ران/163)
ترجمه: آیا کسیکه در پی خشنودی خدا باشد مانند کسی است که به خشم خدا برگردد وجای او دوزخ باشد و دوزخ بدمنزل‌گاهی است(162) آنان را درجاتی است نزد خدا، و خدا به آنچه می‌کنند بیناست.(163)
نکات: ضمیر هُمْ دَرَجَاتٌ برمی‌گردد به من وصوله در جملة: أَفَمَنِ اتَّبَعَ ... وشامل است اهل رضوان و اهل نیران را زیرا برای هر یک درجاتی است.آيه 164
متن آيه:
لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ يتْلُو عَلَيهِمْ آياتِهِ وَيزَكِّيهِمْ وَيعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ
ترجمه: محققا خدا بر مؤمنین منت گذاشته هنگامی که در میان ایشان از خودشان رسولی برانگیخت که آیات او را بر ایشان بخواند و پاکیزه‌شان کند و کتاب و حکمت را به ایشان بیاموزد و اگرچه قبلا در گمراهی آشکارا بودند.(164)
نکات: خدا بندگان را غرق نعمت نموده و منت نگذاشته مگر برای نعمت ارسال رسول، چون نتیجة خلقت بشر هدایت و سعادت اوست. وجملة: يتْلُوا، و يعَلِّمُهُمُ... دلالت دارد که کار رسول خدا(ص) تلاوت و تعلیم آیات کتاب خدا بوده، باید دانشمندان امت نیز مانند او کتاب خدا را به مردم بیاموزند نه آراء خود را، و أمت نیز تعلّم کنند نه تقلید.آيه 165 الي 168
متن آيه:
أَوَلَمَّا أَصَابَتْكُمْ مُصِيبَةٌ قَدْ أَصَبْتُمْ مِثْلَيهَا قُلْتُمْ أَنَّى هَذَا قُلْ هُوَ مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيءٍ قَدِيرٌ(آل عمران/165) وَمَا أَصَابَكُمْ يوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِيعْلَمَ الْمُؤْمِنِينَ(آل عمران/166) وَلِيعْلَمَ الَّذِينَ نَافَقُوا وَقِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا قَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَوِ ادْفَعُوا قَالُوا لَوْ نَعْلَمُ قِتَالًا لَاتَّبَعْنَاكُمْ هُمْ لِلْكُفْرِ يوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلْإِيمَانِ يقُولُونَ بِأَفْوَاهِهِمْ مَا لَيسَ فِي قُلُوبِهِمْ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يكْتُمُونَ(آل عمران/167) الَّذِينَ قَالُوا لِإِخْوَانِهِمْ وَقَعَدُوا لَوْ أَطَاعُونَا مَا قُتِلُوا قُلْ فَادْرَءُوا عَنْ أَنْفُسِكُمُ الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ(آل عمران/168)
ترجمه: چرا وقتی که مصیبتی به شما رسید که دو مقابل آن را به دشمن رساندید، گفتید این از کجاست؟ بگو آن از سوی خودتان است، براستی خدا به هر چیزی تواناست(165) و آنچه روز تلاقی دو جمع به شما رسید به ارادة خدا بود، و تا معلوم نماید مؤمنین را (166) و تا معلوم نماید آنان را که نفاق کردند و به ایشان گفته شد بیائید در راه خدا قتال کنید و یا دفاع نمائید، گفتند اگر ما قتال را می‌دانستیم از شما پیروی می‌کردیم ایشان در آن روز به کفر نزدیک‌تر بودند تا به ایمان، می‌گویند بدهانشان آنچه در دلهایشان نیست، و خدا به آنچه کتمان می‌کنند داناست(167) آنانکه نشستند و به برادران خود گفتند اگر آن مقتولین ما را اطاعت کرده بودند کشته نمی‌شدند، بگو از خودتان مرگ را دفع کنید اگر راست می‌گوئید.(168)
نکات: مقصود از مُصِيبَةٌ مصیبت روز احد است که به مسلمین شکستی رسید که دو مقابل آن به مشرکین درجنگ بدر وارد شد و یا در همان جنگ احد، ظاهر آیه این است که در احد دو مقابل به مشرکین صدمه رسید. و در عین حال مسلمین توقع داشتند هیچ صدمه‌ای به ایشان نرسد، و خیال کردند که چون ایمان به خدا آورده‌اند نباید شکست بخورند، خدا می فرماید این مصیبت از ناحیة خودتان است که پست خود را از دست دادید و بدنبال غنائم رفتید، و رسول خدا را تنها گذاشتید. و مقصود از فَبِإِذْنِ اللَّهِ این است که ارادة خدا چنین است که هر کس عمل به وظیفه نکند پیروز نشود. و دیگر طبق وَلِيعْلَمَ الْمُؤْمِنِينَ... باید مؤمن از منافق جدا و معلوم گردد، و معنی لیعلم این است که تا معلوم خدا ظاهر شود. و جمله: لَوْ نَعْلَمُ قِتَالًا... ممکن است سه معنی در آن احتمال داد: اول؛ اگر می‌دانستیم جنگی واقع می‌شود شما را پیروی می‌کردیم و برای جنگ حاضر می‌شدیم، و این برخلاف ظاهر است. دوم؛ جنگ را جنگ نمی‌دانستیم، بلکه خود را به هلاکت انداختن می‌دانستیم که عدة قلیلی مقابل کثیر باشد، این نیز برخلاف ظاهر است. سوم؛ اگر ما علم جنگ داشتیم و فنون جنگی را می‌دانستیم بدنبال مسلمین حاضر می‌شدیم، و این معنی ظاهر است.آيه 169 الي 171
متن آيه:
وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يرْزَقُونَ(آل عمران/169) فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيهِمْ وَلَا هُمْ يحْزَنُونَ(آل عمران/170) يسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ وَأَنَّ اللَّهَ لَا يضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ(آل عمران/171)
ترجمه: و البته گمان مبر آنانکه در راه خدا کشته شده‌اند مردگانند بلکه زنده‌اند نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند (169) به آنچه خدا به ایشان داده از فضل خود شادمانند و نسبت به آنانکه به ایشان ملحق نشده‌اند از بازماندگانشان طلب شادی می‌کنند که نه ترسی دارند و نه ایشان را اندوهی است(170) خوشند به نعمت و فضل از طرف خدا و اینکه خدا اجر مؤمنین را ضایع نمی‌کند.(171)
نکات: پس از جنگ احد بعضی از مردم می‌گفتند مؤمنین بی‌جهت خود را از بین می‌برند و به این کلمات مسلمین را از جهاد تنفر می‌دادند، حق‌تعالی برای ترغیب مؤمنین به جهاد فرموده: چنین نیست که اینان می‌گویند زیرا آنانکه جهاد را ترک می‌کنند برای ماندن در دنیا، ممکن است به لذائذ و نعمت دنیا برسند تازه به چیز کم و حقیرفانی رسیده‌اند. و أما کسی که به جهاد می‌رود اگر کشته شود به لذائذ وحیات و نعمتهای دائمی رسیده و اگر به جهاد نمی‌رفت بالأخره در نکبت و آفت می‌مرد، و با کمال ترس و اندوه از دنیا می‌رفت. أما بر مجاهد و شهید نه ترسی است و نه حزنی وترس از آینده ندارد که آخرت باشد، و بر دنیای گذشته محزون نیست و افسوسی ندارد، پس شهادت مکروه نیست بلکه رسیدن به زندگانی ابد ودرجات مقربین است. ولی باید دانست که عده ای از عوام و یا عالم نمایان خیال می‌کنند که چون خدا فرموده: أَحْياءٌ ، پس شهداء نمی‌میرند واز دنیا خارج نمی‌شوند، آن وقت از آنجا که می‌خواهند برای خود باب الحوائج و یا شفیعی بتراشند امامان را نیز قیاس به شهداء می‌کنند، و این منطق باطلی است، زیرا شهداء از دنیا خارج می‌شوند وبه عالم دیگری می‌روند طبق آیة 32 سورة نحل به بهشت منتقل خواهند شد و روزی‌های عالم دیگر و حیات عالم دیگری را دارند، و طبق آیات قرآن به کلی از دنیا بی خبرند زیرا حیات مستلزم علم به همه چیز نیست و به اضافه اگر ارواح انبیاء و شهداء از دنیا با خبر باشند از گرفتاری‌های ملت‌ها و مظالم دنیا ناراحت می‌شوند وفرح آنها مبدل به غ