َرَفَعْنَا فَوْقَکُمُ الطُّورَ خُذُواْ مَا آتَيْنَاکُم بِقُوَّةٍ وَاذْکُرُواْ مَا فِيهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ(63)
ثُمَّ تَوَلَّيْتُم مِّن بَعْدِ ذَلِکَ فَلَوْلاَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْکُمْ وَرَحْمَتُهُ لَکُنتُم مِّنَ الْخَاسِرِينَ(64)

ترجمه: و به یادآرید وقتی را که از شما پیمان گرفتیم و کوه طور را بالای سر شما بلند کردیم و گفتیم آنچه به شما داده‌ایم با نیرو بگیرید و آنچه در آن است یادآوری کنید تا شاید پرهیزکار گردید(63) سپس شما از آن پیمان که از شما گرفتیم اعراض کردید، پس اگر فضل خدا و رحمت او بر شما نبود محققا از زیانکاران بودید.(64)
نکات: این آیات باز خطاب به بنی‌اسرائیل است، و مقصود از پیمان، پیمان تکوینی و یا تشریعی است، أما پیمان تکوینی همان وجدان و فطرت عقلی است که انسان را متوجه می‌کند به خداشناسی و اطاعت از دستورات کتاب او. و أما پیمان تشریعی همان قرارداد و أوامری است که در کتب آسمانی با بندگان خود نموده و فرموده به آن عمل کنید پاداش می‌دهم، ولی یهودیان پشت سر انداختند مانند اعراض مسلمین از قرآن. و جملة: "وَاذْكُرُوا مَا فِيهِ..."، دلالت دارد که؛ به یاد پیمانهای إلهی‌بودن موجب تقوی، و نسیان آن موجب خسران است..آیه 89 الی 98
متن آیه:
ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَبًا(الکهف/89) حَتَّى إِذَا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَطْلُعُ عَلَى قَوْمٍ لَمْ نَجْعَلْ لَهُمْ مِنْ دُونِهَا سِتْرًا(الکهف/90) كَذَلِكَ وَقَدْ أَحَطْنَا بِمَا لَدَيهِ خُبْرًا(الکهف/91) ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَبًا(الکهف/92) حَتَّى إِذَا بَلَغَ بَينَ السَّدَّينِ وَجَدَ مِنْ دُونِهِمَا قَوْمًا لَا يكَادُونَ يفْقَهُونَ قَوْلًا(الکهف/93) قَالُوا يا ذَا الْقَرْنَينِ إِنَّ يأْجُوجَ وَمَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَكَ خَرْجًا عَلَى أَنْ تَجْعَلَ بَينَنَا وَبَينَهُمْ سَدًّا(الکهف/94) قَالَ مَا مَكَّنِّي فِيهِ رَبِّي خَيرٌ فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَينَكُمْ وَبَينَهُمْ رَدْمًا(الکهف/95) آتُونِي زُبَرَ الْحَدِيدِ حَتَّى إِذَا سَاوَى بَينَ الصَّدَفَينِ قَالَ انْفُخُوا حَتَّى إِذَا جَعَلَهُ نَارًا قَالَ آتُونِي أُفْرِغْ عَلَيهِ قِطْرًا(الکهف/96) فَمَا اسْطَاعُوا أَنْ يظْهَرُوهُ وَمَا اسْتَطَاعُوا لَهُ نَقْبًا(الکهف/97) قَالَ هَذَا رَحْمَةٌ مِنْ رَبِّي فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ رَبِّي جَعَلَهُ دَكَّاءَ وَكَانَ وَعْدُ رَبِّي حَقًّا(الکهف/98)
ترجمه: سپس در پی سبب رفت(89) تا چون رسید به محل طلوع خورشید دید خورشید طلوع بر قومی می‌کند که برای ایشان از جانب خورشید ساتری قرار نداده بودیم(90) بدین گونه بود و بتحقیق ما محیط و آگاه بودیم به آنچه نزد او بود(91) سپس به دنبال سبب رفت(92) تا رسید میان دو سد، نزد آن دو سد قومی را دید که نزدیک نبود سخنی را بفهمند (یعنی بسختی می‌فهمیدند)(93) گفتند: ای ذو القرنین، حقیقتا یأجوج و مأجوج در زمین فساد کنندگانند پس آیا برای تو خراجی قرار دهیم بر اینکه بین ما و بین ایشان سدی قرار دهی(94) گفت: آنچه پروردگارم مرا در آن تمکن داده بهتر است پس مرا به نیرو مدد کنید که بین شما و بین ایشان سدی قرار دهم(95) نزد من پاره‌های آهن را بیاورید تا آنکه بین دو برآمدگی کوه را مساوی کرد، گفت: بدمید تا آنکه آن را آتش نمود گفت: بیاورید نزدم تا بر آن مس گداخته را بریزم(96) پس نتوانستند که بر آن بالا روند و نتوانستند آن را سوراخ کنند(97) گفت: این رحمتی است از پروردگارم که چون وعدة پروردگارم آمد آن را ریز ریز مساوی زمین کند و وعدة پروردگارم حق بوده است(98). 
نکات: چنانکه در فرهنگ قرآن آقای صدر بلاغی توضیح داده شده مقصود از ذوالقرنین شخص کورش می‌باشد و اوست که سدی بنا کرده در سرزمین میان دریای خزر و دریای سیاه در آن سلسله کوه‌های قفقاز که خود دیواری بوده طبیعی میان شمال و جنوب و فقط یک راه که بنام تنگة داریال نامیده شده، در همانجا در نزدیکی تفلیس تاکنون دیوار آهنین موجود است، و قوم یاکوک و ماگوگ وحشی‌هائی بوده‌اند که از این راه هجوم به آسیا می‌کردند و به طرف غرب و جنوب هجوم می‌آوردند، و از بقیة همان قوم لشکر مغول و چنگیزخان بوده. و کوروش بوده که غرب و شرق را گرفته و سپس به طرف شمال حمله برده و آن سد را ساخته است. ولی بعضی از مفسرین گفته‌اند: ذوالقرنین لقب اسکندر مقدونی می‌باشد. بهر حال این خبر قرآنی از معجزات قرآن است که به محمد امی(ص) نازل شده است. آیه 99 الی 101
متن آیه:
وَتَرَكْنَا بَعْضَهُمْ يوْمَئِذٍ يمُوجُ فِي بَعْضٍ وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَجَمَعْنَاهُمْ جَمْعًا(الکهف/99) وَعَرَضْنَا جَهَنَّمَ يوْمَئِذٍ لِلْكَافِرِينَ عَرْضًا(الکهف/100) الَّذِينَ كَانَتْ أَعْينُهُمْ فِي غِطَاءٍ عَنْ ذِكْرِي وَكَانُوا لَا يسْتَطِيعُونَ سَمْعًا(الکهف/101)
ترجمه: و واگذاشتیم در آن روز بعضی از ایشان در بعضی دیگر موج بزنند و در صور دمیده شود پس ایشان را بخوبی جمع کنیم(99) و در آن روز دوزخ را بر کافران عرضه کنیم(100) آنانکه چشمانشان در پرده بوده از یاد من (و نمی‌دیدند حقائق را) و چنین بوده که توانائی شنیدن نداشتند(101). 
نکات: مقصود از جملة: وَتَرَكْنَا... این است که در روز بستن سد جمعیت یاگوگ و ماکوک را رها کردیم بجوشند میان خودشان، ولی روزی که نفخ صور شود همه را جمع و احضار خواهیم کرد و دوزخ را به ایشان عرضه خواهیم کرد، و آنانکه اعراض کردند و چشم خود را باز نکرده و از شنیدن سخن حق گوششان سنگین بوده و حق پوشی کرده، کافر و سزاوار دوزخند. آیه 102 الی 106
متن آیه:
أَفَحَسِبَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنْ يتَّخِذُوا عِبَادِي مِنْ دُونِي أَوْلِياءَ إِنَّا أَعْتَدْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِينَ نُزُلًا(الکهف/102) قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالًا(الکهف/103) الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَهُمْ يحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يحْسِنُونَ صُنْعًا(الکهف/104) أُولَئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ وَلِقَائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَلَا نُقِيمُ لَهُمْ يوْمَ الْقِيامَةِ وَزْنًا(الکهف/105) ذَلِكَ جَزَاؤُهُمْ جَهَنَّمُ بِمَا كَفَرُوا وَاتَّخَذُوا آياتِي وَرُسُلِي هُزُوًا(الکهف/106)
ترجمه: آیا آنانکه حق را پوشانیده گمان کردند که بندگان مرا که غیر منند سرپرستانی بگیرند به حالشان نافع است، محققا ما دوزخ را برای کافران آماده ساختیم(102) بگو آیا شما را خبر دهم به آنانکه زیان اعمالشان زیادتر است(103) آنانکه سعیشان در زندگی دنیا گم شده و غرق گردیده و حال آنکه ایشان می‌پندارند که کار خوبی می‌کنند(104) ایشان آنانند که به آیات پروردگارشان و به ملاقات او کافر شدند، پس اعمالشان هدر گردیده، پس روز قیامت برای ایشان وزنی بر پا نمی‌کنیم(105) این جهنم جزای ایشان است بسبب آنکه کافر شدند و آیات و رسولان مرا باستهزاء گرفتند(106). 
نکات: این آیات در مذمت و کف