 و أما گناهان جزئی اگرچه اجتناب و دوری از آنها نیز پسند خدا و دین است، ولی انسان باید در جزئیات خیلی غور نکند و خود را به زحمت نیفکند ودر اینکه گناهان بزرگ کدام است اختلاف نظر شده می‌توان گفت آنچه در قرآن صریحا از آن نهی شده و یا وعدة عذاب به آن داده شده، و کیفر دنیوی و اخروی دارد کبیره است، ولی عصیان خدا اهمیت دارد در هر چه باشد.آيه 32 الي 33
متن آيه:
وَلَا تَتَمَنَّوْا مَا فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ وَاسْأَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُلِّ شَيءٍ عَلِيمًا(النساء/32) وَلِكُلٍّ جَعَلْنَا مَوَالِي مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ وَالَّذِينَ عَقَدَتْ أَيمَانُكُمْ فَآتُوهُمْ نَصِيبَهُمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَيءٍ شَهِيدًا(النساء/33)
ترجمه: و آنچه را که خدا بدان بعضی از شما را بر بعضی دیگر، برتری داده، آرزو مکنید، برای مردان بهره و نصیبی است از آنچه کسب کرده‌اند و برای زنان نصیبی است در آنچه کسب کرده‌اند، و خدا را از فضل او سؤال کنید زیرا خدا به هر چیزی دانا بوده است(32) و برای هر یک ازمردان و زنان ارث خورانی قرار دادیم از آنچه والدین و خویشان گذارند و از آنانکه پیمان بسته‌اید. پس نصیب و بهرة ایشان را بدهید، به راستی که خدا بر هر چیزی شاهد وگواه بوده است.(33)
نکات: زمان جاهلیت به زنان و اطفال ارث نمی‌دادند و مال زن را از او باز می‌داشتند، حق‌تعالی بواسطة آیات فوق از این کار نهی نموده. و مقصود از نهی تمنی در جملة: وَلَا تَتَمَنَّوْا... این است که اگر کسی در صفات روحی و جسمی و یا مالی برتری داشت شما به او حسد نبرید وزوال آن را طالب نباشید و به خدا اعتراض نکنید، بلکه از خدا بخواهید که به شما نیز عطا کند و به عطای او راضی باشید، چنانکه فرموده: وَاسْأَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ. و مقصود از: الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ، شامل نسبی و سببی می‌شود مانند طبقة اول ودوم و سوم و زوج و زوجه. و مقصود از وَالَّذِينَ عَقَدَتْ ... ضامن جریره است که در شرع تجویز شده کسی با دیگری پیمان ببندد که در جنگ و صلح با هم همراهی کنند، و اگر هر یک را جنایتی و دینی بر عهده آمد دیگری بپردازد، و صیغة آن چنین است: دست توی دست یکدیگر می‌گذارند، یکی می‌گوید: عاهدنا أن دمک دمی و ثارک ثاری و حربک حربی و سلمک سلمی تورثنی و ارثک و تطلب بی و اطلب بک تعقل عنی و اعقل عنک. که در صورت نبودن و  ارث نسبی و سببی او ارث می‌برد.آيه 34
متن آيه:
الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَيبِ بِمَا حَفِظَ اللَّهُ وَاللَّاتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَيهِنَّ سَبِيلًا إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيا كَبِيرًا
ترجمه: مردان کارگزاران و سرپرستند بر زنان بسبب آنچه خدا برتری داده بعضی از ایشان را بر بعض دیگر و بسبب آنچه انفاق کرده‌اند مردان از اموال خود، پس زنان شایسته اطاعت کنندگانیند که غیب مردان را حفظ کنند به آنچه خدا حفظ نموده، و آن زنانی که از سرکشی آنان خوف دارید ایشان را موعظه کنید و در خوابگاهها ازایشان دوری کنید، و ایشان را بزنید، پس اگر از شما اطاعت کردند به هیچ وجه بر ایشان ستم روا مدارید، به درستی که خدا والا و بزرگ است.(34)
نکات: حق‌تعالی مردان را برتری داده و بر زنان گمارده، و کارگزار و سرپرست زنان نموده، بواسطة اینکه به مردان برتری در نیروی فکری و بدنی داده شده و بر اعمال شاقه توانائی بیشتری دارند، این از نظر عقل. و اما شرعا جهاد و خطبه و اذان وجمعه بر ایشان واجب است. باضافه باید بر زنان انفاق کنند و مخارج زنان را چه از جهت طعام و لباس و چه از جهت مسکن باید متحمل شوند. و لذا خدا فرموده: وَبِمَا أَنْفَقُوا. و أما اگر زنان طغیان کردند، باید با ایشان چنانکه در آیه دستور داده رفتار کرد بشرطیکه دیه وارد نشود.آيه 35
متن آيه:
وَإِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَينِهِمَا فَابْعَثُوا حَكَمًا مِنْ أَهْلِهِ وَحَكَمًا مِنْ أَهْلِهَا إِنْ يرِيدَا إِصْلَاحًا يوَفِّقِ اللَّهُ بَينَهُمَا إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا خَبِيرًا
ترجمه: و اگر از ناسازگاری میان آنان خوف داشتید، پس داوری از خانوادة مرد وداوری از خانوادة زن بفرستید، اگر آن دو ارادة اصلاح کنند خدا توفیق دهد و وسائل اصلاح را در میان ایشان فراهم کند، زیرا خدا دانا و آگاهاست.(35)
نکات: مخاطب وَإِنْ خِفْتُمْ ... مردم و حاکم شرع است و یا فامیل طرفین است که باید دو نفر از کسان خود را بفرستند. وجملة  فَابْعَثُوا... اعم از این است که بعثت به رضایت زوجین باشد و یا خیر. و کلمة: حَكَمًا می‌رساند که دو نفر بعنوان حکومت وارد می‌شوند و زوجین باید به حکم ایشان اطاعت کنند. و جملة: إِنْ يرِيدَا إِصْلَاحًا... دلالت دارد که حکمین و یا زوجین باید برای اصلاح اقدام کنند و نیت تفرقه نداشته باشند. و اگر اصلاح نشد و بنا بر تفرقه شد، بهتر آن است که به اذن زوجین تفرقه حاصل شود.إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يِهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ
این قرآن افراد بشر را به بهترین راه هدایت می‌کند

تابشی از قرآن
(جلد اول،دوم،سوم و چهارم)

تألیف: 
آیت الله العظمی 
سید ابوالفضل ابن الرضا برقعی قمیبحدّ تواتر وارد شده که قرآن میزان مطالب اسلامی است و معیار صحت و بطلان هر دعا و قصه و شعر و فضیلت و حکم و روایت و هر چیز دیگر است و همه را باید با قرآن سنجید، اگر قرآن هر یک از اینها را تصدیق کرد صحیح و إلا باطل است. ما بعضی از روایات را در اینجا می‌آوریم: 
1-	روایت کرده کافی و وسائل الشیعه ج 18 ص 78 از امام جعفر صادق(ع) از رسول خدا(ص) که فرمود: " إن علی کل حق حقیقه و علی کل صواب نورا، فما وافق کتاب الله فخذوه و ما خالف کتاب الله فدعوه"، یعنی: «محققا برای هر حقیقتی و برای هر صوابی نوری است پس آنچه موافق کتاب خدا شد بگیرید و آنچه با کتاب خدا مخالف شد واگذارید» و برقی در محاسن و صدوق در امالی همین روایت را نقل کرده‌‌اند.
2-	کافی و وسائل در همان صفحه روایت کرده‌اند از امام صادق(ع) که فرمود: "إذا ورد علیکم حدیث فوجدتم له شاهدا من کتاب الله أو من قول رسول الله وإلا فالذی جاءکم به أولی به" یعنی: هر گاه حدیثی بر شما وارد شد پس شاهدی از کتاب خدا و یا از قول رسول(ص) بر آن یافتید بپذیرید و إلا آنکه برای شما آن حدیث را آورده خودش سزاوارتر است به آن حدیث. 
3-	کافی و وسائل در همان صفحه روایت کرده‌‌اند از امام صادق(ع) که فرمود: ما لم یوافق من الحدیث القرآن فهو زخرف یعنی: آن حدیثی که موافق قرآن نباشد مزخرفست. 
4-	کافی و وسائل ص 79 جلد 18 روایت کرده از ام