وی رسول خدا(ص) بوده، و دارای ثروت بوده، چون صورت سرخی داشت مانند شعلة آتش، خدا او را به این کنیه معرفی نموده که مناسب شعلة دوزخ است. بهرحال خدایتعالی نام فردی از مشرکین و منافقین را در قرآن نیاورده، زیرا خدا هتاک الستور نیست و شرک و عصیان بندگان به خدای سبحان ضرری ندارد و در صدد انتقام نبوده و ذکر نام اشخاص در کتاب قانون همیشگی مفید فایده‌ای نیست. اما ابولهب و زنش به جهاتی ذکر شده: 
اول – چون ضرر ابولهب از هر کافر و مشرکی زیادتر و باعث جرئت مشرکین در آزار رسول خدا(ص) می‌شد، باضافه خدا می‌دانست او به حال کفر از دنیا می‌رود و لذا خبر داد واین معجزه‌ای بود.
دوم – ذکر او برای این است که مردم دنیا بفهمند رسول خدا(ص) جز خدا یاوری نداشت و تبلیغ او وسائل تحمیلی نداشته وحتی فامیل او عداوت ورزیده.
سوم – مردم بدانند که حسب و نسب بدرد نمی‌خورد سید هاشمی با غلام حبشی در مقابل قانون کیفری فرقی ندارند و بی‌جهت بنام بزرگان و نسبت به آنان کسی مغرور نشود.
و ممکن است بگوئیم زن او هیزم‌کش بود یعنی هیزم فساد و نمامی را. و می‌آمد خوار بر سر راه رسول خدا(ص) می‌ریخت.سورة اخلاص مکی و شامل 4 آیه می‌باشد

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ(الإخلاص/1) اللَّهُ الصَّمَدُ(الإخلاص/2) لَمْ يلِدْ وَلَمْ يولَدْ(الإخلاص/3) وَلَمْ يكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ(الإخلاص/4)
ترجمه: بنام خدای کامل الذات و الصفات رحمن رحیم. بگو او خدای یگانه است(1) خدای بی‌خلل و بی‌نیاز(2) نزاده و زائیده نشده(3) و کسی همتای او نیست.(4)
نکات: این سوره را سورة توحید و امان واخلاص خوانده‌اند. مشرکین و یهود و نصاری از رسول خدا(ص) خواستند که خدای خود را معرفی کند، فلذا این سوره نازل گشت، چون در جواب کفار آمده اول آن قُلْ می‌باشد.
در این سوره انواع و اقسام شرک نفی شده: 
1- کثرت در ذات و صفات.	2- نقص.	3- عدد.
4- تغییر.	5- علیت.	6- معلولیت.
7- مصدریت.	8- شبیه.	9- ضد.
10- ابوت و بنوت، و رد است بر آنانکه برای خدا فرزندی قائل بودند.سورة فلق مکی و شامل 5 آیه می‌باشد

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ(الفلق/1) مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ(الفلق/2) وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ(الفلق/3) وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ(الفلق/4) وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ(الفلق/5)
ترجمه: بنام خدای کامل الذات و الصفات رحمن رحیم. بگو به پروردگار سپیده‌دم پناه می‌برم(1) از شر آنچه بیافرید(2) و از شر ظلمت چون فراگیرد(3) و از شر دمندگان در عزمها و پیمانها و روابط(4) و از شر حسود چون حسد را بروز دهد.(5)
نکات: جملة: مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ دلالت دارد که شر از ناحیة مخلوق است نه از خالق، و شر ایجاد می‌شود از تزاحم مخلوقات، ولو لا التزاحم لما وجد الشر، حق‌تعالی خود را پناهگاه برای دفع هر شری معرفی نموده و اوست که از سپاه شرور مطلع و مدافع بندگان است، و برای نمونه سه قسم از شرور را ذکر نموده: 
اول – شر ظلمت ظاهری و ظلمت معنوی کفر و شرک و خرافات، خصوصاً جور و ستم و ظلمتی را که همه را فراگرفته و افراد روشن، نایاب و یا کمیاب باشد.
دوم – شر کسانی که با دمیدن و بافتن، عزم و تصمیم مردم و یا روابط آنان را بهم می‌زنند مانند جادوگران و سخن‌چینان و زنان حیله‌گر و بافندگان در منبر و توجیه‌کنندگان خرافات که در عوض توحید به مردم دعاهای شرک‌آمیز یاد می‌دهند و در عوض کار به مردم گریه و توسل پیشنهاد می‌کنند و عقل مردم را سلب می‌کنند، زیرا نفاثه وزن علامه بر هر دمنده‌ای اطلاق می‌شود چه زن و چه مرد، و کلمة الْعُقَدِ جمع عقد است و عقد بر همة ارتباطات و عقود و تصمیمات اطلاق می‌شود.
سوم – شَرِّ حَاسِدٍ که اکثر مردم را بیچاره کرده و از حقائق دور داشته است، کسی حقیقتی را بیان می‌کند و یا خواسته مردم را از خرافات نجات دهد هزاران نفر همکار او از حسد مانع نشر گفتارش هستند، کسی کتابی از حقائق برای نجات مردم می‌نویسد هزاران نفر از همکاران او به او حسد می‌برند و کتاب و نوشتة او را گمراهی معرفی کرده و یا مانع از نشر و تأثیر آن می‌شوند، مثلا همین تفسیر که قریب یکسال آنرا نوشتم در حین اقدام به تایپ مقداری از مطالب خطی آنرا در چهارصد صفحه سرقت کردند و لذا مجددا مجبور به نوشتن شدیم که در اثر عجله مقدار زیادی از مطالب مهم آن حذف گردید. و پس از چاپ به توسط إعمال نفوذ روحانیون در دربار شاه و ادارة نگارش از اجازة نشر آن مانع شدند و بلکه خواندن آنرا تحریم کردند و حتی دو نفر آخوندی که در ادارة نگارش بودند با گرفتن رشوه این تفسیر را مخالف مذهب و دین شمردند با اینکه در ظاهر و در برخورد با ما از ما تمجید می‌کردند که یکی از آنان شیخ کاظم سنگلجی و دیگر شیخ عباس مهاجرانی همدانی که مغرور به دنیا بودند وبالأخره در دنیا نیز خیری ندیدند و گول الخناس را خوردند. و از طرف دیگر همین  تابشی از قرآن را با حذف بعضی مطالب مهم آن بنام شخص دیگری یعنی حاج احمد نواندیش اجازة نشر صادر نمودند و ادارة نگارش این چنین سرقت را حلال می‌دانست و در این تابشی از قرآن در مواقع بسیاری از اشعار و بعضی کتب دیگر خود مانند کتاب احکام‌القرآن و گلشن قدس نقل نموده‌ام و این نشانه است بر کذب کسانی که این کتاب را به خود نسبت داده‌اند. و همچنین است اذیت و آزارهای بسیاری که نسبت به این حقیر روا داشته‌اند.
بهر حال حسد جلو علوم و نشر حقائق و آزادی مردم را گرفته و یکی از بواعث بدبختی عموم همین حسد است وقتیکه اظهار شود، اما اگر حسود حسد خود را جلوگیری کند و ترتیب اثری در گفتار و کردارش پیدا نشود فقط برای خودش مضر است، جائی که پیغمبر خدا(ص) مأمور است از این شرور به خدا پناه برد برای دیگران تکلیف معلوم است. حضرت یوسف(ع) به چاه رفت برای حسد، رسول خدا(ص) به آن همه زحمات مبتلا شد برای حسد مشرکین و یهود که نمی‌توانستند لطف خدا را دربارة او مشاهده کنند. و معنی حسد این است که دوست داشته باشد زوال نعمت را از محسود و نتواند نعمتی را در او ببیند. حضرت علی(ع) فرمود: الحسد داء عیاء لا یزول إلا بهلکة الحاسد أو بموت المحسود.سورة ناس مکی و شامل 6 آیه می‌باشد

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ(الناس/1) مَلِكِ النَّاسِ(الناس/2) إِلَهِ النَّاسِ(الناس/3) مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ(الناس/4) الَّذِي يوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ(الناس/5) مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ(الناس/6)
ترجمه: بنام خدای کامل الذات و الصفات رحمن رحیم. بگو پناه می‌برم به پروردگار مردم(1) پادشاه مردم(2) خدای مردم(3) از شر وسوسه‌کنندة خناس(4) آنکه پنهانی در سینه‌های مردم وسوسه می‌کند(5) از پریان و مردم(6)
نکات: مفسرین برای این دو سوره قصه‌هائی نقل کرده‌اند از یهودیان ودختران آنان که در مدینه بوده‌اند در صورتیکه این سوره‌ها در مکه نازل شده نه در مدینه، پس تمام آن قصه‌ها بی‌اع