ای علمیّه به طلّاب علوم دینی تزریق می‌کنند که قرآن ظنّیّ الدّلالة و حدیث قطعی الدّلاله است، و طلّاب سادة خوش‌باور خبر ندارند که این سخن از کجا پیدا شده و کدام دشمن این کلام را به میان ایشان آورده، و این کلام باطلی است و نتائج بسیار سوئی دارد، از آن جمله عدم توجّه محصلین به آیات قرآن و قطعی‌ندانستن مفاد آن، در حالیکه دلالت آیات قرآن بر معانی‌ آن از هر کلامی بهتر و قطعی‌تر است، شما یک خط نهج‌البلاغه را که حدیث است بگذارید در جنب یک آیه از قرآن، هر کم سوادی می‌فهمد که آیات قرآن از نهج‌البلاغه واضح‌تر و دلالتش بر معنی قطعی‌تر است، آیا دلالت جمله آیة: 
( أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ )	
(النساء: 59، والمائده: 92، والنور: 54، ومحمد: 33، والتغابن: 12)
و یا آیة: 
( إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ)	(النحل: 90)
قطعی نیست، اگر بگویند دلالت قرآن بر مطالب آن قطعی است ولیکن مطالب آن اجمالی است که تفصیل آن در آیه ذکر نشده، گوئیم باشد اخبار نیز چنین است، اخبارهم مجمل دارد، آیا حدیث: ما بعث الله نبیا إلا بصدق الحدیث و أداء الأمانة، مطلب آن مجمل نیست و تفصیل موارد صدق ذکر شده، البتّه مجمل است، حدیث فوق با آیة: 
( إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا)	( النساء: 58)
هیچ فرقی ندارد، بلکه آیه روشن‌تر است، همانطوریکه قرآن گاهی باجمال سخن گفته و گاهی به تفصیل، اخبار و احادیث نیز چنین است، کلام اجمالی دلالت قطعی بر معنی اجمالی دارد و کلام مفصّل‌تر دلالت بر معنی تفصیلی، چه قرآن باشد و چه خبر. عده‌ای از بی‌سوادان چون تزریقات سوء در آنان اثر کرده، می‌گویند در جملة «أقیموا الصلاة و آتوا الزکاة» چون شرائط و آداب و کیفیّات ذکر نشده و مجمل است پس ظنّیّ الدّلالة می‌باشد، در جواب ایشان باید گفت: دلالت جملة: أقیموا الصْلاة قطعی است ولواینکه بر معنی اجمالی باشد مانند دلالت حدیث: «بنی الإسلام علی خمس الصلاة و الزکاة و...» که تفصیل در این حدیث نیز ذکر نشده است.
به هر حال کلام خدا از هر کلامی بهتر و دلالت آن واضح‌تر و قطعی‌تر است، پس حوزه‌های علمیّه در عوض اینکه مسلمین را بیدار کنند و به طرف قرآن سوق دهند، خواب آنان را عمیق‌تر کرده‌اند. اگر کسی بگوید چون قرآن محکم و متشابه دارد و متشابه آنرا کسی نمی‌فهمد. جواب این است که اوّلاً متشابه قابل فهم است چنانکه در فصل 20 خواهد آمد. ثانیاً اگر علّت ظنّی و قطعیّ‌الدلاله بودن وجود متشابه است احادیث نیز محکم و متشابه دارد، باضافه بر اینکه ضدّ و نقیض دارد، به اضافه بر اینکه کم و زیاد شده، در بسیاری از احادیث. پس چرا اخبار را بدین واسطه ظنّیّ الدّلاله نمی‌دانید، اخبار بسیاری وارد شده که اخبار دینی محکم و متشابه دارد چنانکه مثلاً در ج 2 بحار ص 185 چندین خبر نقل کرده از حضرت رضا(ع) که فرمود: «إن فی أخبارنا متشابها کمتشابه القرآن، و محکما کمحکم القرآن، فردوا متشابهها دون محکمها». یعنی: «محققاً در اخبار ما متشابه است مانند متشابه قرآن، و محکم است مانند محکم قرآن، پس متشابه خبر را ردّ کنید به محکم آن».آيه 30 الي 32
متن آيه:
يوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ مِنْ خَيرٍ مُحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَينَهَا وَبَينَهُ أَمَدًا بَعِيدًا وَيحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ(آل عمران/30) قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَيغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ(آل عمران/31) قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لَا يحِبُّ الْكَافِرِينَ(آل عمران/32)
ترجمه: روزی که هر کس هر چه کرده از خیر حاضر می‌یابد، و هر که کار بدی کرده دوست دارد که بین او و آن بدی فاصلة دور و زیادی باشد، وخدا شما را از عقاب خود بر حذر می‌دارد، و خدا به بندگان مهربان است(30) بگو اگر خدا را دوست می‌دارید مرا پیروی کنید تا اینکه خدا شما را دوست بدارد و گناهان شما را بیامرزد و خدا آمرزنده و رحیم است(31) بگو خدا و رسول را اطاعت کنید، پس اگر اعراض کردند محققا خدا کافران را دوست نمی‌دارد.(32)
نکات: جملة: تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ... دلالت بر تجسم اعمال دارد، و ممکن است بگوئیم جزای عمل که مسبب از عمل است حاضر می‌یابد و مجازا اطلاق سبب شده بر مسبب، و یا بگوئیم پرونده و ضبط آن را حاضر می‌یابد. ولی ظاهر همان معنای اول و خدای تعالی بر تجسم آن تواناست. و جملة: إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ... دلالت دارد که ادعای محبت خدا بدون اطاعت رسول واقعیت ندارد، و اطاعت رسول نشانة صدق ادّعا است. و جملة: فَإِنْ تَوَلَّوْا دلالت دارد که اعراض از فرمان خدا و رسول موجب کفر است و لذا متفرع بر آن فرموده: فَإِنَّ اللَّهَ لَا يحِبُّ الْكَافِرِينَ .آيه 33 الي 34
متن آيه:
إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ(آل عمران/33) ذُرِّيةً بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ(آل عمران/34)
ترجمه: به راستیکه خدا برگزید آدم و نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان(33) این دو نژاد بعضی از بعض دیگر و خدا شنوا و داناست.(34)
نکات: مقصود از جهانیان اصناف بشر است، و مقصود از آل ابراهیم حضرت اسماعیل و اسحاق و یعقوب و سایر أنبیاء تا محمد(ص) است. و مقصود از آل‌عمران، عمران بن ماشان پدر حضرت مریم(ع) است و این عمران از نسل سلیمان بن داود بن ایشا می‌باشد، و ممکن است عمران پدر حضرت موسی(ع) باشد که فرزند یصهربن فاهث بن لاوی بن یعقوب بن اسحاق(ع) باشد. و ممکن است بگوئیم مقصود از جملة:ذُرِّيةً بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ ، یعنی: فی الأخلاق و الانقیاد من الله.آيه 35 الي 37
متن آيه:
إِذْ قَالَتِ امْرَأَتُ عِمْرَانَ رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ مَا فِي بَطْنِي مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ مِنِّي إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ(آل عمران/35) فَلَمَّا وَضَعَتْهَا قَالَتْ رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُهَا أُنْثَى وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا وَضَعَتْ وَلَيسَ الذَّكَرُ كَالْأُنْثَى وَإِنِّي سَمَّيتُهَا مَرْيمَ وَإِنِّي أُعِيذُهَا بِكَ وَذُرِّيتَهَا مِنَ الشَّيطَانِ الرَّجِيمِ(آل عمران/36) فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنْبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا وَكَفَّلَهَا زَكَرِيا كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيهَا زَكَرِيا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِنْدَهَا رِزْقًا قَالَ يا مَرْيمُ أَنَّى لَكِ هَذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يرْزُقُ مَنْ يشَاءُ بِغَيرِ حِسَابٍ(آل عمران/37)
قصة حضرت مریم و مادرش حنه زوجة عمران
ترجمه: و چون زن عمران گفت پروردگارا براستی من نذر کرده‌ام که آنچه در شکم من است برای تو آزاد نمایم، پس از من بپذیر، زیرا فقط تو شنوای دانائی(35) 