 آمَنُوا لَا تُحِلُّوا شَعَائِرَ اللَّهِ وَلَا الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلَا الْهَدْي وَلَا الْقَلَائِدَ وَلَا آمِّينَ الْبَيتَ الْحَرَامَ يبْتَغُونَ فَضْلًا مِنْ رَبِّهِمْ وَرِضْوَانًا وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُوا وَلَا يجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَنْ تَعْتَدُوا وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ
ترجمه: ای مؤمنین شعائر خدا را حلال و سبک مشمرید و ماه حرام و هدی و قلائد و قاصدین بیت‌الحرام را که از فضل و خوشنودی پروردگار می‌جویند حلال مشمرید و چون از احرام خارج شدید صید کنید، و شما را البته وادار نکند دشمنی قومیکه شما را از مسجدالحرام بازداشتند که تجاوز و ستم کنید، و یکدیگر را یاری کنید بر نیکی و پرهیزگاری و یاری نکنید بر گناه و تجاوز، و از خدا بترسید زیرا عقاب خدا سخت است.(2)
نکات: شعائر إلهی را که فرموده حلال مشمرید یعنی عظمت آنرا مراعات کنید عبارتست از اعمال حج و از نشانه‌های بندگی که خدا قرار داده باشد. مانند: واجبات و آنچه حرام کرده در حال احرام. وماه حرام همان ذیقعده و ذیحجه ومحرم و رجب است. و الْهَدْي عبارتست از شتر و یا گاو و گوسفندی که برای قربانی در حج مهیا می‌کنند، و الْقَلَائِدَ آن چیزهائی است که بگردنِ شتر قربانی می‌آویختند. و قاصدین بیت‌الحرام همان زوّار خانة کعبه می‌باشند که باید آنان را سبک نشمرد و مال وجان ایشان را حلال ندانست. و یکی از قوانین مهمة ادیان إلهی هما تعاون برای إبقاء است که مردم در راه بقاء و همزیستی خود باید بهم کمک دهند برخلاف مادیین که قانون تنازع بقاء را قانون خود می‌دانند. وقانون دیگری که از این آیه استفاده می‌شود قاعدة عدم خروج از عدالت وعدم تجاوز از تقوی است بواسطة حب و بغض، چنانکه از جملة: وَلَا يجْرِمَنَّكُمْ... استفاده می‌شود. یعنی دشمنی با قومی باعث بی‌عدالتی شما نشود.آيه 3
متن آيه:
حُرِّمَتْ عَلَيكُمُ الْمَيتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلَامِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْيوْمَ يئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
ترجمه: بر شما حرام شد مرده و خون و گوشت خوک و آنچه نام غیر خدا به آن برده شود و حیوان خفه شده و زده شدة به چوب و از بلندی پرت شده و به ضرب شاخ زده شده و آنچه درنده خورده مگر آنچه را که تذکیه کنید و آنچه برای بتان ذبح شده و آنچه به أزلام تقسیم کنید، اینها تباهکاری است. امروز کافران از دین شما و از دفع آن مأیوس شدند پس از ایشان نترسید واز من بترسید، امروز برای شما دینتان را کامل نمودم و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را برای شما پسندیدم، پس هر کس مضطر شد در گرسنگی بدون تمایل به گناه پس به تحقیق خدا آمرزندة رحیم است.(3)
نکات: الْمَيتَةُ مطلق است چه مردار حلال گوشت و چه حرام گوشت، وحرمت آنچه در آیه ذکر شده اطلاق دارد؛ چه أکل آنها و چه بیع آنها فرقی ندارد، ولی پشم و کرک ومو و شاخ حیوانات مرده پاک است زیرا این چند چیز روح ندارد وحیات وممات در آنها نیست. جملة:مَا أُهِلَّ لِغَيرِ اللَّهِ بِهِ دلالت دارد که برای هر کس غیرخدا حیوانی را ذبح کنند جائز نیست چه برای داماد و چه عروس و چه رئيس و چه آیت‌الله وچه حاجی و چه غیر آن، و فقط حیوانی حلال است که برای خدا ذبح شود. و مقصود از الْمُنْخَنِقَةُ حیوانی است که خفه شده چه بباد و چه با طناب وچه با دست و چه غیر اینها. و مقصود از الْمَوْقُوذَةُ حیوانی است که با چوب ویا با چماق و یا با سنگ و یا با آهن آن را بزنند و هلاکش کنند. و مقصود از الْمُتَرَدِّيةُ حیوانی است که پرت شود چه از کوه و چه از بالای بام و یا دیوار و یا هر نحو دیگر. و مقصود از النَّطِيحَةُ  حیوانی است که به سبب شاخ‌زدن حیوان دیگر بمیرد. و مقصود از وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ این است که درنده‌ای؛ شیری یا ببری یا پلنگی او را بدرد، پس اگر درنده‌ای حیوانی را درید ومقداری از آنرا خورد باقی‌ماندة آن اگرحیات مستقره ندارد یعنی طوری شده که زنده نمی‌ماند حرام است اما اگر دارای حیات مستقره باشد. معالجه کنند و یا غذا به آن بدهند زنده می‌ماند در این صورت اگر او را ذبح کنند حلال است بدلیل جملة: إِلَّا مَا ذَكَّيتُمْ  که در آیه ذکر شده. امام محمد باقر(ع) فرموده: اگر حیوان مزبور دست و پا و یا دم خود را حرکت می‌دهد و چشم خود را برمی گرداند حیات مستقره دارد و می‌توان آن را تذکیه نمود. و مقصود از جملة مَا ذَكَّيتُمْ، این است که شما یعنی مسلمین آن حیوان را با کارد ویا چاقوی تیز چهار رگ گردنش را ببرید رو به قبله و نام خدا را هم در آن حال یا قبل از شروع ببَرید. و مقصود از الْأَزْلَامِ چنانکه در تواریخ آمده عبارتست از عدة تیرهای بدون پر و بدون پیکان که ده عدد بوده، بر یكی می‌نوشتند یک سهم، بر دومی می‌نوشتند دو سهم وبر سومی سه سهم، و همچنین تا هفت عدد که بر هفتمی می‌نوشتند هفت سهم، و سه عدد دیگر سهمی نداشت، آن وقت یک شتری را بنام ده نفر که نامشان در آن تیرها بود نحر می‌کردند و آن تیرها را در صندوق قرعه‌کشی می‌انداختند، پس از آن مخلوط کرده و هر تیری بنام هر کس بود یک‌یک بیرون می‌آوردند، اگر دارای سهم بود همان سهم را به او می‌دادند و  اگر تیری بیرون می‌آمد که سهمی ندارد صاحب آن تیر که نام او در آن تیر نوشته شده و سهمی ندارد باید قیمت شتر را بدهد و این یک نوع قماری بود، پس قرعه‌کشی‌هائی که مانند الْأَزْلَامِ است، شتر باشد ویا ماشین و یا طلا و نقره و یا اسکناس تمام حرام است. ولی اگر کسی و یا شرکتی و یا عده‌ای بعنوان جائزه از مال خودشان قرعه‌کشی کنند و قرعه بنام کسی افتد و چیزی به او بدهند اشكالی ندارد. و مقصود از الْيوْمَ يئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا... آن روزی است که سورة مائده که آخرین سوره است نازل شده و تمام حجاز در تحت سیطرة اسلام درآمده می‌باشد، که کفار یهود ونصاری از خاموش‌کردن دین اسلام مأیوس شده بودند و نام اسلام شرق و غرب جهان را گرفته بود، پس خدا فرموده: از کفار نترسید و از من بترسید. و مقصود از جملة: الْيوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ  ... همان روزها است که سورة مائده نازل شده و دین کامل گشته و خدا از چنین اسلام که دین کاملی است خشنود می‌باشد. بعضی گفته‌اند که این ج