َرْقِهِ يذْهَبُ بِالْأَبْصَارِ(النور/43)
ترجمه: آیا ندیدی که برای خدا تسبیح می‌کند آنکه در آسمان‌ها و زمین است و مرغان پرگشوده، هر یک دعا و تسبیح خود را دانسته و خدا به آنچه بجا می‌آورند دانا است(41) و مخصوص خداست ملک آسمان‌ها و زمین و به سوی خدا می‌باشد بازگشت(42) آیا ندیدی که خدا می‌راند ابری را سپس بهم می‌آورد بین آن را، سپس آن را متراکم قرار می‌دهد پس می‌بینی باران از خلال آن بیرون آورد و از بالا کوه‌هائی از تگرگ و برف نازل می‌کند و آن به هر کس بخواهد می‌رساند و از هر کس بخواهد منصرف می‌کند روشنی برق آن نزدیکست دیده را برباید(43). 
نکات: بعد از آنکه اعمال و خرافات کافران را برای بندگان بیان کرد، در این آیات آثار قدرت خود را بیان می‌کند. و جملة: كُلٌّ قَدْ عَلِمَ ... دلالت دارد که مرغان و پرندگان هوا که بیش از هشتاد و شش هزار نوعند اذکار و تسبیحاتی دارند که خود می‌فهمند. انسان باید برای ازدیاد خداشناسی در شگفتی‌های پرندگان نگاه کند مثلا: شتر مرغ آفریقائی وزنش 135 کیلوگرم و طول قدش 40/2 می‌باشد و طول پر مرغ‌هائی ژاپنی 30/7 متر می‌باشد، بعضی از کلاغ‌ها بیش از صد سال عمر می‌کنند، البته باید به کیفیت خلقت و تغذیه و تولید نسل و تکثیرشان فکر و تدبر کرد، ما پرندگانی را دیده‌ایم که ضرر و نفع خود را تشخیص می‌دهند و کارهای محیر العقول می‌کنند. و مرغان سحر ذکر و مناجات دارند. آیا نمی‌بینی چگونه یکدیگر را صید می‌کنند و به هوای معتدل می‌روند. مثلا: حباری که مرغی است بقدر خروس با مار می‌جنگد و چون از نیش مار مسموم می‌شود می‌رود از برگ گیاهی که بنام جرجیر است می‌خورد و سم مار را بر طرف می‌کند و ..... 
و بدان که باران و برف نام‌های زیادی باعتبار انواع و اقسام آنها دارد: بَرَد گفته می‌شود به تگرگ، دیمه به باران آهستة مدام گویند که در هوای ساکن بیاید، وابل به باران شدید تند گویند، مطر گفته می‌شود به مطلق باران، ثلج گفته می‌شود به برف و بارانی که نیمه یخ شده باشد و طل به باران ریزی گفته می‌شود که مانند شبنم باشد و اگر در هوای سرد شبنم یخ کند آن را صقیع گویند و اگر پر فایده و بی‌ضرر باشد آنرا غیث گویند. آیه 44 الی 46
متن آیه:
يقَلِّبُ اللَّهُ اللَّيلَ وَالنَّهَارَ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِأُولِي الْأَبْصَارِ(النور/44) وَاللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِنْ مَاءٍ فَمِنْهُمْ مَنْ يمْشِي عَلَى بَطْنِهِ وَمِنْهُمْ مَنْ يمْشِي عَلَى رِجْلَينِ وَمِنْهُمْ مَنْ يمْشِي عَلَى أَرْبَعٍ يخْلُقُ اللَّهُ مَا يشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيءٍ قَدِيرٌ(النور/45) لَقَدْ أَنْزَلْنَا آياتٍ مُبَينَاتٍ وَاللَّهُ يهْدِي مَنْ يشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ(النور/46)
ترجمه: خدائی که شب و روز را بر می‌گرداند بدرستی که در این البته عبرتی است برای صاحبان بصیرت(44) و خدا هر جنبنده‌ای را از آب آفرید، پس بعضی از آنان بر شکم راه می‌روند و بعضی از ایشان بر دو پا راه می‌روند و برخی از ایشان بر چهار پا راه می‌روند، خدا آنچه بخواهد خلق می‌کند زیرا خدا بر هر چیزی تواناست(45) بتحقیق پیوسته که نازل نمودیم آیات بیان‌کننده را و خدا هر که را بخواهد به سوی راه راست هدایت می‌کند(46) 
نکات: کلمة مِنْ مَاءٍ را ممکن است متعلق به خلق گرفت چنانکه ترجمه شد و ممکن است متعلق به دَابَّةٍ گرفت، پس معنی چنین می‌شود؛ جنبنده‌ای که از آبست خدا آن را آفریده، در این صورت جنبندة دیگری هم هست که از آب بوجود نیامده باشد مانند: جن و ملک و حضرت آدم و حضرت عیسی، و در این جملات کلمة «من» و ضمیر «هم» که برای عقلاء وضع شده در غیر عقلاء استعمال شده است برای تغلیب شریف بر خسیس. در این آیات خدا برخی از قدرت نمائی خود را بیان کرده و تفکر در بعضی از قدرت خدا و میلیاردها موجود لازم است. در هر موجودی قدرت خدا مشهود است مثلا؛ به کیفیت خلقت بالن آبی از آن جمله به طول آن نظر کند که 33 متر و وزن آن که 133 تن است و یا کیفیت خلقت و زندگانی خفاش که پستاندار و دارای 2100 نوع است، و همچنین نظر به حیوانات صحرائی کند، پلنگ ساعتی 145 کیلومتر سیر می‌کند و همچنین تفکر در میلیون‌ها حیوان که خدا چگونه قدرت نمائی کرده، زرافه بیش از 5 متر طول گردن دارد زیرا در محیط جنگل‌هایی است که درخت‌های آنجا سر به آسمان کشیده و باید این حیوان بتواند از برگ و میوه‌های آن درخت‌ها تغذیه کند. و همچنین نظر در سایر موجودات، ولی باندازه‌ای که از مطالعه و عمل به قرآن و عبادت خدا غافل نماند. و ما در کتاب "عقل و دین" جلد اول به بعضی از عجایب خلقت اشاره نموده‌ایم مراجعه شود. و کلمة مُبَينَاتٍ دلالت دارد که آیات قرآن خود بیان کننده است و احتیاج به مبین دیگری از جنس کلام ندارد. آیه 47 الی 50
متن آیه:
وَيقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالرَّسُولِ وَأَطَعْنَا ثُمَّ يتَوَلَّى فَرِيقٌ مِنْهُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ وَمَا أُولَئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ(النور/47) وَإِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيحْكُمَ بَينَهُمْ إِذَا فَرِيقٌ مِنْهُمْ مُعْرِضُونَ(النور/48) وَإِنْ يكُنْ لَهُمُ الْحَقُّ يأْتُوا إِلَيهِ مُذْعِنِينَ(النور/49) أَفِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَمِ ارْتَابُوا أَمْ يخَافُونَ أَنْ يحِيفَ اللَّهُ عَلَيهِمْ وَرَسُولُهُ بَلْ أُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ(النور/50)
ترجمه: و می‌گویند به خدا و رسول ایمان آوردیم و اطاعت کردیم، سپس گروهی از ایشان بعد از آن رو می‌گردانند و آنان مؤمن نیستند(47) و چون به سوی خدا و رسول او خوانده شوند تا میانشان حکم کند ناگاه گروهی از ایشان اعراض می‌کنند(48) و اگر حق با ایشان و به نفع ایشان باشد بحال پذیرش به سوی او می‌آیند(49) آیا در دلهایشان بیماری است و یا شک دارند یا می‌ترسند از اینکه خدا و رسول او بر ایشان جور کند بلکه ایشان خود ستمگرند(50). 
نکات: چون کسی گفت ایمان به خدا و رسول دارم باید به حکم خدا و رسول گردن نهد، اما در زمان رسول خدا(ص) عده‌ای بودند مانند تمام زمان‌ها که مدعی ایمان بودند، ولی تسلیم حکم خدا نبودند، مانند؛ بشر منافق که دربارة زمینی با یک نفر یهودی مرافعه داشتند، یهودی به او گفت برویم نزد محمد تا بین ما حکم کند، ولی او می‌گفت: برویم نزد کعب بن الاشرف، زیرا محمد به ما ستم می‌کند! و مانند؛ مغیره بن وائل که زمینی را با علی بن ابی طالب به مشاع داشتند و قسمت کردند و قسمتی از زمین که آب به آن نمی‌رسید مگر با زحمت، به علی(ع) افتاد، مغیره به حضرت علی گفت: زمینت را به من بفروش و حضرت به او فروخت و قبض و اقباض کردند و بعد پشیمان شد و خواست معامله را برگرداند. حضرت علی(ع) قبول نکرد و فرمود: برویم نزد رسول خدا(ص) و حکم او را هر چه باشد بپذیریم، مغیره گفت: من نزد محمد نمی‌آیم زیرا او مرا دشمن می‌دارد و می‌ترسم بر من جور کند، پس بنا بقولی این آیه نازل شد. در آیه برای منافق چند علامت ذکر شده: 
اول، طالب دنیا و هر جا ب