 class="text" href="w:text:73.txt">امام مودودی در بُعد مطبوعاتی</a><a class="text" href="w:text:74.txt">همراه با شاعر اسلام محمد اقبال</a><a class="text" href="w:text:75.txt">تأسیس جماعت اسلامی در لاهور</a><a class="text" href="w:text:76.txt">بازداشت امام مودودی</a><a class="text" href="w:text:77.txt">صدور حکمِ اعدام امام مودودی</a><a class="text" href="w:text:78.txt">نقش و تأثیرات مودودی بر توده¬ی مردم</a><a class="text" href="w:text:79.txt">تألیفات امام مودودی</a><a class="text" href="w:text:80.txt">این چراغ درخشان، خاموش می‌گردد</a></body></html>اسلام أون لاین
در میان دعوتگران اسلامی، امام مودودی به‌ عنو‌ان سمبل و الگوی یگانه¬ به حساب می‌آید، آن شخصیتی که عمر و زندگانی خود را وقف تبلیغ و دعوت به اسلام کرد؛ ایشان رسالت زندگی خویش را اعلای کلمه¬ی حق و تثبیت و محکم¬سازی اسلام در دل پیروانش قرار داد و توجه‌ به‌ آن‌را قبل از گزینه‌ی وطنش گذاشت. 
همانا صداقت و اخلاص او در زمینه¬ی دعوت و تبلیغ و اجتهاد مضاعف او در راستای رسالتش، بیشترین نقش را در راستای گردآمدن مردم در پیرامونش ایفا کرد، و همچنین تأثیر زیادی در گردآوری مردم تحت پرچم ایده‌ی خود داشت، چرا که او از حدود قومیت و مرزهای جغرافیائی تخطی و عبور کرده بود، تا در همه ¬جا به‌ عنوان یک سرپرست و ناظر جهانی برای اسلام شناخته شود، بلکه اعمال و تألیفات ایشان از مرزهای بومی و محلی و اسارت لغت و زبان فراتر رفتند، و به‌ همین خاطر به بیشتر زبانهای رایج جهان ترجمه شدند تا چشمه¬ا¬ی تازه‌ و تجددگرا باشد برای افکار و بیانات دعوی ایشان که از مرحله¬ی دعوت به زبان و قیاس فکری به میدان تطبیق عملی برای قانون اسلامی در ابعاد سه‌گانه¬ی حکمی، فرمانده‌هی و رفتاری قدم نهاده‌ بود.امام مودودی از میان خانواده¬ای چشم به‌ جهان گشود که‌ اصول و ریشه¬هایش به‌ شبه جزیره عرب برمی‌گردد؛ آری خانواده¬ی او بیش از هزار سال قبل به منطقه‌ی «جشت» در نزدیکی شهر «هرات» هجرت نمود، سپس جد بزرگش «ضواجه مودود» در اواخر قرن نوزدهم هجری به هند هجرت نمود. 
پدرش سید احمد حسن مودود که‌ در سال 1266هـ برابر با 1850م در دهلی هند متولد شد، یکی از دانشجویان دانشگاه «علیکره» بود، سپس به عنوان مدرس شروع به‌ تدریس نمود و پس از مدتی کار وکیل دفاعی را به عهده گرفت، و در سوم رجب 1321هـ برابر با 25 سبتامبر 1903م خداوند(جل جلاله) ابوالأعلی مودودی را نصیب او گردانید. بعد از تولد ابوالاعلی به مقدار یک سال پدرش از مردم دوری و کناره¬گیری کرد و به‌ زهد و تقوی رغبت و میل پیدا کرد، پس امام مودودی در آن محیط و فضای صوفی¬گری پرورش می¬یابد، و در محیطی چشمانش به جهان گشود که لبریز از زهد، ورع و تقوی بود.
امام مودودی مرحله‌ی کودکی خود را در محل تولدش در شهر «أورنگ آباد الدکن» واقع در ایالت حیدر آباد سپری کرد و پدرش اولین مربی و معلم او بود، پدرش شدیدا حریص و آزمند بود که مودودی تربیت و پرورشی دینی داشته باشد، از این رو پدرش مشغول به تلقین و تفهیم نمودن داستان پیامبران و تاریخ اسلامی به او گردید، او را با خود به مجالس علماء و افراد دینی می¬برد؛ به این جهت استعداد و ویژگیهای فطری او باز و شکوفا شدند، و نبوغ و ذکاوت او در سنین نونهالی ظاهر شد، و رضائیت و تشویق مربی و استادانش را در سالهای نخست تحصیلی خود کسب کرد. و همچنین پدرش بسیار علاقه¬مند بود که علاوه بر تعلیم فقه و حدیث، زبانهای عربی و فارسی را هم به او یاد بدهد، و مودودی با اهتمام و قاطعیت به درس و تعلیم روی آورد تا این‌که‌ امتحان مولوی را که معادل لیسانس است، با موفقیت پشت سر گذاشت.لازم به‌ ذکر است که‌ پدر امام در این اثنا با مرض فلجی دچار گردید و بدون هیچ حرکتی زمین¬گیر و خانه¬نشین شد، لذا راههای معیشت و زندگی بر اهل آن خانواده تنگ و محدود گشت، بنابراین، مودودی ناچار شد برای به دست آوردن لقمه¬ی معیشت، دست و پنجه را با کار نرم کند؛ و چون خداوند استعداد نوشتن را بدو داده بود که آن را از روی خواندن و مطالعه کردن زیاد، آراسته و پیراسته بود، مودودی تصمیم گرفت که قلمش را هم به‌ عنوان وسیله¬ا¬ی برای امرار معاش خانواده¬اش قرار دهد. گفتنی است که‌ برادر بزرگترش (سید ابوالخیر) مدیر مجله‌ی شهر بجنور بود، و امام مودودی را به عنوان نویسنده¬ی روزنامه در آنجا به کار گرفت، اما او  مدت زیادی در آنجا ماندگار نشد، که دولت آن روزنامه را توقیف نمود، و بعد از آن در هفته‌نامه‌ی «تاج» در شهر جلبور ادامه به کار نوشتن داد که‌ هر روز منتشر می¬شد.
همانا برخی از نتیجه¬ی فعالیت¬های مطبوعاتی امام مودودی این بود که سعی کرد تا به خوبی زبان انگلیسی را یاد بگیرد، به این جهت برای او سهل و آسان بود که اطلاع و آگاهی را از کتابهای تاریخی، فلسفی، اجتماعی و مقارنه¬ی أدیان در انگلیسی بدون مواجه شدن با هر گونه صعوبت و مشکلی در فهم و درک کامل آن، داشته باشد.
لازم به‌ یاداوری است که‌ طولی نکشید که حکومت آن روزنامه را نیز توقیف و پلمپ کرد؛ لذا مودودی به "دهلی" بازگشت و با مدیر مجمع علمای هند در انتشار روزنامه¬ی «مسلم» شریک شد، و به مدت سه سال مدیر تحریر و نوشتن آن گردید، تا این‌که در سال 1341هـ برابر با 1922م به بهوبال انتقال یافت، سپس بار دیگر در سال 1342هـ برابر با 1923م به دهلی بازگشت و در آنجا سرپرستی نظارت بر انتشار مجله¬ی «الجمعیة» را به عهده گرفت که‌ مجمع علمای هند آن‌را صادر می‌کردند، و شخصا خستگی ناپذیرانه مسئولیت سنگین نشر آن‌ر‌ا تا سال 1347هـ برابر با 1928م متحمل گردید.در آن سال کتاب «الجهاد فی الاسلام» را به پایان رساند، آن کتابی که شهرت جهانی را به‌ او بخشید، حال آنکه امام مودودی آن‌را به عنوان ردّی بر اظهارات گاندی نوشته بود، که مدعی بود اسلام به وسیله¬ی لبه¬ی شمشیر انتشار یافته است.
و در سال (1351هـ برابر با 1932م) کتاب «ترجمان القرآن» را از حیدر آباد الرکن صادر کرد، که شعارش همین جمله بود: ای مسلمانان! بلند شوید و دعوت قرآن را به دوش بگیرید و در آسمان جهان پرواز کنید.
آری نقش و تأثیر امام مودودی از طریق کتاب «ترجمان القرآن» از جمله‌ی مهمترین عواملی بود که به‌ انتشار جریان اسلامی در هند و تقویت آن کمک کرد که‌ در پیکر حزب رابطه¬ی اسلامی متبلور گردید، و ضمن کنفرانسی که در سال (1356هـ برابر با 1937م) در لنکو برگزار شد بر این مسئله تأکید گذاشت که‌ باید ولایت‌هایی که‌ دارای اغلبیت اسلامی هستند، مستقل و خودمختار باشند.
آری به جهت بازدهی شهرت مودودی و وسعت دایره¬ی تأثیر فکری او در عالم اسلامی، مفکر و فیلسوفی همچون محمد اقبال در سال (1356هـ برابر با 1937م) او را به لاهور دعوت نمود تا اسلوب شور و شکوفایی اسلامی او را بیازماید و به کار بندد، امام مودودی نیز به‌ دعوت اقبال لبیک گفت.
هنگامی که‌ اقبال در سال بعدی (1357هـ برابر با 1938م) وفات یافت، درحالی¬که خلاء بزرگی را در مجال فکر و دعوت جا گذاشته بود، دیدگان و أنظار عموم متوجه امام مودودی شدند تا چنین خلأی که بعد از رحل