 اگر راست می‌گوئید(23) پس اگر این کار را نکردید و نخواهید کرد، پس بترسید از آتشی که آتش‌افروز آن مردم و سنگست در حالیکه برای کافران مهیا شده.(24)
نکات: پس از آنکه در آیات قبل با دلیل اثبات توحید ذاتی و عبادی شده، اکنون در این آیات اثبات نبوت شده با دلیل، و این دلیل است بر جواز استدلال عقلی در عقائد.
در این آیات استدلال شده بر صدق نبوت محمد(ص) به نزول و اعجاز قرآن که سند شریعت و معجزة باقیه است که هیچ بشری نمی‌تواند سوره‌ای به مانند آن بیاورد، و این کلام را محمد(ص) با کمال اطمینان و شهامت اعلام نمود که هرگز مانند آن سوره‌ای نخواهید آورد. چون تا به حال کسی نتوانسته سوره‌ای به مانند آن بیاورد پس صدق نبوت او بر عقلا مسلم می‌گردد.آیه 44 الی 47
متن آیه:
وَقِيلَ يا أَرْضُ ابْلَعِي مَاءَكِ وَيا سَمَاءُ أَقْلِعِي وَغِيضَ الْمَاءُ وَقُضِي الْأَمْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِي وَقِيلَ بُعْدًا لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ(هود/44) وَنَادَى نُوحٌ رَبَّهُ فَقَالَ رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَإِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَأَنْتَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ(هود/45) قَالَ يا نُوحُ إِنَّهُ لَيسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيرُ صَالِحٍ فَلَا تَسْأَلْنِ مَا لَيسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ(هود/46) قَالَ رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْأَلَكَ مَا لَيسَ لِي بِهِ عِلْمٌ وَإِلَّا تَغْفِرْ لِي وَتَرْحَمْنِي أَكُنْ مِنَ الْخَاسِرِينَ(هود/47)
ترجمه: وگفته شد ای زمین آب خود را فرو بر و ای آسمان بازدار و آب فرو شد و فرمان انجام شد و کشتی بر جودی قرار گرفت و گفته شد دوری باد برای قوم ستمگران(44) و نوح پروردگار خود را ندا کرد پس گفت: پروردگارا براستی پسر من از اهل من است و بدرستی که وعدة تو حق است و تو بهترین حکم‌کنندگانی(45) گفت: ای نوح براستی که او از اهل تو نیست. زیرا او عمل ناصالح است. پس آنچه را که برای تو علمی به آن نیست از من سؤال مکن، براستی که من تو را پند می‌دهم تا مبادا از جاهلین باشی(46) گفت: پرودگارا براستی که من پناه می‌برم به تو از اینکه سؤال کنم آنچه را به آن علمی ندارم، و اگر مرا نیامرزی و رحم نکنی از زیانکاران می‌باشم.(47)
نکات: مقصود از جملة: لَيسَ مِنْ أَهْلِكَ این است که او ایمان ندارد بدلیل جملة: *فَمَن تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي& و *إِنَّهُ عَمَلٌ غَيرُ صَالِحٍ & برای تأکید است مانند: زید عدل، و یا به تقدیر مضاف است یعنی؛ ذو عمل غیرصالح، و درخواست نوح راجع به فرزندش چون بدون علم صادر شده و قول بلا علم گناه است و لذا مورد عتاب شده و سپس استغفار و عذرخواهی نموده و پناه به خدا برده که در آتیه چنین نکند و عرض کرده: رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْأَلَكَ مَا لَيسَ لِي بِهِ عِلْمٌ....آیه 48 الی 49
متن آیه:
قِيلَ يا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلَامٍ مِنَّا وَبَرَكَاتٍ عَلَيكَ وَعَلَى أُمَمٍ مِمَّنْ مَعَكَ وَأُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ يمَسُّهُمْ مِنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ(هود/48) تِلْكَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَيبِ نُوحِيهَا إِلَيكَ مَا كُنْتَ تَعْلَمُهَا أَنْتَ وَلَا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هَذَا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعَاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ(هود/49)
ترجمه: گفته شد ای نوح فرود آی بسلامت از ما و برکاتی بر تو و بر أمتهائی که با تواند، و أمتهائی که بزودی ایشان را بهره دهیم سپس به ایشان از جانب ما عذابی دردناک برسد(48) اینها از اخبار غیب است وحی می‌کنیم آنها را به سوی تو، نه تو می‌دانستی آنها را و نه قوم تو پیش از اینکه به تو وحی شود، پس صبر کن، براستی که عاقبت برای متقین است.(49)
نکات: چون کشتی بر کوه جودی که در اطراف موصل است فرود آمد حضرت نوح(ع) وحشت داشت و نمی‌دانست پیاده شود یا خیر؟ خطاب رسید به سلامت پیاده شو. نوح(ع) دانست که دیگر آسیبی نیست واز جهات معاش هم خدا وعدة برکات به او و همراهانش داد. و جملة: وَعَلَى أُمَمٍ مِمَّنْ مَعَكَ وَأُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ دلالت دارد که از او و همراهانش أمتهائی بوجود آمدند و بشر فعلی از همان أمت‌ها می‌باشد و چون دنیا متاع پستی است، حق‌تعالی راجع به مؤمنین نفرموده: سَنُمَتِّعُهُمْ، بلکه راجع به کفار فرموده:سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ يمَسُّهُمْ مِنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ. و جملة: مَا كُنْتَ تَعْلَمُهَا أَنْتَ وَلَا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هَذَا، دلالت دارد که رسول خدا(ص) این مطالب غیبی و قصص قرآنی را قبل از وحی نمی‌دانسته، نه خودش می‌دانسته و نه قومش، پس بطلان روایات غالیان ظاهر می‌شود که می‌گویند او وجانشینانش همه چیز را می‌دانسته‌اند و پسر عمویش علی(ع) قبل از رسالت او به دنیا آمد و تمام کتب آسمانی را خواند، که اینها کفر و تماما بر ضد قرآن است.آیه 50 الی 52
متن آیه:
وَإِلَى عَادٍ أَخَاهُمْ هُودًا قَالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيرُهُ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا مُفْتَرُونَ(هود/50) يا قَوْمِ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيهِ أَجْرًا إِنْ أَجْرِي إِلَّا عَلَى الَّذِي فَطَرَنِي أَفَلَا تَعْقِلُونَ(هود/51) وَيا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيهِ يرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيكُمْ مِدْرَارًا وَيزِدْكُمْ قُوَّةً إِلَى قُوَّتِكُمْ وَلَا تَتَوَلَّوْا مُجْرِمِينَ(هود/52)
ترجمه: و فرستادیم بسوی قوم عاد برادرشان هود را، گفت: ای قوم من خدا را بپرستید برای شما إلهی (مقصد در حوائج) غیر او نیست، نیستید شما مگر افترازنندگان(50) ای قوم من درخواست اجری بر این رسالت نمی‌کنم، نیست اجر من مگر بر آنکه مرا بوجود آورده، آیا عقل خود را به کار نمی‌اندازید(51) و ای قوم من از پروردگارتان طلب آمرزش کنید سپس بسوی او بازگشت کنید،(او) از آسمان برای شما باران پی‌درپی بفرستد و نیروئی بر نیروی شما بیافزاید و اعراض نکنيد در حال گنه‌کاری.(52)
نکات: قصة حضرت هود(ع) و قوم او عاد در سورة احقاف آیة 21 به بعد، و سورة فجر آیات 6 تا 8 ، و سورة اعراف آیات 65 تا 72 ، و سورة شعراء آیات 123 به بعد، و سورة الحاقه آیات 6 تا 8 ، ذکر شده. و قوم عاد بین یمن و عمان و حضرموت مسکن داشته‌اند و ایشان سه بت داشتند که از سه بندة صالح تمثال بود: بنام صداء و صمود و هباء، و اینان را شفیع نزد خدا می‌دانستد و در حوائج دنیوی خود آنان را می‌خواندند و لذا حضرت هود(ع) ایشان را نهی می‌کند که شفاعت اینان دروغ است و ایشان مستحق کرنش نیستند ولیکن ایشان هود(ع) را حقیر شمردند و شأن او را کوچک دانستند و او را به سفاهت و کذب نسبت دادند تا اینکه سه سال باران رحمت بر ایشان نبارید. هود(ع) در دعوت خود، ثبات قدم به خرج داد و گفت: اگر به هدایت إلهی برگردید خدا باران رحمت را پی‌درپی بر شما بباراند و قوی و نعمت خود را بر شما بیفزاید، و حضرت هود(ع) از نواده‌های حضرت نوح(ع) و مدتی پس از نوح(ع) مبعوث شده در سن چهل سالگی. و به قولی نوشته‌اند هفتصد و شصت سال قوم خود ر