افرت عازم سوريه شد، با جنب و جوش و شور و نشاط بيشتری در راه دعوت و تبليغ گام نهاد، تا اينكه در سال 1945م علنا تشكيل جماعت «اخوان المسلمين» اعلام كرد، و حكيمانه رهبری آن‌را در سوريه به‌ عهده گرفت و در پی جذب نخبگان جوانان بر آمد.
4 - مبارزات در زمينه ژورناليستی: دكتر سباعی به اين واقعيت پی برد كه روزنامه‌ها نقش چشمگيری در هدايت جامعه‌ها دارند و می‌توان از آنها به مثابه بزرگترين سلاح در جهت توجيه آراء عمومی و بيداری مردم از اهداف و مسلكها استفاده كرد، به همين خاطر عزم خود را جزم و اولين گامی كه در اين زمينه برداشت، تصميم به‌ تأسيس مجله‌ای تحت عنوان «مجله المنار» بود كه تأسيس آن از سال 1947م تا سال 1949م به طول انجاميد و از طريق آن در صدد پرداختن به مهم‌ترين مشكلات جامعه با بيانی روشن، روشی جذاب و جرأتی كم نظير جهت معالجه آنان بر آمد، و در سال 1955م نيز با برادران دينی خود روزنامه «الشهاب» را كه تا سال 1958م استمرار يافت، بنيان نهاد، و در همان سال 1955م مجله «المسلمون» را نيز بنيان نهاد، و بر اثر تلاش و زحمات بی وقفانه‌ای كه در اين مسير متحمل شدند، توانستند مجله فوق را به مدرسه‌ای تبديل كنند كه انعكاسی از يك تفكر اصيل اسلامی و منبری جهت دفاع از قضايای عالم اسلامی به‌ شمار آيد، و فصل جداگانه‌ای را نيز در آن به‌ نام «الدرة المعتصبة» به قضيه فلسطين اختصاص دادند. بدين گونه زندگانی دكتر سباعی صفحات تاريخی پر ارزشی را رقم می‌زد كه مملو از ايثار، افتخارات، جان فدايی، شجاعت، نيكوكاری و غيره بود، ايشان از دعوتگران بی‌همتايی بودند كه ذره ذره زندگانی و تك تك اعضای خويش را در خدمت اين دعوت اسلامی بسيج كرده بود، حتی روزهای آخر عمرش را كه بر اثر مريضی با درد وآلام رنج آوری همراه بود، بيشتر از تمام اوقات ديگر در خدمت به اين دعوت اسلامی صرف می‌شد، تا حدی كه اين مرحله از زندگيش به طلائی‌ترين دوران زندگي ايشان در زمينه‌های فكری، اجتماعی و ادبی نام آور گرديد.دکتر سباعی به‌ عنوان یک پروژه‌ی فقهی و عقلانی درخشانی محسوب می‌شد که‌ صدها مبحث و در موضوعات گوناگون فقهی و فکری ده‌ها کتاب را به‌ رشته‌ی تحریر درآورد، ایشان کتابخانه‌ی اسلامی را با ثروتی عظیم و انتشاراتی ممتاز مواجه‌ نمود که‌ از جمله‌ی مهمترین نوشته‌های ایشان موارد ذیل می‌باشد:
1-	أحكام الزواج.
2-	أحكام الأهلية والوصية.
3-	أحكام المواريث.
4-	الوصايا والفرائض.
5-	أخلاقنا الاجتماعية. چندین مرتبه‌ به‌ چاپ رسید که‌ چاپ نخست آن در سال 1375هـ به‌ وقوع پیوست.
6-	اشتراكية الإسلام. در سال 1959م نوشته‌ شد و سه‌ مرتبه‌ به‌ چاپ رسید.
7-	السنة ومكانتها في التشريع الإسلامي، دو مرتبه‌ به‌ چاپ رسید که‌ چاپ اول آن در سال 1960م بود.
8-	أحكام الصيام وفلسفته.
9-	نظام السلم والحرب في الإسلام.
10-	الدين والدولة في الإسلام.
11-	مشروعية الإرث وأحكامه في الإسلام.
12-	المرونة والتطور في التشريع الإسلامي.
13-	القلائد من فرائد الفوائد، در سال 1962م به‌ چاپ رسید.
14-	هكذا علمتني الحياة، در سال 1962م به‌ چاپ رسید و دو مرتبه‌ چاپ شده‌ است.
15-	المرأة بين الفقه والقانون، دو مرتبه‌ به‌ چاپ رسیده‌ که‌ چاپ نخست آن در سال 1962م، و چاپ دوم آن در سال 1966م به‌ انجام رسانیده‌ شده‌ است.
16-	من روائع حضارتنا، دو مرتبه‌ به‌ چاپ رسیده‌ که‌ چاپ نخست آن در سال 1959م، و چاپ دوم آن در سال 1968م به‌ انجام رسانیده‌ شده‌ است. 
17-	الأحوال الشخصية.
18-	السيرة النبوية.مردم در تمام مراحل زندگانی دكتر سباعی، ايشان را رهبری جان فدا، پيشوايی پرورنده، دانشمندی فرهيخته، سخنوری برجسته، متفكری دانا، سياست مداری درستكار و... می‌پنداشتند، اما در خصوص اشعار تنها در سالهای آخر عمرش شعرهای بچشم می‌خورد، روزهای كه همه‌اش را در رنج و محنت مريضی سپری نمود، اشعار ايشان در اين فتره انعكاسی از روحيه دعوتگرانی را جلوه می‌نمايد كه با سختی‌های روزگار دست و پنجه نرم كرده و مزه آن را چشيده‌اند، چون همه اشعار اين فتره‌اش با ظرافت‌های بی‌نظيری در قالب مناجات (زاری نمودن) و دعاهای آن دوران جلوه‌گر می‌شد. در واقع دكتر سباعی از همان دوران جوانی به سرودن اشعار در زمينه‌های دعوت اسلامی و حوادث سياسی و زاد و بوم خويش پرداخت، اما فعاليت‌های بی وقفانه ايشان در زمينه‌های جهاد، پرورش، تعليم، تفقه و همچنين عرصه‌های گوناگون زندگی ايشان را در رديف شاعران گمنامی قرار داد كه نامی از ايشان به چشم نمی‌خورد.روز شنبه سوم ماه تشرين الاول سال 1964م سنبل شعله‌های فروزان رو به افول نهاد و دكتر سباعی در سنی كه هنوز به 49 سالگی نرسيده بود به جوار حق پيوست، و صدها هزار نفر از مردم سوريه و دمشق در تشييع جنازه‌ سباعی جهت خداحافظی با رهبر خود، شركت نمودند.استاد دوسری بسیار شیفته‌ی علم و دانش بود، او در میان دانش‌جویان و علاقمندان به تحصیل علم؛ نشر دانش می‌کرد، و به‌ صورت مجانی کتاب را توزیع می‌نمود.
ایشان(رح) از فراست و درایت و زیرکی و دور اندیشی بسیار قوی‌ای برخوردار بود، به‌ عنوان مثال وقتی که جمال عبدالناصر در سال (1954م) رهبری مصر را به دست گرفت و با صدای بلند شعار آزادی ملت عرب از یوغ استعمار را سر داد، و نیز آزادی فلسطین و دیگر وعد و وعیدهای باطل خود را بر منبرها و در مجالس و محافل مطرح ساخت؛ ایشان در مجالس و بر روی منبرها نسبت به حیله‌های آن مرد هشدار داد، لذا از سوی بسیاری از مردم مورد دشمنی قرار گرفت، و یکی از خویشانش در صدد ضربه زدن به ایشان، و حتی کشتنش بر آمد، ولی بعد از آشکار شدن ماهیت و حقیقت او بعد از دگرگونی او در (حزیران=تیر ماه) مردم و شخصاً کسی که تصمیم به قتل او گرفته بود، از او معذرت‌خواهی کردند.
دوسری(رح) در یک سخنرانی که در سال (1399هـ) در دانشگاه علمی ریاض ایراد کرد، گفت: «قطعاً در صورت جنگ با اسرائیل؛ امت اسلام شکست خواهد خورد، و کرانه‌های باختری رود اردن، جولان و سینا از دست خواهد رفت؛ و بعد از آن برای گرفتن اعتراف به‌ (حقانیت اسرائیل) شروع به گفتگو می‌کنند و از مصر شروع می‌شود».
 همان صورت که استاد بزرگوار پیش‌بینی کرده، اتفاق افتاد، طاغوت‌های ملی‌گرای عرب؛ صحنه را ترک کردند، و رئیس خود را دچار ننگ و رسوایی کردند، که‌ این، نتیجه‌ی انحراف از راه نور و قرآن است.
استاد دوسری در ابراز سخن حق صریح و دارای موضعگیری شجاعانه است، تردید یا ماست‌مالی و سازش را نمی‌شناسد، او در مقابل تهدید یا وعد و وعید نرمش نشان نمی‌دهد، بلکه آشکارا امر به معروف و نهی از منکر می‌کند، و با لحن شدید در مقابل کسانی که دین را وسیله‌ی تجارت قرار داده‌اند، یا نسبت به حق ساکت هستند و سلامتی و مصلحت طلبی را بر موضع مردانه و صلابت و استواری در دعوت ترجیح می‌دهند؛ ‌ایستاده و مبارزه می‌کند.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:71.txt">سرفصل</a><a class="text" href="w:text:72.txt">خانواده و آغاز زندگی</a><a