ند: «حَيَّ عَلَى الطَّهُورِ الْمُبَارَكِ وَالْبَرَكَة مِنَ اللَّهِ» فَلَقَدْ رَأَيْتُ الْمَاءَ يَنْبُعُ مِنْ بَيْنِ أَصَابِعِ رسول الله(ص).(2)  
یعنی:« بسوي آب مبارك بشتابيد و بركت آن از جانب خداست». (ابن مسعود می گوید:)همانا ديدم كه آب از ميان انگشتان رسول خدا صلی الله علیه و سلم فواره مي کرد».
امام ابن قیم رحمه الله در کتاب خود (بدائع الفوائد) هنگام بحث در مورد مسئله "تحیةالاسلام"(السلام علیکم ورحمۀالله وبرکاته) می نویسد:« رحمت و برکت به احدی نسبت داده نمی شود مگر خداوند یکتا و بنابراین هرگز گفته نمی شود(رحمت و برکت من بر شما باد) یا (سلام من بر شما باد،و سلام فلانی بر فلانی)و براستی که رحمت و برکت بدون سلامت حاصل نمی شود،چرا که سلامت از شر به دور است...»(3)  و شیخ صالح بن عبدالعزیز آل شیخ حفظه الله می گوید:« تبرک یعنی طلب خیر فراوان و دائمی که طبق تصریح نصوص قرآن و سنت ،فقط خداوند می تواند خیر و برکت عطا کند نه کسی دیگر...از این رو برای احدی از مخلوقات روا نیست که بگوید من به فلانی برکت دادم،یا برکت خواهم داد و یا بگوید قدوم شما بابرکت بود چون کلمه برکت به معنی خیر کثیر و دائم است که فقط به ذات یکتای الله اختصاص دارد»(4) 
--------------------------------------------------
1) تفسیر طبری(3/222).
2) صحیح بخارى- 3579.
3) بدائع الفوائد (2/181).
4) غایة المرید در شرح کتاب توحید صفحه 53.قبلاً در بیان انواع تبرک مشروع مشخص گردید که؛ تبرک به صالحان به صورت "همنشینی با آنها و منتفع شدن از دعای خیر آنها و استفاده از علم آنها" جایز است و رسیدن به این نوع تبرک در خلال هم نشینی با آنها حاصل می شود هر چند بعد از وفاتشان تنها می توان از علمی که از خود به ارث گذاشته اند منتفع شد.هر نوع تبرکی به غیر از موارد ذکر شده در مورد صالحان، مشروع نبوده و بلکه ممنوع است. از جمله موارد تبرک نامشروع به صالحان می توان به موارد زیر اشاره کرد: تبرک به ذات صالحان و یا آثار آنها چه در زمان حیات و چه بعد از وفاتشان نا مشروع بوده و تبرک به ذات و آثار فقط مختص پیامبر(ص) است.و دیگران از اولیاء و صالحان در این نوع تبرک با پیامبر(ص)قیاس نمی شوند.بوسیدن دست صالحان و مسح جسم و آثار آنها  یا بوسیدن جنازه - به نیت تبرک ،از مظاهر تبرک نامشروع به صالحان است.بعنوان مثال بعضی از حاجیان در مکه و مدینه پس از پایان خطبه جمعه سعی در تمسح ائمه ی حرم مکه و مدینه دارند.(1)  تبرک به آثار منفصل از صالحان همانند مو ، عرق و آب مانده از وضو و یا نگه داری البسه و ادوات شخصی آنها جهت تبرک به کلی ممنوع بوده و خاص پیامبر(ص)  است.
------------------------------------------
1) الابداع فی مضار الابتداع – علي محفوظ ص 79. قبلا دلایلی بر عدم مشروعیت تبرک به "آثار مکانی پیامبر(ص) " که بر وجه تعبد صورت می گیرد ،بیان گردید. مانند مکان هایی که ایشان در آنجا نماز یا دعا خوانده اند و یا نشسته یا خوابیده اند و یا مکان ولادت ایشان.پس شکی نیست اگر تبرک به این موارد در حق رسول الله(ص)مشروع نباشد به طریق الاولی در حق صالحان و غیر آنها نا مشروع و ممنوع است.و اما آنچه بعضی از جاهلان به تعدادی از اماکن ولادت صحابه همچون علی ابن ابی طالب و فاطمه و عمر ابن خطاب(رض)تبرک می جویند و آن مکانها را هر سال زیارت و مسح می کنند، هیچ اصلی ندارد.(1)   

شبهه ی مخالفان و رد آن:
کسانی که قائل به تبرک جسم و آثار صالحان هستند، دلیل خود را بر جواز آن،قیاس به پیامبر(ص) ذکر می کنند و این درحالیست چنانکه گذشت چنین قیاسی صحیح نیست(2) 
 و همچنین به آیه ی 248 سوره ی بقره استناد کرده اند آنجا که الله تعالی می فرماید:« وَقَالَ لَهُمْ نِبِيُّهُمْ إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَن يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَبَقِيَّةٌ مِّمَّا تَرَكَ آلُ مُوسَى وَآلُ هَارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلآئِكَةُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ»  یعنی: و پيامبرشان بديشان گفت در حقيقت نشانه پادشاهى او اين است كه آن صندوق [عهد] كه در آن آرامش خاطرى از جانب پروردگارتان و بازمانده‏اى از آنچه آل موسى و آل هارون [در آن] بر جاى نهاده‏اند در حالى كه ملائک آن را حمل مى‏كنند به سوى شما خواهد آمد مسلما اگر مؤمن باشيد براى شما در اين [رويداد] نشانه‏اى است.
و اظهار داشته اند که این آیه دلالت بر تبرک به بقایا و آثار صالحان دارد. در جواب این شبهه باید گفت که :اولاً مفسرین در مورد لفظ «بَقِيَّةٌ» اختلاف نظر دارند. بعضی از مفسرین گفته اند که (منظور از آن) عصای موسی و هارون ، لباس و تکه های الواح تورات است. و بعضی گفته اند فقط عصا و کفش بوده است و نیز گفته اند که سکینه به معنی "آنچه که باعث تسکین نفوس می شود"، بوده و تابوت را به معنای صندوق معنی کرده اند.(3)  
ثانیا: منظور از آل موسی و آل هارون، خود موسی و هارون است و وارد شدن لفظ "آل" به خاطر بالا بردن شأنشان است.(4)  و گفته اند منظور از انبیاء، همان فرزندان یعقوب هستند زیرا آنها از ذریه ی یعقوب می باشند(5)  .پس بر این اساس، بقایا (وَبَقِيَّةٌ مِّمَّا تَرَكَ) اشاره شده در این آیه، فقط خاص انبیاء است نه غیر آنها و همچنان که قبلاً در قسمت تبرک مشروع به آثار و ذات پیامبر(ص) ذکر کردیم، تبرک به آثار انبیاء – غیر از آثار مکانی- کاملاً مشروع است. بنابراین در این آیه دلیلی بر جواز تبرک به بقایا و آثار اولیاء و صالحان (غیر از انبیاء) وجود ندارد و کسی که گمان می برد آیه فوق دلالت بر جواز چنین تبرکی دارد به راستی که از متشابهات قرآن پیروی کرده و خود را در فتنه و جهالت انداخته است.(6) 
 و باز به یک حکایت تاریخی استناد کرده اند؛ از ربیع بن سلیمان(7)  روایت شده است که: امام شافعی وی را مأمور کرد تا از مصر کتابی را نزد امام احمد حنبل در بغداد ببرد، در این کتاب نوشته بود که وی (امام شافعی) در خواب پیامبر(ص)را دیده و به او امر کرده است به احمد بشارت دهد که خداوند به زودی وی را در مورد "خلق قرآن"(8)  امتحان خواهد نمود، و خداوند وی را پیروز و علم وی را تا روز قیامت مرتفع می نماید. (بعد از اینکه ربیع آن کتاب را به امام احمد رساند) امام احمد یکی از لباسهایش را به عنوان بشارت به ربیع می دهد، موقعی که ربیع به مصر بازگشت امام شافعی به آن لباس تبرک جست.(9)  
اما این حکایت صحیح نیست. امام ذهبی رحمه الله در کتاب "سیر اعلام النبلاء" می گوید: " آنچه ربیع روایت کرده است که شافعی وی را همراه کتابی به سوی احمد بن حنبل روانه کرده است صحیح نبوده"(10)  و آنچه که کلام امام ذهبی را تأیید می کند آنست که خطیب بغدادی در کتاب خود؛" تاریخ بغداد" از ربیع بن سلیمان اشاره ای نکرده است درحالیکه خطیب شرح حال کلیه ی افراد مشهور که وارد بغداد شده اند، را در کتاب خویش خالی نگذاشته است و این را نیز می دانیم که ربیع بن سلیمان مشهور بوده است. و با تامل در سند این روایت معلوم می گردد که شخصی بنام"ابا عبدالرحمن محمد بن الحسین السلمی" وجود دارد که امام ذهبی رحمه الله