تَطِيعُ رَبُّكَ أَنْ ينَزِّلَ عَلَينَا مَائِدَةً مِنَ السَّمَاءِ قَالَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ(المائدة/112) قَالُوا نُرِيدُ أَنْ نَأْكُلَ مِنْهَا وَتَطْمَئِنَّ قُلُوبُنَا وَنَعْلَمَ أَنْ قَدْ صَدَقْتَنَا وَنَكُونَ عَلَيهَا مِنَ الشَّاهِدِينَ(المائدة/113) قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيمَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا أَنْزِلْ عَلَينَا مَائِدَةً مِنَ السَّمَاءِ تَكُونُ لَنَا عِيدًا لِأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا وَآيةً مِنْكَ وَارْزُقْنَا وَأَنْتَ خَيرُ الرَّازِقِينَ(المائدة/114) قَالَ اللَّهُ إِنِّي مُنَزِّلُهَا عَلَيكُمْ فَمَنْ يكْفُرْ بَعْدُ مِنْكُمْ فَإِنِّي أُعَذِّبُهُ عَذَابًا لَا أُعَذِّبُهُ أَحَدًا مِنَ الْعَالَمِينَ(المائدة/115)
ترجمه: و در وقتی که وحی نمودم به حواریین و اصحاب خاص تو که ایمان آورید به من و به رسول من، گفتند ایمان آوردیم و گواه باش به اینکه ما مسلمانیم(111) وقتی که حواریون گفتند ای عیسای پسر مریم آیا پروردگار تو می‌تواند که نازل کند بر ما سفرة طعامی از آسمان گفت بترسید از خدا اگر ایمان دارید(112) گفتند می‌خواهیم از آن بخوریم و دلهای ما آرام گیرد وبدانیم که تو به ما راست گفته‌ای و بوده باشیم بر آن از گواهان(113) عیسی بن مریم گفت خدایا پروردگارا بر ما نازل فرما سفرة طعامی از آسمان که برای ما روز عیدی بوده باشد برای اول ما وآیندگان ما و معجزه‌ای از تو باشد و ما را روزی ده و توئی بهترین روزی‌دهندگان(114) خدا گفت محققا من آن را نازل می‌کنم بر شما پس هر که از شما پس از آن کافر شود البته او را عذابی کنم که احدی از جهانیان را چنان عذابی نکنم.(115)
نکات: این سوره را سورة مائده گویند زیرا آیات مائده در این سوره نازل شده و روزی که نازل شد روز یکشنبه بوده که نصاری آن را عید گرفتند وآیا عرض و طول آن سفره و طعامی که در آن بوده چه بوده مورد اختلاف است، بعضی گفتند: نان و گوشت بوده و گوشت آن گوشت ماهی بوده و چون نازل شد گویا حضرت عیسی(ع) وحشت داشت و به سجده افتاد و گریه کرد وعرض کرد: "اللهم اجعلنی من الشاکرین اللهم اجعلها رحمة و لا تجعلها مثلا و عقوبة". مردم از عیسی(ع) سؤال کردند که این مائده از غذای دنیا می‌باشد و یا از طعام آخرت؟ فرمود: هیچکدام، طعامی است که خدا بید قدرت خود ایجاد کرده است. به هر حال هر کس بیمار بود از آن طعام خورد شفا یافت، ولی چون نازل می‌شد فقراء و أغنیاء همه جمع می‌شدند و أغنیاء خوش نداشتند و موجب شک ایشان شد، پس عده‌ای مسخ شدند و مائده هم موقوف شد.آيه 1116 الي 120
متن آيه:
وَإِذْ قَالَ اللَّهُ يا عِيسَى ابْنَ مَرْيمَ أَأَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّي إِلَهَينِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيسَ لِي بِحَقٍّ إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلَا أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيوبِ(المائدة/116) مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا مَا أَمَرْتَنِي بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ وَكُنْتُ عَلَيهِمْ شَهِيدًا مَا دُمْتُ فِيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيتَنِي كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيهِمْ وَأَنْتَ عَلَى كُلِّ شَيءٍ شَهِيدٌ(المائدة/117) إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبَادُكَ وَإِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ(المائدة/118) قَالَ اللَّهُ هَذَا يوْمُ ينْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَضِي اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ(المائدة/119) لِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا فِيهِنَّ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيءٍ قَدِيرٌ(المائدة/120)
ترجمه: و وقتی که خدا گفت: ای عیسی بن مریم آیا تو به مردم گفتی مرا و مادرم را دو إله(یعنی دو مرجع در حوائج) بگیرید بجای خدا(بدون خدا) گفت منزهی تو برای من سزاوار نمی‌باشد که بگویم آنچه برای من حق نیست، اگر گفته باشم محقق تو آن را دانسته‌ای، تو می‌دانی آنچه را در خود من است و من نمی‌دانم آنچه در ذات توست، براستی که خود دانای غیب‌هائی(116) نگفتم برای ایشان مگر آنچه تو مرا به آن امر کردی که بندگی کنید خدائی را که پروردگار من وپروردگار شماست، و من گواه بر ایشان بودم مادامی که در میان ایشان بودم، پس چون مرا وفات دادی تو خود مراقب بر ایشان بودی، و تو بر هر چیزی گواهی(117) اگر عذاب کنی ایشان را که محقق ایشان بندگان تو هستند و اگر بیامرزی ایشان را پس به تحقیق تو خود عزیز حکیمی(118) خدا گفت این روزی است که راستگویان را راستی ایشان نفع می‌دهد برای ایشان است بوستانهائی که جاری است از زیر آنها نهرها همیشه در آن جاوید بمانند، خدا از ایشان خشنود وایشان از خدا خشنودند این است رستگاری و بهرة بزرگ(119) مخصوص خداست پادشاهی واختیار آسمانها و زمین و آنچه در آنهاست، و او بر هر چیزی تواناست.(120)
نکات: بعضی از نویسندگان اعتراض کرده‌اند که هیچکس حضرت عیسی(ع) و مادرش(ع) را خدا ندانسته تا اینکه قیامت خدا عتاب کند و بگوید:أَأَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّي إِلَهَينِ مِنْ دُونِ اللَّهِ ، این اشکال از اینجا ناشی شده که خیال کرده‌اند إِلَهَينِ به معنی دو خدا می‌باشد و إله را به معنی الله گرفته‌اند البته هیچیک از نصاری عیسی را الله ندانسته وإله در لغت به معنی الله نیست بلکه إله از مادة اله به معنی من یقصد إليه فی الحوائج می‌باشد و إله به معنی مألوه مصدر به معنی مفعول است. در اینکه نصاری در حوائج خود توجه به عیسای خیالی خود می‌کنند شکی نیست. آیا ندیده‌ای در تمام کلیساها و در تمام بیمارستانهای امریکا و اروپا شفای امراض را از عیسی می‌خواهند و همین معنی است که خدا عتاب به عیسی می‌کند که آیا تو گفته‌ای در حوائج خود به تو توجه کنند و تو را إله بدانند؟ حضرت عیسی با کمال عجز و انکسار عرض می‌کند من نگفته‌ام و مرا این چنین کفری سزاوار نیست زیرا من پس از رحلت از دنیا از أمت خود بی‌خبر بودم چه برسد اینکه سمیع و بصیر حوائج ایشان باشم، و این معنی به خوبی از آیات روشن است، یکجا می‌گوید رب من و رب شما یکی است یعنی من رب و ارباب شما نیستم به من رجوع نکنید، یکجا می‌گوید:فَلَمَّا تَوَفَّيتَنِي كُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَيهِمْ وَأَنْتَ عَلَى كُلِّ شَيءٍ شَهِيدٌ، یعنی من که عیسی باشم مراقب احوال ایشان نیستم و فقط خدا مراقب حال همه و همه جا حاضر و ناظر است نه من. متأسفانه با این آیات روشن قرآنی چگونه مسلمانها خود را به کری زده و هر بنده مقربی را إله یعنی ملجأ در حوائج و باب الحوائج می‌دانند و می‌گویند: فلانی باب الحوائج إلی الله است. آیا خدا باب یعنی درب دارد و یا فلان بندة صالح همه جا مراقب و شاهد وناظر است مانند خدا؟ آیا کسانی که چنی