزار یافته بودید، اما نیافتید) تا خدا هر که را بخواهد داخل در رحمت خود کند، اگر از هم جدا بودند (کفار از مؤمنین متمایز و جدا بودند، پس بدست شما) کافرانشان را عذاب می‌کردیم عذاب دردناکی(25) آن دم که کافران تعصب جاهلیت در دل گرفتند پس خدا آرامش خود را بر رسول و بر مؤمنین نازل کرد و ایشان را بر کلمة تقوی ملزم نمود و ایشان به آن کلمه سزاوارتر بودند و اهل آن بودند و خدا به هر چیزی دانا است(26). 
نکات: مقصود از: وَالْهَدْي مَعْكُوفًا .... این است که این کافران شما را و قربانی‌هائی که برای قربانی بسته بودید از مسجد الحرام بازداشتند در حدیبیه. و مقصود از: وَلَوْلَا رِجَالٌ.... این است که در مکه عده‌ای از مردان مؤمن و زنان مؤمنه در میان مشرکین بودند که از ترس ایمان خود را ظاهر نمی‌کردند، اگر برای حفظ وجود ایشان و پامال شدن ایشان نبود خدا اجازة قتال می‌داد تا همة اهل مکه را پامال می‌کردید، و اگر اینان از کفار جدا بودند خدا کفار را بدست مؤمنین شکنجه می‌کرد. بنابراین به شهرهائی که مسلمین با کفار مخلوط می‌باشند نمی‌توان بمب و مواد منفجره ریخت و نباید حمله و خونریزی راه انداخت و البته به شهرهای کفار نیز نمی‌توان بدون جهت حمله نمود. و مقصود از حَمِيةَ الْجَاهِلِيةِ، همان اظهارات سهیل است که می‌گفت: بسم الله الرحمن الرحیم ننویسید و محمد رسول الله را پاک کنید، و اجازة ورود به مکه برای عمره نمی‌دادند. و مقصود از وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوَى این است که خدا مؤمنین را بر کلمة بسم الله و توحید و محمد رسول الله استوار ساخت و بر ایشان لازم و واجب نمود زیرا ایشان لیاقت این کلمه را داشتند. آری خدا اصحاب رسول را به ثابت بودن ایشان در تقوی توصیف نموده ولی زمان ما عده‌ای ایشان را سب و لعن می‌کنند و با این حال خود را مسلمان می‌دانند. آیه 27 الی 29
متن آیه:
لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُءُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَ فَعَلِمَ مَا لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِنْ دُونِ ذَلِكَ فَتْحًا قَرِيبًا(الفتح/27) هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا(الفتح/28) مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَينَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا(الفتح/29)
ترجمه: بیقین خدا رؤیای رسول خود را راست و بحق گردانید که البته داخل مسجد الحرام می‌شوید در حال أمن اگر خدا بخواهد در حالی که سرهای خود را تراشیده و تقصیر کرده باشید و ترسی نمی‌دارید و خدا چیزی دانست که شما ندانستید و پس از این فتحی نزدیک قرار نمود(27) اوست که رسول خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا اینکه بر تمام دین‌ها آن را غالب سازد و خدا برای گواهی بس است(28) محمد رسول خداست و کسانی که با اویند بر کافران سخت و بین خود مهربانند ایشان را رکوع کنان و سجده کنان می‌بینی و از خدا فضل و خشنودی می‌جویند، نشانة ایشان در صورتشان از اثر سجود است این است وصفشان در تورات، و (اما) وصفشان در انجیل مانند زراعتی است که شاخک خود را بیرون دهد پس آن را کمک دهد تا سخت گردد و بر ساقه‌اش بایستد که زارعان را به عجب آورد، تا به وجود ایشان کفار را به خشم آورد، خدا وعده داده کسانی از ایشان را که ایمان آورند و عمل‌های شایسته انجام دهند وعدة آمرزش و پاداش بزرگی(29). 
نکات: طبرسی روایت کرده که رسول خدا(ص) قبل از حرکت به سوی حدیبیه خوابی دید که مسلمین داخل مسجد الحرام شدند، و این خبر را به مسلمین داد، ایشان خوشحال گشته و خیال کردند همین سال وارد مسجد الحرام می‌شوند زیرا مدتی بود که مسلمین از زیارت کعبه محروم بودند و عقده‌ای بر دلشان بود، پس چون از حدیبیه برگشتند و داخل مکه نشدند منافقین گفتند: ما که نه تقصیر کرده‌ایم و نه داخل مسجد الحرام شدیم، پس آیة 27 را خدا نازل نمود و خبر داد که خبر رسول خدا(ص) و خواب او حق و صدق است و قسم خورد که لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ، یعنی سال آینده و اتفاقا سال آینده همان ماه ذیقعده رسول خدا(ص) با اصحابش با کمال وجد و شهامت به سوی مکه روان شدند و عمره بجا آوردند و چون در مسجد الحرام طواف می‌کردند در سال هفتم، رسول خدا(ص) فرمود شانه‌های خود را ظاهر سازید و شجاعانه طواف کنید زیرا تمام اهل مکه از بالای کوه‌ها ایشان را تماشا می‌کردند و از شجاعت و شهامت و زرنگی اصحاب رسول در تعجب آمدند، عبدالله بن رواحه در جلو رسول شمشیر حمایل کرده بود و این رجز را می‌خواند: 
خلوا بنی الکفار عن سبیله
		قد أنزل الرحمن فی تنزیله

فی صحف تتلی علی رسوله
		الیوم نضربکم علی تأویله

تا آخر ...
و مسلمین با کمال وقار و آرامش طواف کردند و رسول خدا(ص) در آن سفر میمونة عامریه دختر حارث عام