ه سوی ما برگشت داده نمی‌شوید(115). 
نکات: اگر سؤال و جواب راجع به مکث در برزخ باشد از گفت و شنود در این آیات استفاده می‌شود که عالم برزخ دارای حیات ناقصی است که جواب دهند یک روز یا مقداری از روز و متوجه نشده‌اند مدتی را که بین ایشان و قیامت بوده چه مقدار بوده است. آیه 116 الی 118
متن آیه:
فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْكَرِيمِ(المؤمنون/116) وَمَنْ يدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لَا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمَا حِسَابُهُ عِنْدَ رَبِّهِ إِنَّهُ لَا يفْلِحُ الْكَافِرُونَ(المؤمنون/117) وَقُلْ رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَأَنْتَ خَيرُ الرَّاحِمِينَ(المؤمنون/118)
ترجمه: پس برتر است خدای کامل الذاتی که فرمانروای حقیقی ثابت است، نیست معبودی مگر خدای که اوست پروردگار عرش عظیم(116) و آنکه بخواند با خدا إله دیگری که برای او به آن برهانی نباشد پس همانا حساب او نزد پروردگارش باشد زیرا که کافران رستگار نمی‌شوند(117) و بگو: پروردگارا بیامرز و رحم کن و توئی بهترین رحم‌کنندگان(118). 
نکات: تعالی فعل ماضی از باب تفاعل است و معنی آن این است که؛ خدا برتر است از درک عقول و برتر است از کار بیهوده و برتر است از صفات مخلوق. و معنی الْحَقُّ این است که او سزاوار پادشاهی و مالک حقیقی است و حق به معنی ثابت الوجود نیز آمده است. و لَا بُرْهَانَ صفت بعد از صفت است برای إله و برای تأکید آمده نه برای احتراز، یعنی هر کس غیر خدا را بخواند برهانی ندارد. پس انسان باید به این آیه توجه نماید. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1069.txt">آيه 2-1 (النور)</a><a class="text" href="w:text:1070.txt">آيه 5-3 (النور)</a><a class="text" href="w:text:1071.txt">آيه 9-6 (النور)</a><a class="text" href="w:text:1072.txt">آيه 16-10 (النور)</a><a class="text" href="w:text:1073.txt">آيه 20-17 (النور)</a><a class="text" href="w:text:1074.txt">آیه 22-21 (النور)</a><a class="text" href="w:text:1075.txt">آيه 25-23 (النور)</a><a class="text" href="w:text:1076.txt">آیه 26 (النور)</a><a class="text" href="w:text:1077.txt">آيه 29-27 (النور)</a><a class="text" href="w:text:1078.txt">آيه 31-30 (النور)</a><a class="text" href="w:text:1079.txt">آیه 32 (النور)</a><a class="text" href="w:text:1080.txt">آيه 34-33 (النور)</a><a class="text" href="w:text:1081.txt">آيه 35 (النور)</a><a class="text" href="w:text:1082.txt">آيه 38-36 (النور)</a><a class="text" href="w:text:1083.txt">آيه 40-39 (النور)</a><a class="text" href="w:text:1084.txt">آيه 43-41 (النور)</a><a class="text" href="w:text:1085.txt">آيه 46-44 (النور)</a><a class="text" href="w:text:1086.txt">آيه 50-47 (النور)</a><a class="text" href="w:text:1087.txt">آيه 54-51 (النور)</a><a class="text" href="w:text:1088.txt">آيه 55 (النور)</a><a class="text" href="w:text:1089.txt">آيه 59-56 (النور)</a><a class="text" href="w:text:1090.txt">آيه 60 (النور)</a><a class="text" href="w:text:1091.txt">آيه 61 (النور)</a><a class="text" href="w:text:1092.txt">آيه 62 (النور)</a><a class="text" href="w:text:1093.txt">آیه 64-63 (النور)</a></body></html>سورة نور مدنی و دارای 64 آیه می‌باشد.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
آیه 1 الی 2
متن آیه:
سُورَةٌ أَنْزَلْنَاهَا وَفَرَضْنَاهَا وَأَنْزَلْنَا فِيهَا آياتٍ بَينَاتٍ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ(النور/1) الزَّانِيةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ وَلَا تَأْخُذْكُمْ بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيوْمِ الْآخِرِ وَلْيشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ(النور/2)
ترجمه: بنام خدای رحمن رحیم. سوره‌ای نازل نمودیم آن را و آن را جداگانه آوردیم و در آن آیات روشنی نازل نمودیم تا شاید شما متذکر شوید(1) زن زناکار و مرد زناکار را بر پوست هر یک از ایشان صد تازیانه بزنید وشما را نسبت به ایشان مهربانی در دین خدا نگیرد اگر ایمان به خدا و روز دیگر آورده‌اید و باید در شکنجة ایشان گروهی از مؤمنین حاضر و گواه باشند(2). 
نکات: مقصود ازجملة: فَرَضْنَاهَا، اگر فرض به معنی وجوب باشد این است که احکام آن را واجب نمودیم و اگر فرض بمعنی قطعه قطعه کردن و جدا نمودن باشد معنی چنین می‌شود که این سوره‌ای است که ما آن را از سور دیگر جدا نمودیم، پس استفاده می‌شود که حق‌تعالی سور قرآن را خود جدا جدا نازل نموده و دستور تنظیم آن را داده است. و جلد زدن تازیانه بر پوست بدن است. و مقصود از جملة وَلَا تَأْخُذْكُمْ بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ، این است که در اجرای دین خدا و انجام اوامر إلهی نباید نسبت به گنه‌کار رقت قلب و دلسوزی کنید که یا حد را جاری نکنید و یا کم کنید و یا آهسته بزنید بلکه تمام حد را بزنید آن هم بطور متوسط نه آهسته، و نه خیلی شدید که دیه وارد کند. 
آيه 97 الي 98
متن آيه:
قُلْ مَن کَانَ عَدُوًّا لِّجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَى قَلْبِکَ بِإِذْنِ اللّهِ مُصَدِّقاً لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ(97)
مَن کَانَ عَدُوًّا لِّلّهِ وَمَلآئِکَتِهِ وَرُسُلِهِ وَجِبْرِيلَ وَمِيکَالَ فَإِنَّ اللّهَ عَدُوٌّ لِّلْکَافِرِينَ(98)

ترجمه: بگو چه کسی دشمن جبرئیل است؟ در صورتیکه جبرئیل قرآن را به فرمان خدا بر دل تو نازل کرده، قرآنی که کتابهای آسمانی قبل را تصدیق می‌کند و برای مؤمنین هدایت و بشارت است(97) هر کس عداوت ورزد با خدا و فرشتگان او و رسولان او و با جبرئیل و میکائیل (او کافر است) پس به راستی خدا دشمن کافران است.(98)
نکات: یهودیان با جبرئیل اظهار عداوت می‌کردند، و این هم یکی از عقاید خرافی ایشان بود که می‌گفتند جبرئیل مأمور قتل و خونریزی است و میکائیل مأمور فراوانی نعمت و ارزانی است، و عمده عداوتشان برای این بود که قرآن را بر محمد چرا نازل کرده، أما متوجه نبودند اگر میکائیل نیز مأمور وحی باشد او نیز مانند جبرئیل است، و هر کس از مأمور خدا تنقید و یا با او دشمنی کند در حقیقت با خدا دشمنی کرده است.آیه 3 الی 5
متن آیه:
الزَّانِي لَا ينْكِحُ إِلَّا زَانِيةً أَوْ مُشْرِكَةً وَالزَّانِيةُ لَا ينْكِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِكٌ وَحُرِّمَ ذَلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ(النور/3) وَالَّذِينَ يرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ يأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جَلْدَةً وَلَا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَدًا وَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ(النور/4) إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ(النور/5)
ترجمه: مرد زناکار نکاح نمی‌کند مگر زن زناکار و یا زن مشرکه را و زن زناکار نکاح نمی‌کند او را مگر مرد زناکار و یا مشرک و این بر مؤمنین حرام شده است(3) و آنانکه زنان عفیفه را نسبت ناروا می‌دهند سپس چهار گواه نمی‌آورند پس ایشان را هشتاد تازیانه بزنید و گواهی ایشان را هیچ وقت نپذیرید و آنان خود فاسقند(4) مگر آنان که پس از آن توبه و اصلاح کنند که محققا خدا آمرزندة رحیم است(5). 
نکات: مقصود از جملة: وَحُرِّمَ.... حرمت شرعی است که در لغت بمعنی؛ ناروا می‌باشد و لذا مرد مؤمن ظاهرا نمی‌تواند زن زناکار را به نکاح خو