فَلَا تَلُمْنِي فِيمَا تَمْلِكُ وَلَا أَمْلِكُ»[1] 

« پیامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  در نفقه و نوبت، عدالت می کرد و می گفت: ای الله! این تقسیم من در آن چیزی است که در اختیار و توانم است. پس در آن چه در اختیار توست و در اختیار من نیست؛ مرا ملامت مکن»

 شیخ ابن باز – فتاوی المرأة، ص 108
--------------------------------------------------------------------------------
[1]  احمد (6/144) و ابوداود (2134) و ترمذی (1140) و نسائی (3943) و ابن ماجه (1971) و دارمی (2207) و ابن حبان (4205) و حاکم 2/187(2761) حاكم آن را صحیح قرار داده و ذهبی با او موافق است.[117] حکمت ازدواج پیامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  با نه زن

س: چرا پیامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  با مجموعه ای از زنان ازدواج نمود؟

ج: الله تعالی حکمت فراوان و به جا دارد. ازجمله حکمت او این است که در ادیان گذشته و در شریعت پیامبر ما محمدصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  اجازه داده که مردان با بیش از یک زن ازدواج نمایند. چند همسری ویژه ی پیامبر ما محمدصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  نبوده است. یعقوب علیه السلام دو زن داشته است.

 سلیمان بن داود علیه السلام نود و نه زن داشت و در یک شب با همه همبستر شد به این امید که الله تعالی از هریک به او پسری بدهد که در راه الله جهاد کند. 

این كار از امور بدعت و نو پيدا در شریعت نیست. همچنین با عقل و فطرت تضادی ندارد؛ بلکه مقتضای حکمت است. چون بر حسب آمار گیریهایی که همواره انجام می شوند تعداد زنان از مردان بیشتر است. گاهی مرد از چنان توان جنسی اي برخوردار است که باید با بیش از یک زن ازدواج نماید تا غریزه اش را از راه حلال اشباع نماید. گاهی زن دچار بیماریهایی از قبیل حیض و نفاس می شود که مرد نمی تواند غریزه اش را اشباع نماید؛ بنابراین نیاز پیدا می کند که زن دیگری داشته باشد تا از راه حلال غریزه اش را اشباع نماید و از گناه دور بماند.

 وقتی که چند همسری از نظر عقلی، فطری، و شرعی مباح و جایز است. و پیامبران گذشته این کار را کرده اند و ممکن است ضرورت باشد؛ پس اگر پیامبر ما محمدصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  چنین کاری کرده نباید تعجب کرد. ازدواج پیامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  با جمعی از زنان حکمت هایی دارد که علما ذکر کرده اند، برخی عبارتند از:

 رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  با این ازدواج ها پیوند و رابطه اش را با بعضی از قبیله ها مستحکم می نمود به امید آن که از این راه اسلام قوت بگیرد و زمینه ي گسترش آن فراهم شود. زیرا فامیل شدن محبت را بیشتر می کند و پیوند های برادری و محبت را مستحکم می نماید.

 از آن جمله این که رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ می خواست برخی از بیوه زنان را پناه دهد و آنها در کنار فردی بهتر از شوهرانشان که آنها را از دست داده اند قرار بگیرند. این کار، آنان را شادمان مي نمود و مصیبت شان را جبران می کرد و به عنوان سنت و امري پسنديده برای امّت قرار گرفت. کسانی که در جهاد شهید می شدند، همسرانشان را به عقد ازدواج خود در می آوردند و این گونه به آنها احسان می کردند.

 یکی این که به امید زیاد شدن جمعیت و نسل که امری فطری است و سبب بیشتر شدن جمعیت امت می شود و فرزندانی به دنیا خواهند آمد که دین را یاری می دهند چنین کرد.

 از آن جمله یکی این که رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  با زنان زیادی ازدواج کرد و این گونه تعداد زنان معلّم و راهنما که سیرت و رفتار داخل خانه او را فرا گرفتند، زیاد نمود. انگیزه ي رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  از ازدواج با جمع زیادی از زنان فقط شهوترانی نبوده است؛ زیرا از زنان رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  فقط عایشه رضي الله عنها دوشیزه و کم سن و سال بود. بقیه زنانش بیوه بودند. اگر انگیزه اش از چند همسری شهوترانی و غریزه ی جنسی می بود، ایشان صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  با دوشیزگان کم سن و سال ازدواج می کرد. بخصوص بعد از هجرت و پیروزیها و بعد از آن که دولت اسلامی برپا شد و مسلمین قدرت یافتند و تعدادشان زیاد شده بود. هر خانواده ای دوست داشت که با رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  وصلت نماید. دوست داشت که رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ از ميان آنها زن بگیرد؛ اما رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  چنین نکرد. بلکه به خاطر مناسبتهای خوب و انگیزه های والا ازدواج می کرد.

 هرکس شرایط ازدواج ایشان صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  با هر یک از زنانش را بررسی کند، مسئله برایش واضح می شود. همچنین اگر رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  شهوتران می بود، رفتارش در دوران جوانی که تنها زنش خدیجه بنت خویلد رضي الله عنها که از رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  به لحاظ سنی بزرگتر بود؛ مشخص می کرد.

 ایشان در رعایت نوبت بین زنهایش که از نظر سنی و زیبایی متفاوت بودند؛ عدالت نمی کرد. اما تنها چیزی که از او حکایت می شود پاکدامنی و عفت در جوانی و بزرگسالی است و نشانگر کمال پاکی و درستکاری و اخلاق والای ایشان است که میان دشمنانش مشهور شده بود.

وبالله التوفیق و صلی الله علی نبینا محمد و آله و صحبه و سلم

فتاوای انجمن دائم پژوهشهای علمی و افتا (19/170-173)[118] طریقه ی شرعی نوبت بین زنان

س: کسی که ازدواج می کند اگر زنش دوشیزه است باید یک هفته پیش او بماند. اگر بیوه است سه روز باید پیش او بماند. و افرادی برای نماز جماعت بیرون نمی آیند. آیا در حدیث و سنت پيامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  چنین است که داماد برای نماز جماعت بیرون نیاید؟

ج: اگر فرد با دوشیزه ای ازدواج کرده پیش او یک هفته بماند و بعد از یک هفته به نوبت پیش بقيه ي همسرانش برود. اگر زنش بیوه بوده سه روز نزد او بماند. بعد از سه روز نوبت را رعایت کند. اگر زنش بیوه بود و او دوست داشت هفت روز پیش او بماند. بعد آنها را با ماندن پیش زن قبلی جبران نماید.

 اصل در این مورد حدیثی است که ابوقلابه از انس رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ روایت می کند که گفت: سنت چنین است که اگر فرد با دوشیزه ای ازدواج کرد نزد او هفت روز بماند. سپس اوقات را تقسیم کند. اگر با بیوه ای ازدواج کرد سه روز پیش او بماند و بعد از آن روزها را تقسیم کند. ابوقلابه می گوید: می توانید بگویید انس رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ این حدیث را از رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  روایت کرده است. این حدیث متفق علیه است و لفظ آن از بخاری است.

 ام سلمه رضي الله عنها روایت می کند که رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  وقتی با او ازدواج کرد سه روز پیش او ماند و فرمود« إِنَّهُ لَ